سلام سلام بیاین چالش
میدونم بچه هرچی باشه برای پدر مادر عزیزو شیرینه ولی بگید چ جنسیتی دوست داشتین بهش رسیدین یانه چ حسی داشتین؟؟
من و شوهرم باهم چندسال دوس بودیم از همون دوران هم میگفتیم خیلی دوست داریم دخترداشته باشیم و یدونه بچهم داشته باشیم وقتی باردار شدم همش حسم میگفت بچه دختره چیزای دخترونه هم خریدم ولی ان تی گفت ۷۰درصد پسر چرا دروغ بگم ته دلمون ی کوچولو ناراحت شدیم ولی باز سالم بود خداروشکر میکردیم اما ب هیچکس نگفتم ان تی احتمال پسر داده چون باز ته دلم میگفت بچه دختره تا رفتم انومالی ک سونوگراف گفت بر خلاف چیزی ک بهت گفتم دختره یعنی رو ابرا بودم نمیدونم چطوری خودمو رسوندم خونه تا شوهرم اومد بهش گفتم هیچوووووقت اونقدر خوشحال ندیده بودمش هی میخندید میگفت بخداااا راست میگی اینقدر ذوق میکرد تو چشاش اشک بود🥹و اینطور شد ما ب ارزوی قلبیمون رسیدیم 🥹
الهی همه اقدامیا صاحب نینی سالم و سلامت شن❤️

۱۶ پاسخ

من دیوانه وار دختر دوست داشتم ولی پسر شد الان دیوانه وار عاشق پسرمم و هزارتا دختر بهم بدن یه تارموشو نمیدم

ب منم همه میگفتن بچت پسره نمک ریختن سرم گفتن پسره نمیدونم میگفتن شکمت تیزه ها فلانو بسار ولی من از اولم حسم میگفت دختره ‌،و خیلی دختر میخاستیم ن من ن همسرم خواهر نداشتیم دلمون دختر میخاست و همونجور شد😍

هم دختر هم پسر اون چیزی که میخاستم خدا لطف کرد بهم بخشید انشالله قسمت چشم انتظاراااا

من همیشه پسر دوس داشتم همسرمم همینطور البته من دوس داشتم بچه اولم پسر بشه چون داداش هم ندارم ولی چون بعد چن سال بچه دار شدم دیگه خیلی برام مهم نبود

من خودم ازاول عاشق دختر بودمو هستم اما همسرم میگف دوست دارم بچه اولمون پسر باشه بدی دختر .اینجوری شدنی منم گفتم هرچی باشه فقط سالم باشه .سونوگرافیم رفتم احتمال ک اصلا ندادن آن تی رفتنی زنگ زدم همسرم گفتم نمیخای باور کنه دختره دوس داش بگم پسره اما گفتم دختره.بد اینک دیگ فهمیدم بچمون دختر هردو عاشقش شدیم .

سلام دوست خوبم ما هم حدودا شیش هفت سال دوست بودیم اسم پسرمون هم انتخاب کرده بودیم همیشه دوس داشتم ثمره عشقمون یه پسر بشه مثل باباییش🥺 البته از همه مهمتر سالم باشه . اطرافیان هی میگفتن دختره، گفتم برای ما فرقی نداره‌ . وقتی آنتی رفتم فهمیدم پسره داشتم از خوشحالی میمردم 🥺🥺😍🥲

خدا نگهش داره گلم خوشبخت بشه
ما دختر دوس داشتیم ن ک پسر نخواییم ن ذهنمون سمت دختر بود
ولی پسر شد خداروشکر انقد شیرینه از صدتا دختر واسم عزیزتره
خداروشکر میکنم واس وجودش هم سالم بودنش
خدا ب همه بده

