۱۳ پاسخ

عزیزم برو به سر پرستار بخش بگو من حالم خوب نیست یا جامو عوض کنید یا بیاین بهشون اخطار بدین همراه تو بگو بره رودوایستی نداشته باش تو که قرار نیست دیگه اونارو ببینی 😐

چند هفته زایمان کردین . من ک پمپ درد نذاشتن برام اورژانسی شدم وحشتناک درد کشیدم الا ی کم پا شدم راه رفتم

عزیزم منم پاستور بودم خیلی خوب بود ک. سکوت مطلق

ببین مراعات نکنیا سر پرستارو بیار بالاسرشون الان باید سکوت باشه دورت چه احمقایی پیدا میشن والا

واسه همینه از اتاق چندتخته بیزارم حاضرم بیمارستان خصوصی سطح پایین تر برم اما اتاقم تک تخته باشه .

وااااای خدا روشکر بیمارستانی که من میخوام برم اصلا همراه نمیزارن بیاد خود خدمه همه کارا رو میکنن وگرنه منم اصلا اعصاب اینو ندارم

به پرستار بگو بهشون تذکر بده.
من زایمان اولم دولتی بودم ولی یادم به پرستاری ک اومد دارو بهمون بده گفتم میشه بگی این همراه ها یکم اروم صحبت کنه من خیلی سردردم نمیتونم تحمل کنم.
بعد خیلی جدی بهشون گفت اگ میخاین باهم صحبت کنین برین حیاط بیمارستان اینجا مادرا نیاز به استراحت دارن سکوت رعایت کنین

چند هفته زایمان کردی

بسلامتی عزیزم کدوم بیمارستانی؟
خب به کسی که همراهت بگو بهشون بگه ساکت باشن

خدا بهت توان بده خیلی سخته

قدم نو رسیده مبارک باشه عزیزم درکت میکنم واقعا

میگم لطفا ساکت باشید مراعات کنید ناراحت هم میشن بدتر میکنن بخدا دلم میخاد خون گریه کنم

بی حسی نمیشد یعنی

سوال های مرتبط

مامان عسل مربا مامان عسل مربا ۳ ماهگی
سزارین

ب نظر من اونقدراهام ک از سزارین بد میگن و یه غول ازش درست کردن اصلااا اونطوری نیست

صبح ساعت ۶ رفتم بیمارستان بستری شدم سرم وصل کردن و بعدم سوند
سوند درد نداشت سوزش داشت واسه من ولی ی لحظه بود و با یه اخ گفتن تموم شد😂 هیچ ترسی برای سوند نداشته باشید

بعدم رفتم اتاق عمل و بیهوش شدم به خاطر دیسک کمر ک داشتم دکتر بیهوشی گفت اسپاینال نمیزنم برات و بیهوشی کامل
با درد بیدار شدم دردی که یکم بیشتر از درد پریودی بود
پمپ درد داشتم پرستار داد دستم و گف فشار بده
یعنی این پمپ درد برای من عااااااالییییی بود
بچمو اوردن شیر دادم ولی چون خونریزیم شدید بود حدود ۳ ۴ ساعت ریکاوری بودم و خوابم میومد از هوش میرفتم بیدار میشدم میومدن شکممو فشار میدادن درد داشت دروغ چرا ولی من با پمپ درد کنترلش میکردم و دوباره به خواب میرفتم
ساعت ۱۰ زایمان کردم و ساعت ۲ بردنم بخش
دردم خیلی کم بود یا حتی میتونم بگم روی تخت ک بودم هیچ دردی نداشتم تا شب ک میخاستم راه برم
دوباره پمپ درد رو میزدم ک اروم تر باشم و راه رفتن اولی هم سخت بود یکم انگار یکی زیر دلمو جمع کرده بود
از فرداشم ک اومدم خونه راحت راه میرفتم
شیاف تو بیمارستان یدونه گزاشتم فقط و توی خونه ام روزی یدونه
الانم فقط جای بخیه هام یکم سوزش داره
البته ناگفته نماند ک عطسه و سرفه و خنده اصلا نمیشه کرد درد میگیره شکم ادم
در کل بد نبود بالخره هر زایمانی سختی های خودشو داره