۵ پاسخ

یه مدت نرو ...برای خجالتی نشدن سعی کن همه جا ببریش پارک ببر بزار دوست پیدا کنه مغازه ببر بزار اون کارتو بده ...تو خونه باهاش صحبت کن

آینده بچت مهم یا خانواده شوهر و حرفاشون؟خودت انتخاب کن

اگه میتونی نرو اونجا به شوهرتم بگو به این دلایل من نمیام بچم واسم مهمتره

گور باباشون
چون نری نمیزاره خونه بابات بری
پس برو ولی درجواب هرحرفی یچی بگو

از طرفی خیلی رو خونه زندگیشون حساسن و وسواس دارن امشب اونجا بودیم پسرم گوجه برداشت بخوره منم تو اتاق بودم داشتم اون یکی پسرمو میخوابوندم هی مادرشوهرم داد میزذ به پسزم بیا اینجا بشین بیا خونه رو کثیف کردی نمیدونم فلان کردی بعد یواشکی به خواهر شوهزم میگفت نمیدونم به کی رفته انقدر کثیفه بچه خیلی بهم برخورد خیییلی درسته بچه من فقط برا خودم عزیزه نه برای دیگران ولی بعد دو ماه یه امشب رفتیم اینم رفتارش بود پسرمم متاسفانه انقدز لجباز شده به حرفم گوش نمیده وگرنه من دوس دارم همیشه جایی میریم تر و تمیز و مرتب باشه و انقدز اینا زر مفت نزنن بخدا من هر کاری میکنم بچم درست بار بیاد یاد بگیره دستو صورتشو بشوره چیزی میخوره رو پارچه ای که انداختم بشینه یا چیزی میخوره حتما دستشو بشوره بعدش و کلی کارای دیگه ولی خوب جواب نمیده چیکار کنم میدونم الان میگید چه انتظاری از بچت داری من خودم میدونم بچست با این نفهما گیر افتادم که بچمم روانی کردن با این حریف و حدیثا 😔😔😔😔😔

سوال های مرتبط

مامان پسر قشنگم مامان پسر قشنگم ۵ سالگی
خانما میخوام درد و دل کنم من و شوهرم 7 ماه صحبت کردیم زیر نظر خانواده ها و ازدواج کردیم از اول ازدواجمون شوهرم قصد داشت منو تغییر بده و به قول خودش شبیه خودش کنه و از این طریق افسار زندگیش رو دستش بگیره من وابسته خانواده ام هستم مخصوصا مادرم اون هم میدونست و با خانواده ام در افتاد و یکی یکی پاشون رو از خونه ام برید تا به قول خودش من مستقل بشم تو این گیر و دار من باردار شدم در حالی که با کل خونواده ام قهر بود تو دوران بارداری خیلی اذیتم کرد و من از ماه هشت بارداری افسردگی گرفتم تا سه ماه پس از زایمان حالم بد بود ولی تو اون روزا تنها دل خوشیم و دلیل زندگیم پسرم بود الان هم جونم به جونش بسته است نمی تونم یه لحظه دوریش رو تحمل کنم پسرم هر چی بخواد بخره به من میگه چون باباش براش نمیخره حتی لباساش رو مامانم اینا می‌خرن دکترش رو خودم میبرم خلاصه که باباش هیچ احساس مسئولیت نداره ولی پسرم باباش رو بیشتر از من دوست داره به من میگه من تو رو دوست ندارم بابام رو دوست دارم خیلی دلم گرفته
مامان 🌸زهرا+محمدحیدر مامان 🌸زهرا+محمدحیدر ۱۳ ماهگی
ینفر داره منو سوراخ میکنه از بس که میگه پسرت ریز و لاغره و پسر من درشته!
۲ ماه و نیم پسرش از پسر من بزرگتره
درصورتی که وزن تولد پسرم ۳۲۰۰ بود و الان که پسرم دوماه و نیمه هست ۵۹۰۰ هست
درصورتی که بچش وقتی ۲ ماهو نیم بود وزنش ۳ و خورده ای بود
وزن تولد پسرش ۱۸۰۰ بود و الان که ۵ ماهشه نزدیک ۷ شده...

ولی هربار تا ۲،۳ تا حرف نندازه و یجوری بچمو نگاه نکنه (از این لحاظ که بچت ریزه..) ول کن نیست
اون بچه از لحاظ هیکل درشت میزنه، ولی وزن نداره!
حتی خودشم قبلا گفته نمیدونم چرا بچه های دیگه هم سن بچه ی من هستن ریزترن حتی اونایی که ماهشون بالاتره از بچه ی من ریزترن
مثلا شیرخوارگاه رفت بچه های بزرگ تر سایزشون از بچش کوچیکتر بود ولی وزنشون از بچش بیشتر
منم والا پسرم کاملا نرماله، یعنی اصلا ریز نیست متناسب با سن خودش رو نمودار داره بالا میره... ولی هی هربار میگه فلفل نبین چه ریزه، یا چقدر نازکه دست و پاش، چقد کوچیکه ریزه و.. فلان
حالم داره بهم میخوره واقعا..
کاش یه بچه ی دیگه هم سن این دوتا دور و برمون داشتیم میدید بچه های این سنی چقدری هستن
مامان 🌈Nil مامان 🌈Nil ۵ سالگی
خانوما شده تا حالا حس کنین معلم بچتون، نه از شما نه از بچتون خوشش نمیاد؟؟
چیکار میکنین؟!
دخترم ۱ ساله میره کلاس آیمت، امروز برای اولین بار ،سر کلاسشون ،رو صندلیش ،های های گریه میکنه ،که معلم درو باز کرد خیلی بی اعتنا گفت مامان نیلا ،بیا نیلا بی دلیل نشسته گریه میکنه!!!!خودشم رفت پیش اون یکی بچه ها که درسشو ادامه بده!!!
رفتم پیش دخترم پرسیدم چی شده، کی اذیتت کرده؟؟اونم با صدای اروم گریه میکرد و میگفت مامان فقط بریم خونمون!!
معلم هم با عصبانیت به من گفت یعنی چی خانوم ، چرا اینطوری میگین!! هیچکسی با نیلا کاری نداشت!
منم دست بچه رو گرفتم اوردمش خونه تو مسیر هم هق هق گریه میکرد اصلا نمیگفت چی شده!
تا اینکه تو خونه طبق حدسیات قبلی خودم که قبلا هم شنیده بودم،
فهمیدم که پسر دوستم توی کلاسشون بهش گفته، نیلا بلد نیس بنویسه!!!
اینم بغض کرده و فشار اومده بهش و گریه کرده!
من الان چه خاکی تو سرم بریزم که دخترم میگه دیگه نمیرم کلاس؟؟
دلم گرفته خودمم استرسی شدم!
موندم اون پسر بچه رو دیدم چی بگم بهش؟؟؟به معلم چی بگم که با بچم لج نیفته؟! به لج