۱۶ پاسخ

من که هرگز نمیارم چرا باید خودمو عذاب بدم برای بچه که یک روز بزرگ میشه میره دنبال زندگیش یادشم نمیاد من براش چیکارا کردم هرگز این کار نمیکنم هرکی بچه نداره خیلی عاقله

بگو حوصلشو ندارم خرج بچه رسیدگیشم سخته

والا نه من دوست دارم نه شوهرم همین یه دونه رو خدا حفظ کنه برامون تا آخر عمر بسمونه

شرایط و باید درنظربگیری سن خودت .اینکه بارداریت و بچه زیر۱سالت باکلاس اول سوگند تداخل نکنه کارت سختتربشه .وضعیت مالیتون .کمکی ام ک شکرخدا مامانت اوکی داده 😂
ولی به نظرمن ازهمه ی اینا مهمتر اینه ک خودت بخای و آمادگی روحیشوداشته باشی

بله به منم میگن قصدش رو داریم ولی همسرم میگه فعلا نه

وااای من پدرم در اومده دخترم الان ی ماهشه پسرم سه سال و ۷ ماه . شبا دخترم نمیخوابه بیدارم روزا پسرم زود بیدار میشه همین جور تو سرم نق میزنه . خواب شبانه روزم ۴ ساعت هم نیست . نیار تو رو خدا اگه نمیتونی نیار . من ک دارم نابود میشم ی شونه ب موهاام نمیتونم بزنم بعد اقا انتظار داره ی وقتی هم کنار بزارم برای اون ک رابطه داشته باشیم . میگه ۵ صبح ک بچه خوابید منو بیدار کن یعنی فقط جای فحش داره

ب منم میگن حامله نیستی میگم نه همین یکی رو خدا برام نگه داره

دقیقا منم عین تو روانیم کردن بقیه انگار اونا میخان واسه من بچه نگه دارن منم ک بی اعصاب

خداروشکر که دوروبریام سرشون تو زندگی خودشونه و همچین چیزیو از هیچکس تاحالا نشنیدم😂
البته بگمم مهم نیست چون من زمانی دوباره باردار میشم که درست موقعش باشه

بله میگن منم میگم نمیارم نمیتونم نگه دارم همین یدونه بسته

نه نمیگن چون پسر من خیلی انرژی زیادی داره
میدونن دهنم سرویس شده

برا من همه میگن نیار ،ولی شوهرم دلش میخاد چند ماه دیگه اقدام کنیم ولی خودم نمیخام اصلا

نه من هرجا میرفتم همه میگقتن بچه نیار ولی من آوردم😂

اره منو شوهرمم دیگه نمیخایم بچه

قطعا یکی کمه ولی برای سن من باید زود اقدام کنم ولی من سقط داشتم پارسال

ببخشید منظورم این بود هر جا میرید

سوال های مرتبط

مامان ایلین و جوجه مامان ایلین و جوجه هفته بیست‌ودوم بارداری
مامان نی نی جوووون مامان نی نی جوووون ۴ سالگی
سلام
من مادر شاغلم ک از دو سالگی و نیم دخترم دوبار برگشتم سرکار .
واقعا خانواده هامون و همسرم حمایت کرده ، از همه مهمتر دخترم که صبوری کرده و این مادر شاغل بودن پذیرفته ....
از لحاظ مالی خوبه همه چی
ولی از لحاظ روحی نمیتونم خونه بمونم و حالم خراب میشه .
و از طرفی دخترم افتضاح شلوغ هست مهمتر از مالی ، روحی بحث بچه بود که واقعا نمی‌تونستم ۲۴ ساعته توی یک آپارتمان بدون حیاط بدون دوست بدون رفت آمد خاصی بچمو نگه دارم ، نمیدونم درک میکنید یا نه
فقط همسرم اینو درک می‌کنه
چون حتی پدر خودم همیشه غر میزنه به همسرم میگه نذار بره سرکار بچه خیلی شلوغ شده ، ولی همسرم میگه بحث مالی نیس ، بچه خودش اذیت می‌کنه ...
احساس کردم باید یه تایمی دور از من باشه ( مهد نمیتونم اعتماد کنم ، کلاس ثبت نام کردم نرفت ، ژیمناستیک بردم نرفت ، سن کم نمیتونه تحمل کنه ) مادر بزرگ امن تربت گزینه.
و‌ فشار کاری مادر شاغل دو برابر مادر خانه دار ، هر چقدر همسر همراهی کنه ولی باز ناهار شام تمام کار خونه ، حتی یه قسمت خرید همه به دوش مادر
اما خدارو شکر راضیم به این انتخاب .