سوال های مرتبط

مامان ۳ قلوها مامان ۳ قلوها ۱۰ ماهگی
پارت ششم
تا اینکه من وارد ماه هفتم شدم نزدیک ۲۸ هفته ام بود ک تو خونه ی خودم رو مبل خوابیده بودم داشتم دود کش میدیدم 😂هعی دیدم شورتم خیس شد گفتم شاید عفونته عوض کردم دیدم دوباره اومد شک کردم با ترس ب شوهرم گفتم منو برد بیمارستان اکبرابادی اونجا تست امینوشور گرفتن و بلههه مثبت شد 😢😢حالا تو اون هفته بچه ها چند گرم بودن ۷۵۰ گرمم😵‍💫بعد منو بستری کردن و گفتن پاره نشده سوراخه و از اون روز سرم درمانی شروع شد و نزدیک به ۱۰ روز بستری بودم اونا میخواستن تا ۳۴ هفته منو نگهدارن بعد زایمان کنن و من داشتم دیوانه میشدم ک چجوری این همه مدت بمونم اونجا بعد دیدم دیگ ازم اب نمیاد هر چقد سرفه میکردم تکون میخوردم دیدم اون اب قطع شده بود ب دکترا میگفتم نمیذاشتن مرخص کنن آخر پا شدم با رضایت شخصی خودم اومدم خونه چون علنا هیچ کاری نمیکردن سرم درمانی تموم شده بود آبریزش منم قطع شده بود لزومی نداشت بمونم اومدم خونه و دوباره رفتم خونه ی مامانم کلااا اون ور بودم از جام تکون نمیخوردم تا ۱۳ ب در شد شوهرم اومد دنبالم ک با خانوادش بریم بیرون اومد رفتیم اون روزم گذشت بعد اون من هفته ای دوبار باید میرفتم ان اس تی چون هفته های اخرم بود ۱۵ ام شب بود ک بچه ها شدیدا کاهش حرکات داشتن هر چقدر چیز شیرین میخوردم و به پهلو میخوابیدم فایده نداشت شد فرداش ۱۶ام صبح ساعت ۸ اینا بود رفتم دکتر و گفتم کاهش حرکات ازم ان اس تی گرفتن ک جوابش زیاد جالب نبود اوردن سرم زدن یه کم بهتر شد ولی طولی نکشید ک یه قل افت ضربان قلب پیدا کرد😢😢
مامان صدرا مامان صدرا ۱۲ ماهگی
پارت سوم
یه نگاه کرد بهش و دانشجو هارو دعوا کرد
که بچه قلب نداره دستگاه خرابه یعنی چیییی
بدو و بدو رفتن سرم تقویتی آوردن و سرم فشار رو کشیدن
دستگاه اکسیژن به من وصل همه چشم هامون به مانیتور که دونه تپش نشون بوده
رفته رفته حال منم بد شد حالت تشنج یا خودش بهم دست داد شروع کردم به شدیداااااا لرزیدن آوردن دست پام رو سریع نگه داشتن بستن به تخت که من از روی تخت نیوفتم
که این واقعا جوری بود که من خودمو باختم اونجا شدید
۷سانت بودم که کامل آمپول فشار قطع شد و دیگه کن آمپول فشار نگرفتم
تا دستگاه کسیژن زو برمیداشتن
ضربان قلب بچه افت می‌کرد من گاز بیحسی هم نتونستم بگیرم
۸سانت بودم که ماما همراهم پا به پام کمک کرد که زود قول بشم که
گفتن نوار قلب بگیرن دیدن بازم تا منظم و من دیگه تا فول شدن صبر نکردن
سریع از دست پام گرفتن فقططط بدو رفتیم اتاق زایمان
تو راه رو هم شدیدااااا حس زور زدن میومد برام که میگفتن زور نزن که نمی‌شد
بدو منو گذاشتن روی تخت
دقیقا سه تا آمپول بیحسی زدن برای برش
منم شنیده بودم که تیغ هستش