۸ پاسخ

عزیزم پسرتون قصه بلده؟
یعنی کامل تعریف میکنه؟

کوچیکتر بود کلی شعر وقصه حفظ بود همه رو میخوند ویس میداد با تلفن قشنگ‌حرف میزد الان هیچکدومو انجام نمیده اصلا برا هیچکس

مهبدم تو خونه میگرده از کارا و بازی ها روزمره اش شعر می‌سازه میخونه

خدا رو شکر که اعتماد به نفس داره
قشنگ به همه شعر قصه هاش گوش کن
اعتماد به نفسش اینجوری تو‌بزرگی می‌ره بالا از هیچ کس خجالت نمی‌کشی
تو جمع خجالت نمی‌کشه حرف بزنه
کاش دختر من اعتماد به نفس داشت

سلینم از خودش در میاره یه شعرایی میخونه بی مزه حتما هم باید گوش بدیم😬

خیلی هم خوبه تشویقش کن اصلا هم نخند وپبا اشتباق هم گوش بدین قصه‌گویی و‌شعرش و
نیل موقع خواب کلی قصه چرت وپرت که خودش قهرمان قصه همیشه تعریف می‌کنه حتی ما میخواییم تعریف کنیم باید نیل و هم بگنجونیم‌داخل قصه و‌کلا قصه و تغیرر بدیم .تخیل بچه و‌کور‌نکن مسخره کن .اینا هوش زیاد بچرو نشون میده ماشاالله

لیانا هرشب برا من و داداشش قصه میگه ی وقتایی از خودش میگه ی وقتایی از قصه های من ی وقتاییم دوتاشو قاطی میکنه تحویلمون میده مهم نیس همین ک تو جمع میتونن ی حرفی بزنن خوبه دیگه خجالت نمیکشن

سلین هم اینجوریه
فلبدائه میخونه
بعدش میگه قشنگ خوندم
باید تشویق کنیم

سوال های مرتبط

مامان عزیزدل مامان عزیزدل ۵ سالگی
هروقت بچه خواهر شوهرم میاد خونه ما من از حرص تا مرز جنون میرم و دیونه میشم
از دختر من چند ماهی بزرگتره
ولی اندازه یه زن ۵۰ ساله زرنگ و مارموزه،یه سره در گوش دختر من دو پچ می‌کنه و به دخترم یاد میده حرف من و گوش نده خونه رو بهم بریزن وسایل و خراب کنن یا به دختر من میگه فلان وسیله رو باید بدی به من اینا رو آروم و با سیاست در گوش دخترم میگه و اون وقتی میگه نه تهدید می‌کنه که باهات بازی نمی‌کنم خونمون رات نمیدم قهر میکنم باهات دختر منم از ترسش همه حرفاش و قبول می‌کنه
یا خوراکی میبرم براشون برمیداره خودش یکیش و زیاد می‌کنه یکیش و کم در گوش دخترم میگه زیاده برای کنه کمه برای تو اونم از ترس همین تهدید ها قبول می‌کنه
منم از درد اینکه مهمونه و چیزی بگم میره به مامانش میگه و از اونجایی که مامانش از خودش صد مرتبه بدتره
هیچی نمیگم بهشون
تروخدا شما بگید من چیکار کنم
خیلیییی عصبی میشم از دست مارموز بازی های یه الف بچه و باج دادن های دختر من
فرزند پروری #
#پوشک
#تربیت