۱۳ پاسخ

خیر چون از نظر اقتصادی واقعا نمیشه بچه رو ساپورت کرد
ما وضع مالیمون خوبه اما باز هرجوری حساب میکنیم نمیشه دومی و ساپورت کرد یا باید بهشون سخت بگذره و اذیت شن یا همش اعصابت خورد باشه بلاخره یکی و میشه جمع و جور کرد
در آینده هرچی بزرگتر بشن هزینه هاشون بیشتر میشه
بنظرم یدونه تو رفاه و آسایش خیلی بهتر از دوتا تو سختیه

درسته منم به همه اینا فکر میکنم ولی به اینم فک میکنم که بعدا بچم تنها نمونه وقتی من و باباش نیستیم میخواد تنهایی چیکار کنه 😢

من اصلاااااااآااااااااااااااااااااااا

نع بابا حاملگی سخته نوزادی الرزی کمر درد داغون شدم زایمان سختر خدا بهم توان بده همینو بزرگ‌کنم شاید ۷سال دیگه نمیدونم

اصلا بخوام ي بار ديگه اين مراحل برم اصن بهش فكر نميكنم و كلي محدود شدم بخاطر دخترم من قبلا خيلي ازاد بودم همه جا ميرفتم اما تا جايي ميخوام برم فكرم همش پيشه دخترمه پيش كسي ام ب جز همسرم نميتونم بزارم

اصلااااااا

شوهرم بچه دوس داره، خودمم عاشق دخترم ولی اخلاقای شوهرم خوب نیست واسه همین احتمالا قید بچه‌ی دوم رو بزنم. همین یکی بسه. درک نداره. اخلاقش بده. زبونش تنده. اذیت میکنه.عصبانی بشه که واویلاست.
کمک هم نمیکنه اصلا
از بچه داری من ایراد میگیره همه ی اینا جمع شده و باعث شده به تک فرزندی فکرکنم

مام فعلا کنسله معلوم نیست ببینم واقعا شرایط چطوره

اصلااااا

ما می‌خواستیم اقدام کنیم اما ترس جنگ و آینده این بچه واسه ۷پشتمون بسه.
تو این شرایط نگران خودمون نیستیم نگران رفاه و امنیت بچه هستیم.
تو این مدت بار ها قیمت شیر و پوشک و دارو و مواد غذایی افزایش داشته الان شکر خدا می تونیم از کجا معلوم فردا اصلا امکان تهیه داشته باشیم
ما همین الانشم شیر خشک از شهرستان تهیه میکنیم

اصلا نمیارم بتونم آینده یدونه رو تامین کنم خیلیه
بچه آینده داره الانش هرجور باشه میگذره

و اینکه اگه فکر اینی بزرگ شد تنها نباشه به این فکر نکن من برادر داشتم خدا ازم گرفتش الان داغ برادرمم رو دلم حداقل اگه از اول داداش نداشتم الان آنقدر غصه نمیخوردم درگیر تنها بودن و نبودنش نباش

برا من دیره به این چیزا فک کردن😂

سوال های مرتبط

مامان 💗💞هانا👶❤ مامان 💗💞هانا👶❤ ۱۲ ماهگی
امروز تولد بچه ام بود.
بالاخره شد یک سال.
یک سال گذشت و چقد سخت گذشت.
وای که چقد سخت بود 🫠
چه شبایی که از شدت بیخوابی گریه نمیکردم چه روزایی که از شدت عصبانیت خودمو نزدم آخه بچه ام خیلی ناآروم بود و منم دست تنها.از یه طرف افسردگی بعد زایمان از یه طرف گریه های بچه بیخوابی استرس از بین رفتن خلوتای دو نفره ی منو همسرم .خلاصه که هر موقه یاد اون وقتام میفتم به حال خودم گریه ام میگیره حتی یه نفر نبود این بچه رو یه ربع از من بگیره من یه نفس بکشم دروغ چرا بعضی وقتا با خودم میگفتم اشتباه کردم
بچه آوردم.خلاصه با هر بدبختی بود از مرحله رو رد کردم
ولی اینو به اونایی که تازه بچه آوردن میگم زمان حلال مشکلاته فقط باید به خودتون زمان بدید که بتوتید با شرایط جدید کنار بیاید.
مطمئن باشید رفته رفته همه چی بهتر میشه به اینم گوش نکنید که بزرگتر میشن سخت تر میشه.و این وفق دادنه کار یه ماه و دو ماه نیس من تازه بعد یه سال دارم با شرایط جدید زندگیم کنار میام.
حقیقتش قبل دنیا اومدن بچه ام تو فکر این بودم که بچه ام شد یه سالش اقدام کنم برا بعدی ولی بعد دنیا اومدن بچه هم نظر خودم هم نظر خودم درباره ی اقدام دوباره برگشت.
به هر حال خداروشکر میکنم به خاطر این دسته گلی که بهم داده و منو لایق مادر بودن دونسته این خانوم خانوما الان شده همه ی زندگی من و باباش.🤌😍😍