۳ پاسخ

من که پسرم اذیت میکرد میزدم اصلا اعصاب کارهاش رو نداشتم خیلی بیش از حد کنجکاوی و شیطنت داشت خدارو شکر خیلی باهوشه ولی من بخاطر مشکلات زندگی کم تحمل بودم الان خدا رو شکر خوب شده ولی من از خودم خجالت می‌کشم

من بشدت افسرده شدم

همه مثه همیم

سوال های مرتبط

مامان مانلی مامان مانلی ۶ سالگی
سلام مامانا میشه لطفا راهنماییم کنید
من خواهر بزرگم مریض هست عمل مغز انجام داده و‌ ناتوانی داره یه پسر ۷ ساله هم داره بخاطر همین کلا با پدر و مادرم زندگی میکنن هر دوشون ، منم خودم یه شهر دیگه زندگی میکنم اومدم خونه بابام اینا که کارهای دندون درست کردن دخترم و چکاب هتی سالیانه چشمش و ... رو انجام بدم بخطر همین یکم موندنم طولانی شد این پسر خواهرم خیلی دروغ میگه و بی تربیت هست و روی دخترم هم تاثیر گذاشته حالا جدای از اون امشب یه چیزی فهمیدم که خیلی اعصابم بهم ریخت ، دخترم شلوارشو کشیده پایین و پسر خالش خصوصیش رو‌دیده و حتی دخترم بهم گفت آرو دست گذاشت روش خیلی عصبیم با اینکه آنقدر مواظبشون بودم وقت بازی کردن و... و لحظه ای هم تنهامون نزاشتم با هم توی یه لحظه آخر این اتفاق افتاده حالا مثل خر به گل موندم که چرا اینجوری شد و اینکه حالا باید چیکار کنم و چه واکنشی داشته باشم، و اینکه چون این بچه خواهرمو مامان و بابام بزرگ کردن و خرج و مخارجش و همه کارهاش رو اینا میکنن روش حساسن ،ولی خیلی بد بار اومده اصلا موندم بخدا روح و روانم بهم ریخته بخدا بخاطر اینکه این با بابام اینا زندگی میکنه من بخطر دخترم حدود ۱۰ ماه اصلا پا خونه بابام اینا نزاشتم بد جونوریه کثافت حالا چیکار کنم 😥
مامان دو تا عشق مامان دو تا عشق ۵ سالگی
فرزند پروری فرزندپروری فرزند پروری
پوشک بچه تربیت شیرخشک
داشتم جواب یه مادر عزیزی رو میدادم دیدم پاک کردن خواستم تجربه خودم رو بگم من دو تا بچه دارم قطعا روزایی هست حوصله ندارم خسته ام یا مثل الان استرس فشار .... اما وقتی عصبانی هستم اول از همه خودم قبول میکنم حال دلم خوب نیست
دوم تلاش می‌کنم سریع تر خودم رو به روز رسانی کنم
سوم واقعا مطالعه راجب کتک زدن کودک آگاهی و کنترل ما رو بیشتر میکنه
من از اول بچه ها رو کتک نزدم ولی خیلی عصبانی بشم
بهشون میگم دارم ناراحت میشم .این یعنی خیلی عصبانی هستم
واسه همین با شنیدن این کلمه اونا هم ناراحت میشن و معمولا در ادامه میگم بشین به کارت فکر کن
دخترم سریع میره اتاقش و مدتی فکر میکنه و بعد میاد میگه مامان میخای راجب موضوع حرف بزنیم
اما پسرم خیلی عاطفی هست اگه بهش بگم داری منو ناراحت میکنی خیلی شیرین زبونی میکنه میگه مامانا از بچه ها ناراحت نمیشن آخه من عشق تو هستم
این کلمات رو از خودم یاد گرفته واقعیت همینه همونجوری من و پدرش باهاشون رفتار میکنیم اونام همونا رو بازتاب میدن
مامان فرشته کوچولو مامان فرشته کوچولو ۵ سالگی