۱۳ پاسخ

واییی گفتی ختنه
من هنوز ختنه نکردم🤕
پسر منم همینجوریه، دیگه میترسیم ببریمش🤦🏻‍♀️ باباش که میگه ولش کن بذاریم بزرگ شه خودش تصمیم بگیره😐😂

واای از دندون پسرمنم خیلی اذیت
گلم کدوم دکتر میبری؟ راضی؟

عزیزمممم الهی ک ب زودی دربیان🥹کپل خانو ببین آخهههه ماشالله

اوف اوف این دندون کارها سر ما آورده ومیاره کوفتی
دخترمن ۳هفته س هیچی نمیخوره
بی قراری روز وشب
بهانه گیری و... و....

وزنش کمه؟؟؟؟

الهی تن بچه ات همیشه سالم باشه عزیزم خواهرانه از طرف کسی که به شدت مشکل کمر دارم تا دو سالگی زیر سر بچه هیچی نذار فقط روی تشکش باشه تازه بالش زیر سرشم خیییلی بزرگه کوسنه این برای ادم بزرگ هم گردن درد میاره ولی بچه به این حالت عادت میکنه و دور از جونش باشه مهره های کمرشو بد شکل میده
ببخشید من دخالت کردم نمیخوام کسی مثل من اذیت باشه
بوس به قند و عسلت♥️

پسر منم تو همین حالته ۴تا دندون آسیاب باهم بیچاره خیلی اذیته

ای خدا عین شاهان من خوابیده کپ اونه وزنش شاهان منم اوکیه خداروشکر😅

الهی بگردم واسش🥲
آراد هم داره آسیاب درمیاره اونم چهارتا باهم و بی نهایت بد غذا و بی اشتها شده🥴

عزیزدلم..اره بچه ب منم موقه دندون بیقراری میکنه وتب وووآخ ازدل مادر
ماهادل نداریم بخاطردندون بیتابی بچه هاروتحمل کنیم.امان ازدل مادران غزه
امان ازدل رباب

قطره استامینوفن با مسواک انگشتی اگه داره بزن رو لثه هاش خیلی آروم میشه

قطره استان مینوفن بده بهش

پسر من ۴ تا نیشش باهم جونه زدن خیلی اذیت میشه پسرم
نوک ۴ تا شون هم بیرونه

سوال های مرتبط

مامان 🫀نونوج🫀 مامان 🫀نونوج🫀 ۱۶ ماهگی
امروز یکی از سخت ترین روزای بعد از تولددخترم بود😭❤️‍🩹
بخاطر خیره شدنش دکترش گفت بهتره نوار مغز بده
که خدایی نکرده تشنج نباشه‌...

از صبح یکم گلوشم خلطی شده بود (انگار مخاط دماغش که تاپیک گذاشته بودم دیشب اومده بود تو گلوش🤦‍♀️)
کج اخلاق بود. منم هی زوری بهش دمنوش و شیرگرم و... دادم بدتر شد🫠

عصر تا برسیم دکتر یه دور دلم اومد بالا...
رفتم پیش دکتر که قبل از نوار سوال بپرسه یه دور دیگه اومد بالا...
تا دارو بدیم که بخوابه و اشکایی که میریخت بخاطر دیدن غریبه یه دور دیگه...

وقتی خوابید تو بغلم گرفته بودمشو یه چیزایی میچسبوندن به سرش، میفهمیدم که قلبم داره خییییلی آروم تر میزنه و هرلحظه ممکنه وایسه!
همسرمو دوتا خانومی که میخواستن نوارو بگیرن داشتن خودشونو میکشتن که من حال و هوام عوض شه و من فقط تمام همتمو جمع کرده بودم که اشک نریزم🥺
طولانی ترین یک ربع عمرمو تجربه کردم و تا دوباره برم تو اتاق دکترو ببینه نوارو مطمئنم که نصف عمرم رفت...

خداروشکر که چیزی نبود و همه چیش خوب بود...
ولی الان یه جوریم که انگار چند روزه دوییدم بدون اینکه آب یا غذا خورده باشم....
مَنگ مَنگم...!
از صبح جز یه دونه تخم مرغ و دوتا نون خامه ای هیچی نخورده بودم ولی بازم دلم هیچی نمیخواست!

یه بچه هاییو اونجا دیدم که میخوندم تو چشم مادراشون که دلشون میخواست همه چیشونو بدن اما بچشون سالم باشه...

اول ب خودم میگم بعد به شما:
(ادامه تو کامنت👇)