منم از اول حس میکردم پسره و پسر شد🥹

من دختر دوست داشتم و دختر دارم 🫀

برای من فرق نداشت، اما از روزی که بیبی چک مثبت شد میدونستم پسره و کلا منتظر پسر بودم و چیزای پسرونه میپسندیدم، اما همه ته دلشون دختر و میخوان داشته باشن، عاشق پسرمم اما دلم دومی هم میخواد که دختر باشه

من به خاطر سخت بودن شرایط کشور برای دخترا دلم میخواست پسر باشه ک اذیت نشه ولی هردو جنسیت رو دوست داشتم الانم حتی یک تار موشو به دنیا نمیدم

من ازاول آرزوداشتم دخترداشته باشم الهی شکربه خاطروجوددخترم

من آنقدر سختی کشیدم که برام مهم نبود

پسر دوست داشتم دخترشد ولی بازم شکرت ک سالمه خوشگل عزیزمونه انشالله بعدی 😅

واقعا دلم میخاس خدا یه پسر بهم بده ولی وقتی فهمیدم باردارم واقعا دیگ اون جنسیت مهم نبود ولی خدا یه شاخه شمشاد بهمون داد که عاشقانه میپرستمش پسرکوچولو😍

سلام من پسر دوست داشتم اما دختر شد شکر ک سالمه

سوال های مرتبط

مامان محمدزُهِیر🩵🧿 مامان محمدزُهِیر🩵🧿 ۹ ماهگی
دختر یا پسر ؟
من از زمان مجردی هام همیشه دلم میخواست مامان ی پسر قوی و درشت و جذاب باشم...
یعنی اونقدر که این رویا رو داشتم اصلا به اسن فکر نمی‌کردم که شوهرم چه شکلی باشه..فقط یه پسرم فکر میکردم
بعد از ازدواج هم همچنان عاشق پسر بودم...
با اینکه الان میبینم دختره که تا آخر عمر پشت مادر پدر هست و دستشونو میگیره ولی چیکنم دوست داشتم
تا اینکه باردار شدم همش میگفتم خدایا سالم باشه مهم نیست چی باشه...ولی اون ته ته دلم میگفتم پسر پسر خدا پسر 🫥🫥🫥
رفتم ان تی ..جای تقریبا معتبر...مریم امینی
گفت دختر..۸۰ درصد دختر 🥰
شب چهار شنبه سوری بود تا اومدم خونه همش با خودم حرف زدم کلی پیاده روی اومدم که با خودم تنها باشم...
خیلی کلنجار رفتم دیدم واقعا اصرار من بی معنی بوده...وقتی خدا خواسته...وقتی می‌دونی دختر از پسر بهتره پس چرا باز اصرار داری...
رفتم چند تا ظرف و ظروف و عروسک دخترونه خریدم و دنیام شد دختر...اسم انتخاب کردم و شدم مامان ی دختر 🥰🥰🥰🥰
کل فروردین و اردیبهشت رو با این فکر سر کردم تا رفتم انومالی...داشت توضیح می‌داد که سالمه و فلان و فلان ..منم از صفحه فیلم می‌گرفتم و توی دلم خوشحال بودم که به همکارش گفت mail یعنی جنسیت پسر
من اینو شنیدم و میدونستم یعنی چی...
ولی انگار نشنیدم...نخواستم که بشنوم...
بعد گفت خب خانوم مبارکه پسر شما سالمه و فلان
گفتم چی👀🫤🤔🤔
نه اشتباه میکنید دختره...من مطمینم...گفت وا من می‌دونم یا شما...من الان دیدم میخای دوباره برات نشون بدم...گفتم اوکی و اومدن بیرون بدون خداحافظی و هیچ حرفی ..حالا مامانم هی میگه چیه چته من فقط عین ابر بهار گریه میکنم ..نمی‌دونم اردیبهشت بود یا خرداد که بارون هم میومد...
ادامه پایین می‌ذارم
