۸ پاسخ

عزیزم قطع رابطه کن خیلی هم مهم نیس غریبه اس به خاطر یه غریبه بچتو نزن گناه داره

جوابش نده اصلا محل نده نهایت ۳ بارزنگ میزنه جواب نری اونم بیخیال میشه

دیگه جوابشو نده
کم کم از همه جا بلاکش کن

شیک و مجلسی بگو من باهات حال نمیکنم رابطه با شما برام حال خوبی نمیده انرژی منفی میگیرم بی زحمت دیگه بهتره رابطه رو همینجا تمومش کنیم بعدش شماره ش رو بزار تو بلک تمام ✔️

زنگ ک میزنه جواب بده حال و احوال کن بعد بگو ببخشید غذام رو گازه قطع کن... یه روز دیگ بگو ببخشید دارم میرم حمام یه روز بگو مهمون داریم دستم بنده انقد بهانه بیار تا ول کنه

همین مستقیم بگو

وای تو داری خواهر شوهرمنو میگی انگار بچش بی اندازه بی تربیت و بد دهن یبار محکم با توپ زد تو بوفه ام هم این زن هیچی نگفت خیلی تو زندگیم سر هرچی دخالت میکرد الان بیشتر از ۱سال و نیم رفت وآمد نمیکنم باهاش

