۱۸ پاسخ

عزیزم اگه دوست داشتی تاپیک های منو بخون

کلا تربیت بچه یه چیزی نیست که تو یک شب اتفاق بیفته، یه پروسه طولانی و طاقت فرساس عزیزم

میفهممت.بچه های منم مهمون بیاد مهمونی بریم کلا منو حرفام فراموش میکنن.بعدش میشینیم صحبت میکنیم‌میگن چشم اما تو موقعیت کلا چیزی یادشون نمیاد.

بعضی وقتا واقعا کاسه صبر آدم لبریز میشه

منم جدیدا خیلی عصبی شدم بچه های من فقط باهم دعوا میگیرن البته بزرگه مقصر نیست کوچیکه لجبازه هرچی ایهان داره میخواد کل کادوهای تولد ایهان مال خودش میدونه اسباب بازیاشون همه دوتا دوتاست مال خودش میشکنه مال این ورمیداره دعچامیشه میوفتن جون هم اوف منم واقعا مغزم نمیکشه از حرص جون از سر غروب معده درد گرفتم با هیچیم خوب نمیشم هرکی میرسه بهم میگه ولشون کن ب خودت نذار بابا صحبت یه ساعت دوسلعت نیست ک کل تایم زندگیم همینه

همه بچه ها اینجورین ما همه عصاب و روانمون بهم ریخته

بخدا بریددددددم هر کاری می کنم حریفشم نمی شم واقعا بعضی وقتا فکر می کنم خودم منگول ام .😭😭😭😭😭😭😭

نه گفتن رو بهش باید از همون اول یاد میدادی هنوزم دیر نیست هنوزم میشه آموزش داد و اینم یادت باشه هرچی خونه بابایی باشه تو مدرسه و جامعه اونجور نیست پس باید تربیت عوض بشه
والا منم تازگیا بازم دارم خودم رو تغییر میدم رفتارهام رو اخلاقام رو طرز صحبت هام رو ،اول از خودم شروع کردم دیدم تاثیری میزاره خب ب همین منوال پیش میریم نه اخلاق بچه هام رو عوض میکنم باید یادشون بدم ک همیشه اونی نمیشه ک ما منتظریم
دخترام میگن فلان چیز میخام میگم باشه میگن کی میگم ب وقتش دیگ میرن گیر بدن میگم حالا ک اینطور شد کلا فلان چیز رو نمیدم حالا هی گریه جیغ داد نق اصن اهمیت نمیدم تازه میگم پاشین برین اتاق من بچه نق نقو و گریه کن نمیخام.روشت رو تغییر بده خواهر اینجوری خودت نابود میشی

منم اینجوریم با تفاوت اینک من اینجا کسی رو ندارم جایی نمیرم ۲۴ساعت تو خونم ب دخترم هرچی بگم باباش پشتش درمیاد اونم اصلا ب حرفم گوش نمیده وقتی باباش خونس الان ی هفته با شوهرم قهر سراین بچه از بس ک لوسش میکنه

من بچم زیاد بیرون می‌بردم واسه همین بچه خسته میشد وقتی کمتر بردم بهتر شد رفتارش

عزیزم کاملا بهت حق میدم خسته باشی دختر منم همین رفتار ها رو داشت و داره الان کمتر شده همیشه میخواست حرف خودش باشه یه روز که شوهرم سرکار بود من مخالفت کردم اون روز همش جیغ می‌کشید و میخواست من بهش توجه کنم و بگم جیغ نزن اما من با خونسردی اومدم کنارش گفتم چی شده وقتی دید اون رفتارش رو من اثر نداره انجام نداد به نظرم بذار وقتی مخالفت میکنی هر چقدر میخواد گریه کنه جیغ بزنه بعد کم کم بهتر میشه من الان امسال مهد گذاشتم بهتر الان رفتار میکنه

