۱۸ پاسخ

افرین چ کتابایی براش خوندی معرفی کن

اینجاها مامانا حال میکنن از راه درستی ک رفتن...تبریک میگم بهت عزیزم...❤️❤️

اهورام دقیقا اگر با یه بچه بیفته ک خوشش بیاد بیخیال کل قانونا میشه

اهورام جدیدا میگه من با غریبه ها حرف نمیزنم ببخشید😅 بعد مربیش میگه تا بهش میگم پسرم میگه من فقط پسر مامانمم بعد مربیه گفته باشه عشقم بعد گفت بگید اهورا عشق مامانمم❤

اتفاقا دیروز منم پسرم بردم پارک بعد از رو تاب افتاد بغلش کردم آرومش کردم بردم رو نیمکت نشوندمش گفتم همینجا بشین تا برم برات از داخل ماشین بطری آبتو بیارم رفتم سمت ماشین کیفم برداشتم وقتی برگشتم دیدم داره میاد طرفم گفتم مامان براچی اومدی پات درد میکرد گف اون زنه ک کنارم بود بهم گف اسمت چیه منم بهش نگفتم چون غریبه بود و سریع اومد پیش تو

تربیت بچه ها دقیقا همین آموزش ها و وقت گذاشتن ماست و رفتار وحرف هایی هست که مای پدرومادرتوخونه میزنیم.آفرین😙😙🥰

اگه ممکنه عکس یا اسم کتاب های مفید هم تربیت جنسی هم کتاب‌های بچگونه ممنون میشم چون میخوام کتاب بخرم خیلی خونده الان دیگه تکراری شده

چه کتابهایی خوندی براشون عزیزم؟

من شوهرم بیشتر این چیزارو یاد بچه هام میده مثلا بهشون گفته بود از دست کسی چیزی نگیرن بخورن بعد مربی مهدشون میگفت این دوتا فقط از خوراکی های خودشون می خورن من که نمی دونستم بعد شوهرم گفت من بهشون یاد دادم 😀

دختر منم قشنگ یاد گرفته با دوستش بازی میکردن ی دختر دیگه میاد پیششون بهشون میگه بیایید باهم بازی کنیم دختر من میگه مامانم گفته با غریبه ها بازی نکن 🙂🙂

عزیزم منم کم آوردم شوهرم میگه تو با بچه کار نمیکنی
چه کتاب های میخونی براش

ماشاالله بهشون‌‌

👏🏻👏🏻👏🏻

من براش کتاب ایزی رو خوندم در مورد تربیت جنسیه ولی تاثیری نداشته

آخ من فداش بشم که

افزین

چه عالی👏👏

خیلی ام عالی

سوال های مرتبط

مامان نازنین‌‌زهرا💗 مامان نازنین‌‌زهرا💗 ۵ سالگی
ی چیزی تعریف کنم از جمعه شب
حضرت صبرررر

با بچه ها اول رفتیم خونه مامانبزرگشون که خونه نیستن باغچه آب بدیم و بچه ها کلی آب بازی و گل بازی کردن و بعد مغازه لوازم قنادی و امامزاده
و اصل داستان
رسیدیم دم فروشگاه که روبروش پارک بود رفتیم یکم خرید کردیم بچه ها تشنه بودن آب خریدیم بدون دردسر دخترم ۵ سالم آب خورده پسر ۲ سالم آب خورده من خوردم بالاخره که رفتیم پارک و از آب سردکن باز پرش کردیم و این آب رو نیمکت بوده و بچه رفتن بازی
دخترم ی دوست پیدا کرده و گفتم دیگه بریم خونه یکم غر زده و باز تاب بازی و فلان و رفتیم بریم سمت ماشین
دم پارک بطریو از دست داداشش کشیده اونم گریه گفتم میریم تو ماشین بهت میده
رفتیم تو ماشین دخترم گفته مال خودمه خودم خریدم
پسرم گریه
باباش دید دخترمون اون بطریو گرفته دستش نمیده رفت ی اب معدنی دیگه خرید داد دست پسرم
حالااون اومده بطری قبلیه رو داده به زور جدیده رو میخواد بگیره
این گریه اون گریه
جیغ داد
تا خود خونه
اخر از سوپری دم خونه باز ی بطری جدید خریدیم🤕



