ببخشید که اومدم غر یزنم
ولی واقعا جیگرم آتیش میگیره پست های بعضی هاتون و رفتارهاتون با بچه های چند ماهه تون رو می‌خونم.

ببین، این بچه الان کوجیکه الان نمیتونه حرف بزنه الان به تو محتاجه. الان داری بیس و شالوده شخصیتش رو میسازی حس عزت نفس و اعتماد به نفس و سلامت روانش رو براش آجر به آجر میسازی. فکر نکن اگه کار اشتباهی میکنی و پیامدشو نمبینی این کار اشتباهت دود میشه میره هوا. خیلی از مشکلاتی که تو دوره نوجوانی یا نتی بزرگسالی خودمون یا دیگران بهش برخورد کردیم از اضطراب بگیر تا افسردگی تا اعتنادبنفس کم تا گرایش به اعتیاد تا گرایش به دوست بد و کارهای خطرناک تا انجرافات جنسی.... خیلییییییییی هاش ریشه در دوران کودکی به خصوص همین دو سال اول داره. اگه الان کار سخت رو نکنی بعدا دیگه کار سخت تر رو بکنی هم شاید فایده نداشته باشه.
این بچه ها معصومند. مثه یا لوح سفید میمونن. ما داریم روشون مینویسیم یا خط خطی میکنیم. بعدا که بزرگ بشن یه موجود دیگه نمیشن آینه میشن و کارهای خودمون رو بهمون برمیگردونن...
همونقدر که مواظب جسم شون هستین مواظب روانشون هم باشید....🥺😢😢😢

۱۰ پاسخ

حرفای شما درسته عزیزم ولی خیلی از مادرا همسر مهربونی کنارشون نیست
مادر اگه بخواد عشق بده باید عشق هم ببینه
اما خیلی جاها تمام مسئولیت بچه روی دوش مادریه که افسردگی بعد از زایمانشم هنوز درمان نشده و همچنان خلأ عاطفی داره و یه جاهایی کم میاره
مادرا همینجوری عذاب وجدان دارن
منشأ خیلی از این رفتارهایی که شما میگین پدرهای بی مسئولیت هستن

حرفت درست عزیزم ولی اینم در نظر بگیریم که یه مادر بعد زایمان چقد از نظر روحی و جسمی میتونه خسته باشه و جدا از این ها بعضیا شرایط زندگی شونم سخته دست خودشون نیست واقعا وگرنه همه اینجا مادرن و دلسوز

با اینکه یا حرف تون موافقم ولی همیشه از خدا میخوام راه درست خودش به بچم نشون بده اگر هم من کوتاهی و قصوری دارم خودش جبران کنه
یه داستان یکی از اقوام ما که همسری بسیار بداخلاق داشتن در حدی که بچه ها را خیلی کتک میزده و از اونها کار می‌کشیده می‌برده سرکار ولی مادر خیلی ناراحت بوده همیشه از خدا میخواسته خودش بچه هاش حفط کنه یه روز اون مرد توی ماشین ش آتش میگیره و میسوزه و وقتی هم بچه ها بزرگ میشن نه تنها مثل پدرشون نمیشن بلکه که خیلی بهتر میشن و برای زن و بچه شون سنگ تموم میزارن
واقعا اگر بعصی جا کم میاریم و از تربیت بچه مون وا میمونیم لااقل یه دعا که میتونیم در حق بچه مون بکنیم که عاقبت به خیر بشه

گل گفتی عزیزم من خودم بااینکه پسرم شاید از نود درصد بچهای دنیا لجباز تر باشه نه شیر میخوره ن غذا فقططط بالا میاره فقط گریه میکنه شبا ۲-۲/۵ میخابه ۶/۵-۷ پا میشه و و و و… اما تاحالا تو این یکسال یکبارم ن رفتار تندی باهاش داشتم نه زدمش نه سرش داد زدم نه بهش بی محبتی کردم چون ما در قبال اون مسعولیم با خاست ما ب این دنیا اومدن پس ما موظفیم صدمونو براشون بزاریم چ مالی چ روانی

