۹ پاسخ

خداقوت عزیزم کاملا درکت میکنم ولی از در کنار بچه بودن نهایت لذت رو ببر خیلی زود بزرگ میشن😍

من به دختر ۹ سالم دارم از صبح غر میزنه که حوصلم سر رفته بماند که چققققدر با اون سر و کله میزنم
غذای خودمون کار خونه غذای کمکی نی نی هم اضافه شده بعضی وقتا انقد خسته میشم که کف پاهام همش درد میکنه
اما میگم خدایا شکرت بچه هام سالم باشن ناشکری نمیکنم خدا به هرکسی بچه نمیده بچه سالم نمیده الحمدالله که منو لایق دونسته

من الان ده دقیقه رفتم حموم میگ‌ زود باش بیا بیرون بچه رو نگه دار .
ک خشتم میگم از صبح ساعت ۶ بیداره ازیت میکنه حالا ده دقیقه میخای نگه داری تنبلی میکنی میگ‌تو مادری بچه بیشتر جای تو هس با تو بهتر وایمیسته

مردا فکر میکنن فقط خوداشون کار میرن کارایی که ما میکنیم هیچی نیست
من به همسرم گفتم طوری نیست یروز من جاتو میرم کار توهم بمون هم بچه داری کن هم کارای خونه هم اشپزی گفت نه نه .گفتم پس نیا خونه قربزن چرا اینجا اینجوره چرا فلانه

الکی بهشت زیرپاهامون نیست🥲🥲

دقیقا عزیزم وروزایه پرتکرار

آره واقعا همین طوره همسایه ی ماهم چند ماه بچش بزرگتره از امیرعلی یعنیییااا همه بسیج شدن بچشو نگه داشتن که خسته میشه و فلان وسطا گف نیاز به استراحت دارم ۵روز بچشو گذاشت رفت شمال برا تفریح
اینم منم همش خونه خونه کارای تکراری چهاردیواری....

خیلی بدبختیم اه🥲

مامانا خیلی گناه دارن🥲

سوال های مرتبط

مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۸ ماهگی
خانما شماهم مثل منید؟
اول اینکه بگم پسرم همیشه بغلمه نمیزاره هیچکاری بکنم
حتی ناهار ایناهم ساعت ۴ ۵ ب زور وقت میکنم بپزم بخورم
روزا کلا نیم ساعت میخوابه شب ها هم ۲۰ بار تا صبح بیدار میشه نمیدونم چرا ولی در کل خواب درستی ندارم
شوهرم کارش آزاده درکل شاید روزی ۲ ۳ ساعت درگیر باشه یا اینکه میشه روزایی ک دو روز دو روز کار نباشه
شب ها تا صبح بیداره صبح ساعت ۵ ۶ می‌خوابه تا ۴ ۵ عصر بعد که بیدار میشه بچه رو میزارم پیشش ک من سریع ظرف بشورم ی کاری انجام بدم خیلی وقت ها میگه بیا ببرش تازه از خواب بیدار شدم حوصله ندارم بعد هم میره بیرون چن ساعتی واسه کار بعد هم پیش رفیقاش تا صب ساعت ۱۱ بعضی شب ها حتی ساعت ۲ و ۳
من بهش میگم لاقل شب ها زود بیا بچه بگیر استراحت کنم کارامو بکنم میگه بچه وظیفه ی من نیست وظیفه ی توعه 😔میگه کار خونه و بچه وظیفه ی تو من فقد باید پول در بیارم
با اینکه عصر وقتی بیدار میشه میره بیرون تا شب ولی همش بهم میگه تو منو زندون کردی و...
دیروز کلا نخوابیده بود از شب قبلش صبح ک بیدار شدم گف من دیشب فکر کردم چرا باید اختیارم بدم دست تو که میگی شب زود بیا و رف بیرون پیش رفیقاش دیشب هم کلا نیومد خونه من تنها بودم هنوزم نیومده
بنظرتون چیکار کنم؟