۲ پاسخ

یکی از فکت های نامحبوب اینه بعضی بچه ها واقعا بدجنسن!!!!!
بچه خواهرشوهرم یکسال از دخترم کوچیکتره و اونم دختره ،بعضی وقتا ی کارایی میکنه تعجب میکنم.
مثلا دخترم داشت با پسر عمه ش بازی میکرد،یهو دخترعمه ش با لیوان از پشت محکم زد تو گردن دخترم ....پریروزم یهو میز تحریر انداخت رو پای دخترم! دخترم داشت داستان تعریف میکرد ،این مدام میگفت من اصلا گوش نمیدم تا حرصش دربیاد🙄

عزیزم بستگی ب ذات بچه داره اون بچه تربیتش درست ن

سوال های مرتبط

مامان عزیزدل مامان عزیزدل ۵ سالگی
هروقت بچه خواهر شوهرم میاد خونه ما من از حرص تا مرز جنون میرم و دیونه میشم
از دختر من چند ماهی بزرگتره
ولی اندازه یه زن ۵۰ ساله زرنگ و مارموزه،یه سره در گوش دختر من دو پچ می‌کنه و به دخترم یاد میده حرف من و گوش نده خونه رو بهم بریزن وسایل و خراب کنن یا به دختر من میگه فلان وسیله رو باید بدی به من اینا رو آروم و با سیاست در گوش دخترم میگه و اون وقتی میگه نه تهدید می‌کنه که باهات بازی نمی‌کنم خونمون رات نمیدم قهر میکنم باهات دختر منم از ترسش همه حرفاش و قبول می‌کنه
یا خوراکی میبرم براشون برمیداره خودش یکیش و زیاد می‌کنه یکیش و کم در گوش دخترم میگه زیاده برای کنه کمه برای تو اونم از ترس همین تهدید ها قبول می‌کنه
منم از درد اینکه مهمونه و چیزی بگم میره به مامانش میگه و از اونجایی که مامانش از خودش صد مرتبه بدتره
هیچی نمیگم بهشون
تروخدا شما بگید من چیکار کنم
خیلیییی عصبی میشم از دست مارموز بازی های یه الف بچه و باج دادن های دختر من
فرزند پروری #
#پوشک
#تربیت
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
سلام مامانا با توجه به مشکل یبوست و بی اختیاری دخترم که سه شنبه بردنش دکتر دکترش گفت بعد از هر خواب و بعد از هر وعده غذایی حتما ببرش دستشویی حالا چه پی پی داشته باشه چه نه هنوز که لرچی دارو میدم همچنان یبوست رو دارا و هی کوچولو کوچولو می کنه گاهی وقت ما بین دوتا وعده غذایی پی پی می کنه گاهی عصر ها خیلی وقتا بعد از غذا نیست یه وقتایی هم میشه واسه بعد از غذا کلا تایم مشخصی نداره خواهرم میگه فقط به اون چیزی که دکتر گفته اکتفا نکن تو دائم ببر دستشویی میگم آخه نمیشه صحبت یه روز دوروزم نیست هم بچه کلافه میشه می ترسم دیگه همکاری نکنه هم خودم هم از اون طرف دلی خیلی اذیت می کنه خرف وقت خواارشو نی برم دستشویی اونم میاد هی باهاش حرف نی زنه اذیتش می کنم مسخره بازی در میاره یه وقتا می اندازتش بیرون درو قفل می کنم که اینم تمرکز داشته باشه رو کارش یعنی یه بساطی دارما با این دوتا بچه 🥴🥴حالا به نظر شما کاری که دکتر گفته بکنم یا چیزی که خواهرم میگه ،؟؟امروز روز ۴ ام وهنوز موفق نشدم تو دستشویی کارشو بکنه وعده ی جایزه هم دادم دکترش هم گفت هر بار کرو یه ستاره بچسبون براش
مامان مهتا خانم مامان مهتا خانم ۵ سالگی
مامانا حال روحیم خیلی خرابه بااینکه دخترم به شدت اذیت می‌کنه توخوذدن خوابیدن حتی به لحظه براخودش بازی نمیکنه دایم چسبیده به من یاباباش برا بازی و بیرون اصلا بدون من جایی نمی‌مونه حتی با باباش وحتی یه دقیقه وقت بزاخودم ندارم شوهرم خسته شده میگه بفرست مهد باید بره پیش یک میگه اونجا بازی می‌کنه خسته شدم دایم میگه بازی کنین اما من و دخترم تاحالا اصلا ازهمه جدانبودیم حتی برا یه روز چون کسی رو نداشتم دایم نوخونه بامن بود همه جا حالا می‌دونم مهتا بدون من مهد نمی‌مونه منم بدون اون تو خونه نمیتونم بمونم بااینکه به شدت خستم امافکراینکه از دو بعداز ظهر تاهفت نیست وبایدتوخونه بدون اون باشم نمیتونم تحمل کنم هیچ‌چیزی لذتی ندارن بدون اون نه ببرون نه خوردن تنهایی حتی به بستنی نمی‌دونم چه مرگمه به شوهرم میگم نمیتونم بفرستم مهد تحمل کنم دوتایی خسته ایم فقط ترخدا شعارندید سال دیگه بایدبغرستی اجباره خودم می‌دونم این حال لعنتی وچه کنم