۱۳ پاسخ

اخى ياد خودم افتادم سوار كارى ميرفتم ، چقدر دوست داشتم، ولى از تيمار كردن اسب تو تابستون متنفر بودم 😆 خيلى بوى افتضاحى ميگرفت تابستونا ولى خوب اون لذت سواركارى ميارزيد به همه چى🥹

ماهایی انگار از نظر بدنی کمتر اسیب دیدیم از نظر روحی اسیبمون بیشتره
حالمون خرابتره 🤦🏻‍♀️

ایشالله بعد به دنیا اومدن دیار تمام این تفریحات رو ۳نفری میرین😍

عزیزم پیج اینستاگرامتو میدی

هرموقع تاپیکاتو میبینم یه حالت ناراحتیو خستگی روحی داری اینجوری نباش منم باراری قبیلم اینجوری بودم بعد آرزویمان حال روحیم وحشتناک شد

هرموقع تاپیکاتو میبینم یه حالت ناراحتیو خستگی روحی داری اینجوری نباش منم باراری قبیلم اینجوری بودم بعد آرزویمان حال روحیم وحشتناک شد

هی خواهر من بدترم .بدترین روزای عمرم و گذروندم تا اول پنج ماه هم سر کلاژ و استراحت مطلق شدم.بعد از استرس قند بارداری گرفتم هر روز انسولین روزی ۴ بار .ی بار انوکساپارین میزنم دوتا شیاف دوبار بستری شدم عفونت گرفتم چون راه نمی‌رم .هر هفته سونو.میرم .۸ ماه بود خانواده آمو ندیده بودم دلم داشت میترکید
دیروز بعد چند ماه تونستم با ماشین دراز کش برم سیسمونی بخرم اونم بازار نه کنار مغازه پیاده شدم الآنم ک ترس زایمان درد زیر شکم عمونمو بریده.پا درد بیخوابی شبونه ولی باز خداروشکر میگذره🥹

درخواست میدی گلم گمت نکنم

شاید چون یهویی این تفریح ها کنسل شد برات و دیگه اون شلوغی قبل رو نداری و الان وقتت آزاد تره اینطوری شدی؟🥲

ان شاءالله برگردی به اون روزهای خوب
به این فکر کن ک بعدا سه تایی باهم میرید این تفریح هارو و خوش میگذرونید😍

انشالله

عزیزم انشالا ک تموم اون روزا دوباره براتون تکرار بشه
منم ب واسطه بارداریم کارمو از دست دادم خونه نشین شدم براش سالها زحمت کشیده بودم و ب اون سمتی که میخواستم رسیده بودم و زندگیمو داشتم تغییر میدادم که پسرم اومد تو زندگیمون و هر چند که سالها منتطرش بچه بودم اما دیگه بیخیال شده بودم و تو اوج ناوراری اومد.اما بازم خداروشکر😍😍😭😭😭

چ مامان خوشتیپی
اینروزا هم میگذره وبا بابچه اتون میرین سوارکاری😍

انشاالله بسلامتی زایمان کنی عزیزم.. و روحیت هر روز شادتر از قبل بشه

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین هفته سی‌ام بارداری
منم بالاخره رفتم این آزمایشو دادم
۲۷ هفته و ۶ روز 😬😬
اصلا نه به اون سختی بود که بقیه میگفتن و نه به اون بدمزگی
من یبار دیدم یه خانوم گفته بود حتما با شوهرتون برین و من چقد سعی میکردم یه روزی برم ازمایش بدم که حتما همسرم خونه باشه ولی بخاطر کارش فقط جمعه ها خونه بود من چقد غصه میخوردم نمیتونه باهام بیاد ... خواستم بگم اگه کسی هم همراهتون نبود فدای سرتون 🥲💔
مهم زایمانه که باید باشه 😁
سختیِ این آزمایش برای من اونجایی بود که مرحله اول رو اومدم خونه از پله ها بالا رفتنی سرگیجه میگرفتم و ازمایشگاه هم پله داشت از پله های ازمایشگاه بالارفتنی هم سرم گیج میرفت .
مرحله سوم رو که دادم تا ده دقیقه بعدش دو بار تلو تلو خوردم ولی بلافاصله بعدش رفتم خرید و سریع اوکی شدم 😁
در کل خوب بود اصلا ترسناک نبود من اوایل بارداریم یه خانوم رو دیدم تو اینستا میگفت اومدم سخت ترین ازمایش دوران بارداری رو بدم و ....
من از همون موقع از این ازمایش یه غول بزرگ ساخته بودم و خیلی میترسیدم تا دکترم میگفت ازمایش برات مینویسم میگفتم همون سخته که باید یه شربت بخوریم ؟
بماند به یادگار به تاریخ 1404/10/28