۶ پاسخ

دیگه بچس حالا کجاشو دیدی

پنج دیقم نشد گرفت خودش خوابید

من بخاطر این اضطراب جدایی ووابستگی بیش ازحدش
سدبار مشاوره حرف زردممیگ هیچ راهی نداره باید کسی باسه ک بچه پیشش حس امنیت کنه مثل خواهرت مامانت اگ‌نزدیکت هیتند درجه یک ها
فرد ایمن ک بچرو هر ده دیقه یبارک کنارش بزاری ببره پیش وسیله اسباب بازی بازیش بده اون بچه حس امنیت بدست بیاره وب مرور بشه نیم ساعت جلوش بری بیرون وبرکردی ک بفهمه مامان اگه بره برمیگرده فقط درحد نیم ساعت اگر خیلی وابسته س

من بچه هام یکیش شیر خودم یکیششیر خشکیه هیچ کدوم وابسته من نیستن 🥺

از نظرم باید بهش بگی و چندبار بازی قایم موشک کنی
ولی نهایتا بزاریش بخاطر حس خوب الکی خودتو اسیر نکن دیدم که میگم هم بچه هم خودت خیلی خیلی اذیت میشی….من بخاطر همین مسئله از نوزادی همش به همسرم میگفتم دخترم عاشق توعه خیلی دوستت داره اینقدر رابطشون صمیمی کردم پیشش میزارم می‌رم کارامو انجام میدم مثلا می‌رم ارایشگاه و…..اینجوری باید قید یه حموم خشک و خالی هم باید بزنی بعد عین دوست من افسرده بشی

الان تو دوره ی اضطراب جداییه و تا ۱۸ ماهگی و حتی توی بعضی از بچها تا ۲-۲/۵ سالگی ادامه داره . نباید یهویی از جلوی چشمش غیب بشی باید بهش خبر بدی مثلا من دارم میرم آب بخورم میایی با من ؟ حتی من بعضی وقتهادخترمو میذارم توی کریر میبرم توی حموم چون نمیمونه پیش شوهرم

سوال های مرتبط

مامان هامین🐣👶 مامان هامین🐣👶 ۱۲ ماهگی
میخوام تجربه تلخ دیشبمو تعریف کنید که حواستون باشه اشتباه مارو نکنید. ساعت ۸ غروب بود به پسرم سوپ دادیم بعدش با باباش رفت حموم حدود ۲۰ دقیقه ای تو حموم با آب بازی کرد بعدش من رفتم باهم شستیمش اوردم بیرون داشتم که لباس میپوشوندم دیدم چشمای بچه داره میره هی بسته و باز میشه به شوهرم گفتم این داره میخوابه تعجب کردیم اخه سابقه نداشت همیشه لباس پوشوندنی کلی بازیگوشی میکنه بعد دیدم رنگش داره سفید میشه بغلش کردم بردم بیرون از اتاق تو بغلم دیدم بی جون افتاد از حال رفت خیلی ترسیدم دادمش بغل همسرم گفت سریع به اورژانس زنگ بزن زنگ زدیم اورژانس میگفت بلند صداش کنید نذارید بخوابه بچمم چشماش هی باز و بسته میشد میخواست بخوابه هی صداش میکردم واکنشی نشون نمیداد رنگشم هی سفید و سفیدتر میشد داشتم سکته میکردم بچم داشت از دست میرفت و هیچ کاری نمیتونستیم کنیم دیگه نتونستیم بیدار نگه داریم بچم خوابید اورژانس گفت اشکال نداره بذارید بخوابه فقط پهلوی چپ بذارید و نفساشو چک کنید تا تیم اورژانس برسن. خداروشکر نفساش منظم بود و کم کم رنگش داشت برمیگشت ده دیقه بعدم اورژانس اومد سریع بچه رو بلند کرد نشوند بالا پایین انداختش پسرمم دیگه حالش بهتر شده بود یکم معاینه کرد گفت خداروشکر حالش خوبه. گفت چون حمومو خیلی گرم کرده بودیم بچه بخارزده شده بود مخصوصا که تو حمومم شوفاژ داریم به شدت گرم شده بود. خلاصه اینکه هیچوقت قبل حموم به بچه غذا ندید و حمومو زیاد گرم نکنید خدا نصیب هیچکس نکنه خیلی صحنه وحشتناکی بود از جلو چشمام نمیره و از دیروزه یکسره دارم گریه میکنم خدا دوباره پسرمو بهمون برگردوند.