گوربابای بقیه بخاطر ناراحت نشدن طرف ارامش خودتو بچتو بهم میزنی دوبار جواب ندی باخنده بگو شوهرم زیاد دوست نداره با دروهمسایه حرف بزنم
درواقع بنداز گردن شوهرت🤣🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان عزیزدل مامان عزیزدل ۵ سالگی
به نظر شما چه مادری می‌تونه بگه من مادر خوبیم ؟ از لحاظ نیاز های غذایی و لباس و حموم و... اینا فقط نه به طور کامل بگید
من احساس میکنم اصلا مادر خوبی نیستم خیلی دارم بد رفتار میکنم میدونم چی درسته چی غلط ولی دست خودم نیست انگار ناخداگاه دارم هی اشتباه گذشته رو تکرار میکنم
مثلا زود عصبی میشم سرش
تهدیدش میکنم که مثلاً زود لباس نپوشی من میرم تو باید بمونی خونه یا خیلیییی عصبی بودنی تهدید میکنم به کتک زدن😭
چندباری پیش آمده زدمش 😭 در حد مثلا یه چک آروم
اکثرا هم کتک زدنم سر اینکه با خانواده همسرم یه ساختمونیم
یا بد موقع میخواد بره اونجا یا رفته اونجا همه حرفا و خبرهای خونمون و مو به مو گفته
یا مثلا وسایلش و همیشه می‌ریزه زیر دست دختر خواهر شوهرم اون پاره می‌کنه می‌شکنه یا میگه بده به من و اینم راحت میبخشه بعدا من دعواش میکنم میگم نده
دخترمم میره تنها اونجا دوتام می‌ذاره روش میگه مامانم گفت بهت هیچی ندم و......
همیشه سر این چیزا ازم کتک خورده😭😭
مامان دو تا عشق مامان دو تا عشق ۵ سالگی
فرزند پروری فرزندپروری فرزند پروری
پوشک بچه تربیت شیرخشک
داشتم جواب یه مادر عزیزی رو میدادم دیدم پاک کردن خواستم تجربه خودم رو بگم من دو تا بچه دارم قطعا روزایی هست حوصله ندارم خسته ام یا مثل الان استرس فشار .... اما وقتی عصبانی هستم اول از همه خودم قبول میکنم حال دلم خوب نیست
دوم تلاش می‌کنم سریع تر خودم رو به روز رسانی کنم
سوم واقعا مطالعه راجب کتک زدن کودک آگاهی و کنترل ما رو بیشتر میکنه
من از اول بچه ها رو کتک نزدم ولی خیلی عصبانی بشم
بهشون میگم دارم ناراحت میشم .این یعنی خیلی عصبانی هستم
واسه همین با شنیدن این کلمه اونا هم ناراحت میشن و معمولا در ادامه میگم بشین به کارت فکر کن
دخترم سریع میره اتاقش و مدتی فکر میکنه و بعد میاد میگه مامان میخای راجب موضوع حرف بزنیم
اما پسرم خیلی عاطفی هست اگه بهش بگم داری منو ناراحت میکنی خیلی شیرین زبونی میکنه میگه مامانا از بچه ها ناراحت نمیشن آخه من عشق تو هستم
این کلمات رو از خودم یاد گرفته واقعیت همینه همونجوری من و پدرش باهاشون رفتار میکنیم اونام همونا رو بازتاب میدن
مامان عزیزدل مامان عزیزدل ۵ سالگی
هروقت بچه خواهر شوهرم میاد خونه ما من از حرص تا مرز جنون میرم و دیونه میشم
از دختر من چند ماهی بزرگتره
ولی اندازه یه زن ۵۰ ساله زرنگ و مارموزه،یه سره در گوش دختر من دو پچ می‌کنه و به دخترم یاد میده حرف من و گوش نده خونه رو بهم بریزن وسایل و خراب کنن یا به دختر من میگه فلان وسیله رو باید بدی به من اینا رو آروم و با سیاست در گوش دخترم میگه و اون وقتی میگه نه تهدید می‌کنه که باهات بازی نمی‌کنم خونمون رات نمیدم قهر میکنم باهات دختر منم از ترسش همه حرفاش و قبول می‌کنه
یا خوراکی میبرم براشون برمیداره خودش یکیش و زیاد می‌کنه یکیش و کم در گوش دخترم میگه زیاده برای کنه کمه برای تو اونم از ترس همین تهدید ها قبول می‌کنه
منم از درد اینکه مهمونه و چیزی بگم میره به مامانش میگه و از اونجایی که مامانش از خودش صد مرتبه بدتره
هیچی نمیگم بهشون
تروخدا شما بگید من چیکار کنم
خیلیییی عصبی میشم از دست مارموز بازی های یه الف بچه و باج دادن های دختر من
فرزند پروری #
#پوشک
#تربیت
مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
سلام دوستان ، شرایطم رومیگم صادقانه بهم بگین جایِ من بودین چکار میکردین ؟ پسر من دیروزتولد پنج سالگیش بود ، این بچه از همون نوزادی شیطون بود خیلی ، پیرم در اومد باهاش ولی از یه سنی متوجه شدم اینقدر شیطونه توجه اش کم شده و نسبت به هم سناش عقب تره از نظر گفتاری ، الان حرف زدنش در حدیث که وقایع رو سعی میکنه تعریف کنه ولی خیلی کوتاه و خلاصه ولی جمله بندی خوبه تقریبا کلا بچه کم حرفی هست ولی هر سوالی ازش میپرسم جوابمو میده ، از نظر توانایی حوصله اش نمی‌کشه بشینه نقاشی رنگ کنه ولی وقتی رنگ میکنه یگم میزنه بیرون ، رنگا ، میوه ها ، حیوانات ، بعضی خواننده ها رو میشناسه ، درکل شرایطش رو که در نظر میگیرم امسال آمادگی اینو نداره پیش دبستانی بره چون نمیشینه ،تمام این چند سال سر بچه ام با شوهرم درگیر بودم ، سر کار میرم که پول دستم بیاد ببرمش گفتار درمانی و کاردرمانی ، ولی هر روز خدا شوهرم سر این موضوع باهام دعوا کرده ، ۵ ماه به هر سختی بود کاردرمانی و گفتار بردمش ، تا چند روز پیش که بردمش پیش فوق تخصص روان پزشکی گفت هم خودش هم باباش بیش فعالن و واسه اینکه سر کلاس بشینه باید ریتالین بخوره ، متاسفانه ریتالینم بهش نساخت و بچه ام یه روز تیک گرفت و دکتر گفت قطع کن ، حالا سر این عارضه شوهرم اینقدر با من دعوا کرد که اینقد به این بچه گیر نده این بچه داره رشد طبیعی خودشو میکنه ما خونوادگی یه سال دیر رفتیم مدرسه ، حالا از اینجا به بعد شما جای من بودین چکار میکردین ؟ با بچه ای که در حال پیشرفته ولی از همسناش عقب تره ، سر کلاس نمیتونه بشینه خودتونم شامل باشین ولی شوهرتون کم درآمد باشه و شرایط مالیتون در کل خوب نباشه ،
#فرزند پروری
#پوشک
#مادر و کودک
#بیش فعالی
#گفتاردرمانی
#شیرخشک
مامان نیلی مامان نیلی ۵ سالگی
سلام مامانا دخترم ماه دیگه انشالله میره تو پنج سال .اما وابستگیش به من خیلی زیاده .البته خب منم خودم تو جایی که زندگی میکنم ارتباطاتم کمه از خانواده و فامیل .شوهرمم بخاطر مشغله کاریش نمیتونه زیاد وقت بزاره با بچه حق میدم بهش .منتها دخترمم ازم انتظار بیش از اندازه داره و واقعا افسرده شدم خودم هیچ تفریح و سرگرمی ندارم همش تو خونه ام اما چون دوست ندارم بچم منزوی و غیر اجتماعی بشه سعی میکنم مرتب روزی یکی دو ساعت ببرمش بیرون تابش بدم .تو خونه باهاش نقاشی میکشم و سرگرمش مسکنم همش میگه بیا نی نی بازی کنیم خلاصه که فقط با من وقت میگدرونه من هم واقعا تایم آزادی برا خودم ندارم .هر وقتم بهش میگم مامان خسته شدم نمیتونم بیام باهات بازی کنم همش میزنه زیر گریه و نق و غر وقتی هم میبرمش بیرون تو جمع که میبرمش به خودم میچسبه با هیچ بچه های بازی نمیکنه اصلا انگار بلد نیست شادی و بچگی کنه .چکار کنم خسته شدم .تورو خدا شما بگین چکار میکنید با بچه هاتون