نمیدونم چرا دقت کردم میبینم هرروزی که ما وقت بیشتری گذاشتیم تفریح بیشتری کردیم یا مثلا فروشگاهی جایی بیشتر تحویلش گرفتیم براش خرید کردیم این دختر بیشتر اعصابمونو خورد کرد
مامان دلسا😍 مامان دلسا😍 ۵ سالگی
یه مشورت میخوام
لطف میکنید بخونید و راهنمایی کنید
طولانیه اما واقعا دوست دارم نظرتونو بدونم

دختر من بچه ی اجتماعی هست و همیشه دنبال دوست و همبازیه
بچه ایه که با هر بچه ای به خصوص بچه های بی ادب و وحشی (ببخشید ازین اصطلاح استفاده میکنم چون معادلشو پیدا نکردم) جور نمیشه فقط
خیلی هم با پسرا جور نیست
اما فوق العاده خونگرم و دوست وفاداریه و تو پارک دنبال دوستای باب دلش میچرخه و پیدا میکنه
از طرفی بسیار باادبه، حرف بد نمیزنه، اهل وحشی بازی و زدن هم نیست
وقتی با بچه هایی که بد حرف میزنن و میزنن و مسخره میکنن همبازی میشه خییییییلی اذیت میشه. چون مدل اونا نیست تحویلش نمیگیرن و از طرفی هم رفتارای اونارو میبینه دائم بغض میکنه و بهم میگه چرا این کارو میکنن
البته منم معمولا میگم بره و‌خودش از خودش دفاع کنه

حالا اینارو گفتم که برسم به اینجا
من اومدم خونه بابام، خواهرزاده برادرزاده هامم اینجان
دخترم نوه ی یکی مونده به اخره
همشون حتی اون اخریه از اون مدلان که گفتم و دخترم با اینکه با اصرار خودش قرار شد بمونیم، اما امروز همش عین بچه ی مضطرب و گوشه گیر بود و چندبار بهم گفت بریم خونمون اینا اذیتم میکنن من دوست ندارم اینجا بمونم، حتی حس میکنم اعتماد به نفسشم داره داغون میشه
منم شب زنگ زدم به همسرم گفتم صبح بیا دنبالمون
حالا مامانم هیییی داره سرزنشم میکنه که چرا میخوای بری، مگه آدم بخاطر دعوای بچه ها اینکارو میکنه، بزار بمونه از اینا یاد بگیره
درصورتی که دختر من واقعا و بارها دیدم بلده از خودش دفاع کنه ولی اینجا واقعا براش سنگینه
چون دیگه زورش به ۳ تا بزرگتر از خودش نمیرسه، مخصووووصا بی ادبیاشون اذیتش میکنه
به نظرتون کارم اشتباهه؟