حق داری عصبی باشی. ما آدمیم. صبر مون کمهـ. نمیگم زدن کار خوبیه. ولی منم گاه گاه دسنم خطا میره. اما سعی کن. مهمونی میری یا مهمون میاد فقط ازش تعریف کنی. اگه نقاحدوست داره بده تا مشغول باشه... برای من سه تا هستن . 🥴داااغونم میکنن🤯🥶

منم موندم بادوتا....خیلی باهم دعوا میکنن

محدثه من همین الان که دارم تایپ میکنم اون خوابیده ولی بحدی فشار رومه که خدامیدونه
لجبااااااز شدید
ی رفتارایی میکنه که دوس دارم بمیرم
امشب خونه مامانم بودیم دوستمم بود جلو دوستم و مامانم هزاااار بار رفتارایی کرد که خودخوری کردم خودداری کردم که چیزی بهش نگم
در اخر سر سفره جوری فشارم بالا رفت از بی تربیتیش که جلو همشون کنترل خودمو از دست دادم و بهش گفتم متنفرم از رفتارات ازت بدم میاد
و واقعا هم ازش بدم میاد
ی دختر سرتق که مداااام چسبیده به من و نق میزنه و سرش تو کار بزرگتراس داااااائم تقلید کارای بزرگترا رو میکنه و حرفای بزرگ بزرگ میزنه و بداخلاقی میکنه
😭😭😭😭😭😭😭😭

دختر منم همینطوره و من با وجود مشاوره های زیاااااد و پی در پی فقط به این نتیجه رسیدم آرامش آرامش آزامش و صبر کارسازه

بخدا منم همینم
قبلا اصلا اینطور نیود یعنی قیمه قیمه ش کنم کاری بگم نکن میکنه حرف گوش نمیده
مدام قهرمیکنه گریه. میکنه تهدید میکنه
همش به خودم دلداری میدم میگم بزرگ میشه خوب میشه

دخترمنم دقیقا همین

ما هم همینیم همش بحث‌داریم خیییییییلی دستور میده مثلا حتمااااا خمین الان بریم سوپری میگم نه میگه تو‌ چجور مادری هستی
همش باشوهرم دعوامون میشه سر ی بچه5ساله

باید واسش قانون بزارین باید خیلی باهاش حرف بزنین و بدو خوبو بهش یاد بدین البته با محبت و روی خوش من گاهی سختگیری هم میکنم واسش جواب میده

