۶ پاسخ

به بزرگتراشون بگو جمشون کنن بهشون بگو اگه یه بار دیگه این کارو بکنن ازتون شکایت میکنم

برو بیرون پیداشون کن برو دم درشون بازبون ب بزرگترش بگو ینی چی این کارشون

عزیزم از سمت داخل خونه پشت پنجره یا مشما بچسبون یا چسب پهن که اگر خدایی نکرده مجدد چرمشون گرفت شیشه خورد نشه بریز داخل

وقتی دوباره راه زاییدن روباز کردن هر بی سروپایی میشه مرغ مادر هرسال میزاد وپس میندازه تو کوچه وخیابون آسایش مردم رو میگیره حتما حفاظ بزن تابلایی سربچت خدانکرده نیمده چون اینا اگه بزرگترشون عین خیالشون بود ومیشدباشون حرف بزنی اینجور بار نمیومدن

خدالعنت کنه پدرمادرایی ک فقط میزان میدن بیرون
ماهم تو‌کوچه پلااااسن ی سرصداها بچه هامون دیوانه کردن ی دفه میپرن جلو ماشینا
ایفونا میزنن در میرن
اصن ی وضی

خیلی خطرناکه خیلی

سوال های مرتبط

مامان شازده کوچولو🤴 مامان شازده کوچولو🤴 ۳ سالگی
پوشک........ شیرخشک....... فرزند پروی..........

بعد از 2 روز برگشتم خونم
با ورود به اتاق خوابم حس غریبی بهم دست داد

هنوز هم اون صحنه وحشتناک جلوی چشممه و یک لحظه از خاطرم نمیره
صدای ا ن ف ج ا ر و خورد شدن شیشه ها و جیغ های پی در پی مردم بیگناه هنوز تو گوشمه

هنوز اون لحظه ای که قاب پنجره روی پام افتاد و من همه وجودم شده بود بچم و بدون اینکه درد برام معنایی داشته باشه در صدم ثانیه خودم رو به بچم رسوندم یادمه

هنوز یادمه همسر و فرزندم رو گذاشتم تو حموم و سرشون داد زدم که بیرون نیاین خودم میرم لباس هاتون رو میارم

هنوز یادمه چطور بچم رو بغل کردم و پام رو تو راه پله گذاشتم چند تا دیگه 🚀 زدن

هنوز چهره اون پیرزن مظلوم که داشت خورده شیشه ها رو از دور قاب پنجرهش بیرون می ریخت جلوی چشمم
وقتی با صدای بلند از پنجره خراب خونه خودم صداش زدم و حالش رو پرسیدم با لبخندی پر از درد سرش رو به نشونه تایید تکون داد یادمه

هنوز ساختمون های دیگه بعداز گذشت 2 روز همچنان دارن آ و ا ر برداری میکنن
همه غمشون خیلی بیشتر از شروع ج ن گ شده

و من الان بعد از گذشت 2 روز این بغض لعنتی که تمام وجودم رو گرفته بود سر باز کرد و با نوشتن از چشمهام جاری شد😭 😭 😭

ایزد یکتا انشاالله هر چه زودتر
این بلا و مصیبت رو از سر تک تک مردم مظلوم کشورم کم کنه و همه مردم ایران جانم
طعم آزادی و شادی رو با بند بند وجودشون بچشن🤲🤲