فرزندپروری
شیرخشک
پوشک
مادر
کودک
مامان مهرسام مامان مهرسام ۵ سالگی
نوزاد.فرزند پروری...
سلام دوستای خوبم خوبید.من باز اومدم با شما درددل کنم.خیلی غصه دارم.تازه زایمان کردم کمتر از یه هفته.شوهرم عادت داره سر زایمان هام با مامانم در میفته و گریه مو درمیاره.البته تو روش نه ها. پست سرش گنده گویی می‌کنه که چرا نمیاد و اومد زود رفت و چرا فلان نکرد و... کلا خیلی پرتوقعه.منم پیش مامانم معلوم نمیکنم.امروز صبح مامانم صبحونه ی مارو داد خونه رو جمع کرد رف پشت سرش میگه بهش بگو دیگه نیاد یدونه کاچی می‌پزه،اونم خودم‌میپزم دیگه اینجا نبینمش باز نگفتم پیش مامانم.ننش میگه مامانت بیاد ناهار بزاره میگه خودمون میزاریم باز من پیش مامانم معلوم نکردم اومد. اینم بگم مامانمم کم کاری می‌کنه و الکی کاری می‌کنه و زود می‌ره و ... ولی شوهرم حق نداره پشت سرش غر بزنه به من غصه بده.میگه از اون مادر همچین دختری بایدم باشه و کثیفه و فلانه درحالی که واقعا اینجوری نیس بحثمون شد.دخترم افتاده فحشم میده غر میزنه چرا افتاده خودش نرده های بالکن و درست نکرد از نرده افتاد منم گفتم صدبار گفتم درست کن بچه میفته، افتاد غر میزنه که من کدومو درست کنم تو باید مواظب باشی تو گو خوردی مواظبت نمیکنی از بچه. خیلی تحت فشارم از به طرف دخترم کوچیکه بهونه و اذیت می‌کنه از به طرف نوزاد از به طرف مرتیکه رو اعصابمه.دیگه نمی‌کشم بخدا 😭😭 شما میگید چیکارکنم
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
شوهرم اومد باهاش مشورت کردم در مورد ماهلین توروخدا نگید پیله کردید به بچه به خدا پیله نکردم دکترا یه جوری حرف می زنند آدمو به شک و ترید می اندازن در صورتی که خودمون کلامون رو قاضی می کنیم می فهمیم امروز با شوهرم حرف زدم گفتم ببین تمرینایی که با ماهلین انجام دادم رد ببین خداییش این بچه الان دیگه مشکل آی کی یو داره ؟؟این تمرینات سخت رو انجام میده اینو میگم چون دکترشم فقط رو همین محور داره کار می کنه و همه چیو ربط میده به آی کی یو چه خجالتی بودنش چه نگفتن مساله ی پی پیش که مشاورش یه حرف خوبی زد بجه ای که مشکلش حاد باشه جیش رو هم نمی تونه بگه چه برسه به پی پی و به من گفت واسه خجالتی بودنشم تو کلاس های تائتر شرکتش بده و بعدشم تو مهد کلاس جدا بزاریش خوب میشه الان خاله ها تمرینات ماهلین رو ببینید خداوکیلی بچه ای که آی کیوش پایین باشه می تونه این هارو حل کنه ؟؟من نهایتا یکی دوتاش رو راهنمایی کرده باشم بقیه رو خودش انجام میده بدون کمک گرفتن از من بدون حضور دلوین چون دیگه نوبتی باهاشون کار می کنم دکترشم همینارو کار می کنه نمیگم از اول خیلی خوب بوده واقعا ضعیف بود ولی با ۶ و ۷ ماه درمان از نظر من اوکی شده و دکترشم از الان به بعد فقط به فکر جیب خودشه چون به محض اینکه گفتم ماهلین خیلی خوب شده ۱۲ تا صفحه رو به خوبی حل کرد میگه نه اصلا این بچه آی کیوش پایینه و جالب تر اینکه ملاحضه بچه رو هم نمی کنه جلو خودش میگه و اعتماد به نفسش رو شدیدا پایین میاره من با شوهرم تصمیم گرفتیم دیگه نبریمش از مهر هم که میره مدرسه بهترم میشه خودمم کلی کتاب از قبل گرفتموباهاش کار می کنم دیگه نمی برمش چون بچم آسیب می بینه به نظرم حالا تمرینایی که باهاش می کنم یکی یکی میزارم شما خودتون قضاوت کنید
مامان شاهزاده کوچولو مامان شاهزاده کوچولو ۶ سالگی
سلام خانما امروز اولین روز برد پسرمو بردم مهد چهارسالشه مربیش کلی چیز گفت بگیر منم گرفتم بردم خوراکی میوه چیزا که برا مهد لازم بود کلن یه میلیون شد رفتم دنبالش مربیش گفت به پسرت بگو دوستاشو نزنه خوب پسرم تا کسی دست روش بلند نکنه نمیزنه که هیچی نگفتم به مربی گفتم باش میگم بهش بعد میخواستم بیارمش خونه نمیومد به زور آوردمش جیغ میزد رفت او اتاق در میخواست ببنده من نیام خورد به یه دختربچه مربی رفت بغلش کرد بوس کرد منم پسرمو آوردم بیرون بهش گفتم برو از مربی معذرت خواهی کن بگو دیگه تکرار نمیشه رفت گفت مربی گفت مامان این دختر بچه رو دخترش خیلی حساسه آخه منم گفتم همه رو باهاشون حساسن گفت ن اینا یه جور دیگه حساسن هیچی نگفتم اومدم یکم عصبی شدم اولش که پسرم من روز اولش بود باید مربی درک می‌کرد بعدشم اگه اون رو بچش حساسه من هستم اومدم بیرون پسرم گفت دوستم منو زده الان چیکار کنم لطفا بهم بگید من ماهی دو میلیون میدم یکم بچم اجتماعی بشه آروم بشه ن اینکه ازش ایراد بگیرن بچس خوب بنظرتون مهدشو عوَض کنم یا با مربی حرف بزنم چیکار کنم لطفا کمکم کنید