سوال های مرتبط

مامان دو تا عشق مامان دو تا عشق ۵ سالگی
فرزند پروری فرزندپروری فرزند پروری
پوشک بچه تربیت شیرخشک
داشتم جواب یه مادر عزیزی رو میدادم دیدم پاک کردن خواستم تجربه خودم رو بگم من دو تا بچه دارم قطعا روزایی هست حوصله ندارم خسته ام یا مثل الان استرس فشار .... اما وقتی عصبانی هستم اول از همه خودم قبول میکنم حال دلم خوب نیست
دوم تلاش می‌کنم سریع تر خودم رو به روز رسانی کنم
سوم واقعا مطالعه راجب کتک زدن کودک آگاهی و کنترل ما رو بیشتر میکنه
من از اول بچه ها رو کتک نزدم ولی خیلی عصبانی بشم
بهشون میگم دارم ناراحت میشم .این یعنی خیلی عصبانی هستم
واسه همین با شنیدن این کلمه اونا هم ناراحت میشن و معمولا در ادامه میگم بشین به کارت فکر کن
دخترم سریع میره اتاقش و مدتی فکر میکنه و بعد میاد میگه مامان میخای راجب موضوع حرف بزنیم
اما پسرم خیلی عاطفی هست اگه بهش بگم داری منو ناراحت میکنی خیلی شیرین زبونی میکنه میگه مامانا از بچه ها ناراحت نمیشن آخه من عشق تو هستم
این کلمات رو از خودم یاد گرفته واقعیت همینه همونجوری من و پدرش باهاشون رفتار میکنیم اونام همونا رو بازتاب میدن
مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۴ سالگی
امروز رفتم پارک با پسرم ولی برای اولین بار با یه خانم دعوا کردم: پسرم یه مقدار بازیگوشه مخصوصا وقتی میریم بیرون ، توی پارک هم دوس داره با همه بازی کنه و میره دنبالشون بعضی بچه ها هم مخصوصا دخترا دوست ندارن و همش میگن که چرا میای دنبال ما و پسر منم عصبانی میشه یا هی میره دنبالشون اونام دعواش میکنن. مدامم بهش گفتم با کسی دوس نداره باهات بازی کنه بازی نکن ولی گوش نمیده باز میره میخواد بازی کنه. امروزم یه دختری که حدود ۹-۱۰ سالش بود بهش خورد بعد فرار کرد سمت مامانش پسرم هم رفت دنبالش به حالت هل دادن ولی خیلی یواش به دختره زد و تا من برسم بهش دیدم مامان دختره سر پسر من که کوچیکه با صدای بلند داد میزنه که چرا دختر منو هل میدی و داد و بیداد میکرد سرش پسر منم نشست زمین گریه کردن منم رسیدم عصبانی شدم به زنه گفتم چرا سر بچه داد میزنی گفت چون دختر منو هل میده گفتم هرچی میخواستی بگی به من میگفتی نه سر بچه کوچیک . دست بچمو‌گرفتم بردم دعواشم کردم که چرا هل میدی و …
هنوز اعصابم خورده که چرا بعضی بزرگترا متوجه نیستن که با بچه کوچیک چجور حرف بزنن و حتی بچه هایی که بزرگترن هم درکی ندارن نسبت به بچه های کوچیکتر. من خودم همیشه به پسرم تذکر میدم اگه کار اشتباه کنه یا یا ببینم با بچه ای درحال دعوان میرم باهاشون حرف میزنم حتی اگه اونا مقصر باشن میگم باهم قشنگ بازی کنید هیچوقت دعواشون نمیکنم چون میگم اونا هم بچه ان.ولی بعضی پدرمادرها اصلا انگار نمیتونن به بچه ها بگن با هم تعامل کنن تازه از بچه ها بدتر رفتار میکنن و انگار فقط بچه اونا بچس برای بقیه انگار نیست.
نمیدونم کارم درست بود یا نه اعصابم خورده هنوز . باید چیکار کنم؟؟
مامان آلا مامان آلا ۵ سالگی
سلام مامانا
ی مسئله ای برام پیش اومده لطفا نظر بدین من دیشب تا صبح نخوابیدم از بس فکرم درگیر بود
دیشب ما خونه مادرشوهرم بودیم با خواهرشوهرا و. بچه هاشون
پسر خواهررشومرم کلا بچه ناسازگاری ی مدت هم قرص می‌خورد و دکتر روانشاس میرفت با مامانش دیشب بحث می‌کرد و ی چیزی میخواست ۱۱ سالشه
اونم میگفت نمیدم ی دفعه شوهرمو بلند شد دستش گرفت با حالت بد که چرا با مامانت اینکارو میکنی و بی ادبی و....دختر من فقط جیغ می‌زد همه بلند شدن جداشون کنن منم رفتم جلوی شوهرمو گرفتم جداشون کردم هلش دادم داد زدم سرش که برو بیرون ب تو چه ربطی داره تو بچه خودتو تربیت کن ب تو ربطی نداره اون بچه پدرو مادر داره دختر خودتو نگاه کنه بچه ام میلرزید فقط داد میزد واقعا عصبانی شده بودم کلا همسر من ب همه چی کار داره تو خانواده ماهم از این کارها میکنه
خواهرشوهرم حالا میگه تو بزرگش کردی داداشم میخواست پسرمو ادب کنه منم گفتم تو هیچی نگفتی من اگه جات بودم داداشم ب دخترم ی چیزی میگفت میخوابوندم زیر گوشش به داداشت چه ربطی داره بچه رو پدرو مادر ادب میکنن داداشت خیلی زرنگه بچه خودشو تربیت کنه بدهکار هم شدم
شما جای من بودین چی میکردین عکس العملتون چی بود