کاش مثالم بزنی از رفتار های اشتباه ک ناخواسته انجامشون ندیم🥲

کاملا حرفت درسته
جالبه یک عده مادر ولی میارن تو کار نمیفهمم چرا میخوان توجیه برای کوتاهیشون بیارن

بارها اینارو گفتم تو تاپیکام ولی متاسفم که دلیل های مسخره ای میارن و خودشون رو قانع میکنن .و حتی برای داد زدن و دعوا کردن با بچه میگن ما حق داریم و اشکال نداره و یا میگن ما افسردگی بعد زایمان داریم عجیبه برام .من خودم تو یه شهر غریبم هیچکس پیشم نیست تک و تنها دارم همه کارهام رو میکنم هیچوقت نیومدم آهو ناله کنم بزای این چیزها بجاش سعی کردم برنامه زندگیم رو جوری بچینم که همه جور وقتی برای بچم بزارم که بعدا نگم ای کاش بیشتر مراقبش بودم

عزیزم چه دوره هایی میبینی اگه دوست داری بگو خیلی ممنونم

چکار هایی نکنیم

دقیقا خیلی باید مراقب رفتارمون باشیم خدابهمون صبوری بده بهتررفتار کنیم چ

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۱۲ ماهگی
نظرتون رو با توجه به خواسته ما بگید...
من بعد کارن دلم نمیخواست بچه دیگه داشته باشم به دو دلیل : اولین دلیلم این بود که کارم رو نمیتونم اونجوری ک میخوام ارتقا بدم و باید چند سالی بمونم تا بزرگ بشن بعد دوباره شروع کنم و دلیل دوم این بود که حس میکردم نمیتونم عشقی ک نسبت به کارن دارم رو تقسیم کنم با بچه دوم و این اذیتم میکرد ک کارن رو اونجوری ک میتونم دوست نداشته باشم یا وقت کم بیارم واسش ، نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه ! من الان کلا بر مدار کارن زندگی میکنم ، هرچی کار میکنم واسه کارن ، همه روزم واسه کارن ، از وقتی یک ماهش بود زبان دوم رو باهاش حرف میزدم و الان یک ماهه دوره خریدم واسش ! مسلما من اگر بچه دومی باشی نه میتونم کار کنم نه انقد واسه پسرم وقت بزارم چون باید تقسیم کنم زمان رو ، برعکس من شوهرم میگفت یکی دیگه بیاریم ولی الان مدتیه میگه دیگه بچه دیگه نمیخوام ، از لحاظ مالی نه ها ، میگه میخوام عمرم رو واسه کارن بزارم و نمیخوام فقط کار کنم که زندگی بچه ها رو تامین کنم ، میگه میخوام تا وقتی هستیم با کارن لذت ببریم و دور دنیا رو بگردیم و فقط فکر آینده بچه نباشیم پس خودمون چی!!! برای همین میگه وسایل کارن مث روروئک و تخت کنار مادر و شیردوش و اینارو بفروش ولی من همه رو نگه داشتم ، حس دودلی دارم ، با تک فرزند ها صحبت کردم نود درصدشون راضی بود ( منظورم بچه های تک فرزنده که الان خودشون بزرگن) برای همین با همسرم تصمیم گرفتیم برای روحیه کارن به فکر یه حیوون خونگی بیفتیم که کارن از لحاظ روحی ساپورت شه ، حالا با مشاور حرف زدم یه چیزایی گفته بیشتر میگفت صبر کن کارن دوسالش شه بعد ، تجربه شما در خصوص بچه دوم چیه؟
مامان 🌸مهوا🌸 مامان 🌸مهوا🌸 ۱۵ ماهگی
خودمم اصلا دوست نداشتم پسرم مدرسه استثنایی بره چون از لحاظ ظاهری هیچ مشکلی نداشت و خیلی خیلی مهربون و دلسوز
و بی نهایت آروم😭الهی مادرش بمیره براش کاش میمردم و بچه م تو این وضعیت نبود برای یه مادر خیلی سخته که از بدو تولد بچش اونو تو درد و رنج و سختی ببینه😭😭😭
ولی خب از طرفی هم راضی نبودم که دائم تو خونه پبش من باشه و دوست و رفیقی نداشته باشه واسه همین شوهرم رو راضی کردم که چند تا مدرسه رو ببینیم اگه بد بود نمیزاریمش
وقتی رفتم دیدم واقعا ناراحت شدم نه برای وضعیت بچه هایی که اونجا بودن ها بخاطر اینکه بچه ی من خیلی سالم بود و اصلا مناسب اون محیط نمیدیدمش
واسه همین تصمیم گرفتیم که کلاس های کار و گفتار درمانیش رو ادامه بده و خودم تو خونه باهاش کار کنم...
الان که چند سال از اون روزا میگذره هر روز بیشتر از قبل احساس پشیمونی و عذاب وجدان میکنم و فکر می‌کنم در حقش خیلی کوتاهی کردیم که به خاطر دل خودمون از مدرسه و اجتماع دور نگهش داشتیم
همیشه به همسرم میگم ما خیلی کوتاهی کردیم در حق این بچه اگه سپهرم ما رو ببخشه خدا نمیبخشه😭😭😭
ولی خب دل مادرانم او لحظه طاقت نیاورد که بچم اونجا بره چکار کنم لعنت به این حس مادرانه😮‍💨🥺
الان وضعیت سپهر خیلی بهتره خدا رو شکر هر سال چکاپ میبرم و توی بدنش هیچ کمبودی نداره و این بخاطر اون صبح تا شب پای گاز ایستادنا وغذاهای مقوی و داروهای خوبی که تونستیم براش تهیه کنیم میدونم
و این کمی خیالم رو راحت میکنه که حداقل از لحاظ سلامتی براش چیزی کم نذاشتم🥺♥️
مامان رادین مامان رادین ۱ سالگی
مامانا اینایی که میگم خیلی مهمه
به تربیت بچه هاتون اهمیت بدین :

