۳ پاسخ

هر روز صدقه بزار محدثه جان صفر خیلی سنگینه ما ام هر روز یه داستانی داریم روزی فقط یه لیوان میشکنه پاشو سوزونده خودم دستم سوخته داغون

عزیزم اسفند براش دود کن. چهار قل بخون

اره ترسیده شاید براهمینه

سوال های مرتبط

مامان آنیا و تو دلی🥹 مامان آنیا و تو دلی🥹 ۱ سالگی
ی چیزی میگم، ببیند بچه شمام این طوره یا فقط دختر من؟!!!!😭 دیروز رفتیم پارک دست ی دختر بچه ی توپ کوچلو دید ک ب. دخترم ندادن دخترم گررررریهههههه غششش دیگ از اون محیط اوردیمش بیرون، تا اینکه بابای دختره امد توپ داد امدیم خونمون...
امروزم رفتیم کنار دریا، دوتا خانم داشتن بسکتبال بازی میکردن دیدم ک دخترم داره ب سمتشون میره سریع رفتم حواسشو پرت کنم حواسش پرتتت نشد ک هیچ ، خودشو زد زمین گریه گریه، گریه میگماااا تا ب حال اونحور گریع نکرده بود هی ارومش کردم گفتم بریم خونمون توپتو بدم منو میزد، دیگ دیدم اروم نمیشه بازم سوار ماشین شدیم بیاییم خونه ک نیم ساعت راه بود
نیم ساعت همش گریه کرد عصبانی میشد ینی یجور گریع میکرد نفس میرف
چرااا نیم ساعت گریه کرد؟؟؟ اصلا عادیه چرا باید حواسش پرت نشه من هر بار گفتم میریم خونه توپتو میدم بیشتر لج میکرد😭 خونه هم امدیم توپشو دادم بازی نکرد
رف ی گوشه بازم گریه کرد😞حقیقتا خیلی ناراحتم امروز
کسی هم ندارم اینا رو ازش بپرسم تو شهر غریب ی غم....
شما راهنمایب کنبد منو