۷ پاسخ

اسم بازیشو بگو لطفااا

پسرم همه اینا رو داره داشتم پیامتو میخوندنم ترسیدم اولش

دمت گرم

بچه من تاا الان که 3سالشه نمیتونه به غیر داداشش وسایل یااسباب بازی بده نه به اطرافیان یا مهمونا نه فقط باپسر عموش اینطوریه یعنی اونا زن عموش وپسرش همین رفتاروباپسرم دارن وسایل پسرم همیشه زمینه باهاشون بازی میکنه اون وقتی اسباب‌بازی‌های پسرش زمین باشه وپسرم وارد اتاقشون میشه شروع میکنه وسایلو جمع میکنه پسر منم متقابل باهاشون. هم همینطور میکنه نمیدونم بده یاخوب

این بازی از کجا تهیه کردین منم بگیرم

به من که میگن بچه تو خیلی بد شده لوس بزرگش کردین و.......

ممنون عزیزم

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام یه سری مامانا خیلی شکایت دارن از اینکه بچشون نق میزنه اول بگم طبق تجربه خودم میگم این یه چیز طبیعیه تو این سن .خودتون رو بزارید جای این بچه ها نمی‌تونید حرف بزنید و نیازتون رو بگید تنها کار همین جیغ و گریه و گاز گرفتن رو بلدید بهتون بی توجهی میشه مادر و پدر عصبانین بچه تنهاست دوست داره یکی باهاش بازی کنه بچه متوجه حال شماها نیست نمیدونه گرونی و دعواهای شماها چیه فکر می‌کنید بچه باید همه چیز رو الان بفهمه چون بشین و پاشو و نکن رو فهمیده پس باید همه چیز رو بفهمه نه بچه داره کشف میکنه داره یاد میگیره .تا همه چیز رو بدونه چجوریه و بتونه حرف بزنه و همه کاری یاد بگیره باید صبور باشید بتونید کمکش کنید .اینکه شما حالتون بده با شوهرتون یه چیز جداست .اینکه بچتون اصلا بلد نیست بازی کنه یاد بگیرید از الان چون باید کم کم شروع کنید مستقل بازی کردن رو .الان خیلی هاتون جای خواب رو عوض کردید ولی الان مهم مستقل بازی کردنه و اینم بگم بچه ها الان ترس جدایی دارن مهراب که قبلا گریه نمی‌کرد برای دوری از من الان یه وقتایی در طول روز اینطور میکنه ولی نباید داد بزنید باید کنارش باشید باشه مامان نمیرم ببین من کنارتم من هیچوقت تنهات نمیزارم با هم بازی می‌کنیم بیا با هم بریم این رو بخوریم خب یکم آروم تر شده حالا میتونی کم کم ازش دور بشید و برید دستشویی یا هرجایی و اینکه ثبات رفتاری داشته باشید اگه الان دستش گوشی دادی یکدفعه نیا بگو فقط تو موقع غذا خوردن یا ساکت کردنت میدم دستت و این میشه باج خواهی
من یه موقع سر غذا دادن مهراب حتما گوشی بدم دستش بعد کم کم ازش دورش کردم با چیزهای دیگه و با رقصیدن و هزار تا جنگولک بازی عادتش دادم یا قاشق میدم دستش یه قاشق اون به من غذا میده یه قاشق من به اون میدم
مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
از مامان به مامان
Mom to mom:

-عزیزم کمک بگیر!
هیچ چیز خوبی توی تنهایی همه کارها رو انجام دادن نیست.از آدم های امن تو روز های سخت کمک بگیر.هیچ چیز خوبی توی مادر فولادزره بودن نیست.

-کارهایی که بابا انجام میده اسمش کمک نیست!
انجام وظیفه ومسئولیت پذیریه.
پسر باید اجازه بدی بابا از همون بچگی مسئولیت های خودشو حتی اگه به خوبی توی انجام نمیده انجام بده!چون بعد یه مدت تو میمونی و فرسودگی ورابطه ای که دیگه قشنگ نیست!

-برای خودت کم کم با بزرگ شدن بچه هویت های دیگه ای بساز!
تفریح و علاقه و درس یا کارایی انجام بده که جدایی از هویت مادری باشه تا وقتی بچه بزرگ شد،همه معنای زندگیت بچه نباشه و دچار سندرم "آشیانه خالی" نشی!

-موقع مریضی بچه استرس نگیر!
همه زندگی و برنامه ها بهم میریزی؟اشکال نداره زندگی بچه داری همینه!
فقط سعی کن خوب از خودت مراقبت کنی تا مریض نشی چون اونجوری خیلی سخت میگذره.

-برای کارهای روزمره معنا پیدا کن تا کسل کننده نباشه و درگیر افسردگی و بیهودگی نشی!
تمام غذا درست کردن ها،به بچه رسیدن ها و انجام کارهای خونه همشون کارای مهم و معنا داری ان.تو داری یه انسان دیگه رو پرورش میدی.
این خیلی بزرگه؟


حالا شما یک مامان به مامان بگین؟
چیزی که دوس داری بقیه مامان ها هم بدونن؟
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
بچه ی نق نقو و بهانه گیر، همینطوری خود به خود نق نقو نشده..بچه در صورتی ارام و شاده که نیازش به کشف و کنجکاوی پاسخ داده بشه.یعنی وسایلی که خطری نداره رو راحت دست بزنه..پخش کنه..بریز بپاش کنه کیف کنه کشف کنه.
به گل ها آب بده حتی اگه آب بریزه رو سرامیک( طی میاریم با آموزش خشک میکنیم) حتی اگه خاک بریزه رو فرش(جاروبرقی میاریم)حتی اگه در روز 10 بار کشو خالی کنه هر 10 بار با آموزش جمع میکنیم
اینکه میگن بچه داری عشق میخواد و صبوری کاملا حقه.
شما نگاه بکن به مادری که حوصله داره و مادری که خیلی حوصله نداره..و تفاوت نق نق بچه هاشون رو مقایسه کن..
مادر چه قدر زحمت میکشه برای غذای خوب..تمیزی بچه...پوشک سروقت..خونه مرتب..اما اینا خودش به تنهایی بچه آروم و شادی نمیسازه فقط حال خوب به ما میده که واسه بچه همه کاری کردیم
در حالی که نیاز بچه در این سن فراتر از اینه..
بچه ی نق نقو الکی نق نقو نشده...همه چیز ریشه داره..حتی ممکنه ریشه درمانی باشه
این تجربه من بود در مسیر آروم کردن یه بچه ی به شدت نق نقو و بهانه گیر...