۵ پاسخ

جدول ستاره
این روش عالیه
من برا دخترم یه کاردستی درست کردیم ( یه دختر بود که سه تا بادکنک دستشه ) بعد چسبوندیم رو دیوار اتاقش
هرکار خوبی که می‌کنه یه ستاره میزنیم داخل بادکنکش
هر بادکنک که پر بشه یه جایزه داره
سینما ، خانه بازی ، شهربازی و ....

در عوضش ضبدر هم داریم
اگه کارای بده بکنه ضبدر میگیره و خب ضبدرش زیاد بشه تنبیه میشه ( مثلا دختر من کتاب خوندن قبل از خواب خیلی دوست داره ، هرموقع ضبدراش به ۵تا برسه اون شب به جای ۳ تا کتاب ۲ تا یا یکی می‌خونیم )
تنبیه و تشویق بستگی به علایق بچه داره
ولی این روش جوابه حتما امتحان کن

من ی دفتر ب خود پسرمم گفتم در طول روز کارهای خوب وبدشو یاد داشت میکنم در طول ماه اگ کارهای خوبش بیشترباشه براش یا کادو میگیرم یا شام میبرمش بیرون یاشهربازی .خلاصه سعی میکنه بیشترکارخوب انجام بده و تکرار کارهای خوب براش شده عادت ورفتار

بنظرم تو این سنین بیشتر تو قالب بازی و قصه رفتارهای بد همون روز براش بگو غیرمستقیم ..و همچنین رفتارای خوبو ...به مرور کم کم براش جا میوفته ..من خودم شبا قلل خواب هرکاری که انجام داده رو با شخصیتای دیگه براش توضیح میدم مثل حرف بد زدن..خجالتی بودن...تقلید از رفتاربد دیگران ..پرخاشگری و... تا حدودی بهترشده ولی خیلی زمانبره تا ازسرشون بیوفته و تکرار نکنن

واسه جرف گوش کردن تشویق وحایزه
مودب بودن بچه ها به خود ماربط داره نمیخوام جسارت کنم ولی برامن پیش اومده هر طوری که مارفتار میکنیم یکتا همون رفتار روتکرار میکنه
درمورد سومی نمیدونم چون پیش نیومده واسم

من با کتاب رفتاردرمانی کلی از عادتای بد دخترمو ترک دادم

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۴ سالگی
همیشه همسرم میگه درباره ایلیا حرف میزنی چشم میخوره 😅 ولی واقعا ذوق زده میشم از رفتاراش

اومدیم هشتگرد ویلای داییم برای چیدن محصولات و تفریح
طبیعتا بچه هایی مثل ایلیا که تو آپارتمانن حیاط رو رها نمیکنن
همه بچه ها اومدن داخل خونه از شدت گرما، ایلیا یهو زد زیر گریه شدید که کسی باهام بازی نمیکنه و چسبید به پاهام
گفتم مامان من با گریه کردنت متوجه نمیشم چی ناراحتت کرده
مامانم اشاره کرد که بغلش کن
خلاصه آوردمش پیش خودم، گفتم مامان بذار من حرفمو بگم اگر دیدی اشتباهه به گریه ادامه بده
گفتم پسرم اومدیم برای تفریح الان گرما شدیده ، تو این گرما بری بیرون ممکنه بالا بیاری ، بریم بجاش دومینو بیاریم و بازی کن با بچه ها
گریش قطع شده بود ، ولی ته صداش بغض داشت و گفت آره حرفت درسته ولی میتونیم از حیاط سنگ بیاریم نقاشی بکشیم
من ذوب شدم از خوشحالی اون لحظه
میدونید به من خیلی انتقاد میشد بابت رفتارم با ایلیا زمانی که کوچک تر بود
همش ایراد میگرفتن که چقدر حرف میزنی با بچه، چقدر توضیح میدی، چقدر نظر میپرسی ازش ، کارتو بکن
ولی الان خوشحالم که اون مسیر رو رفتم و میبینم ایلیا شنیدن و گوش کردن رو یادگرفته

به مامان هایی که بچه کوچولو دارن پیشنهاد میکنم از حرف زدن با کوچولوها خسته نشید، از نوزادیشون حرف بزنید باهاشون
بزرگتر که بشن راحت میشید 🥰🥰