۱- اصلا بند تمیزی خونه نباشین بزارین کثیف کنه بهم بریزه شلوغ کاری کنه روانشناس ها میگن خونه هایی که خیلی تمیزه بچه ها کمال گرا یا وسواسی میشن بعدا یه شکست کوچیک بخورن بهم میریزن و افسرده میشن


۲- هی بهش نگین نکن بکن- نزار بزار- نرو برو- بزارین هرکاری میخاد انجام بده تا جایی که خطرناک نباشه.
خونه رو براش امن کنید بزارین بره همه جارو کشف کنه من خیلی کم به پسرم میگم نکن یا حتی کلمه نه چون هرچقدر کم بگم تاثیر گذاریش بیشتر و خیلی نباید بچه رو محدود کنم
بچه هایی که خیلی دستور میدین بهشون، اعتماد به نفس شون کم میشه
هرکاری بخان بعدا انجام بدن ترس دارن از انجام دادنش، اهل ریسک نیستن




۳- تحت هیچ شرایطی تا دو سال براشون تلویزیون روشن نکنید
بعد ۲ سال تا ۳ سال نهایت یه ربع میتونن تلویزیون ببینن
چون خیلی تلویزیون ببینن نیم کره سمت راست یا سمت چپ غیر فعال میشه و اختلال زیاد از جمله عدم تمرکز در یادگیری پیدا میکنن
بعدا خودتون دچار مشکل میشین با یادگیری بچه


۴- اگه بچه زمین خورد یا به مبلی میزی جایی خورد اون مبل و میز و‌ زمینو نزنیم
به چند دلیل :
اولا کتک زدن یاد میگیره
دوما بعدا تو زندگیش برای هر مشکلش یا شکستش بقیه رو مسئول میدونه و هیچ وقت خودشو مسئول کاره اشتباه خودش نمیدونه