مامان نیلماه کوچولو مامان نیلماه کوچولو ۱۱ ماهگی
اول صبحی یاد یه خانومی افتادم که وقتی ۴ ما باردار بودم اون خانوم تازه بار دار شده بود به من گفت چند ماهه و جنسیتش چیه گفتم ۴ ماه و دختر که سومین دخترمه گفت خداروشکر خدا بهت فرشته داده گفتم شما چی گفت منم یه دختر دارم اینم تازه باردارم ان شالله که سالم باشه و دختر باشه گفتم با تعجب هاا چراا همه جنس مخالف تو چراا گفت من زورکی چیزی از خدا نمیگیرم مخصوصا پسر گفت چون تجربه شده برام پدر مادرش ۶ تا دختر داشتن میگفت بخاطر پسر چه کارای که نکردن یه زیارت تو دل کوه بود سه شبانه روز رفتن تا رسیدن که دعا کنن پسر باشه میگفت الان ما ۶ تا دختر شدیم کارمند و عاقبت بخیر همون داداشمون معتاد و کتک زن به مادرمون هر روز پول میخواد بره مواد بخره و اینکه مادرم شرمنده هر روز یاید از ما دخترا نوبتی پول بگیره برا این پسر که میگه کاش از خدا زورکی نخواسته بودمش نمیخوام با این حرفم بگم پسر بده ولی بدونیم خدا هر چیزی که میده بدون منت باارزشتره تا اون چیزی که با زور ازش بگیریم
مامان ماهور مامان ماهور ۹ ماهگی
دلم خیلی گرفته امشب مهمونی بودیم پسرم با پدر شوهرم گفت میاد ما زودتر رفتیم وقتی پسرم اومد نگاش کردم فهمیدم بغض کرده یهو ی چیزو بهونه کرد هی اشکشو از گوشه چشمش پاک میکرد هرچی صداش کردم گفتم چی شده هیچی نمی گفت بعد گفتم کسی چیزی گفته مادر شوهرم سریع گفت نه کسی چیزی نگفت ولی من فهمیده بودم کسی چیزی گفته پسرمو بردم داخل اتاق اینقدر التماسش کردم چیشده گفت آقا جون ،پدرشوهرم,چیز بهش گفته بخاطر دختر خواهر شوهرم گفت اومدم از ماشین پیاده شم پام خورد بهش گفت خیلی دعوام کرد مامان دلخواه نزدم منم ریختم بهم اومدیم خونه کلی گریه کردم براش دختر خواهر شوهرم با پسرم ی ماه فرقشونه ۱۰سالشونه مهمونی هم خونه خواهرم بود ولی اونا هرجا میرن اونو میندازن دنبالشون دوسال پیش هم بخاطرش ی پدر شوهرم ی سیلی زده بود به پسرم که پسرم گوش درد گرفته بود ولی اصلا بنا نگفت تا دوسال پسرم من اصلا بچه ای نیست که بخواد بچه ای رو اذیت کنه پدر شوهرم از پسر بدش میاد ازشون متنفرم متنفر
مامان 🧡🫧AVIN🫧🧡 مامان 🧡🫧AVIN🫧🧡 ۱۲ ماهگی
#یادگاری.آوین🎀

یادمه پارسال همین موقع بود الان ک ۱۰ هست من سه ماه تو اقدام بودم همش دلم میخواست زود باردار شم شوهرمم هی میگفت فک کنم مشکلی چیزی داریم 🥲❤️

تا اینکه بازم درد زیر دل و ترشح ابکی داشتم باز ناراحت بودم ک بازم پریود میشم 🫠🌿

دیگه گذشت روز پریودم بود اون ماه اصلا ب بچه فک نمیکردم تا روزایی ک ب پریودم نزدیک میشد دیدم عه روز پریودم باید ۱۳ پریود میشدم نشدم همش هی استرس داشتم خدا نشم خدا نشم 😅❤️ هی چک میکردم دیگه چند روز گذشت و من باز ب شوهرم گفتم پری شدم خیلی ناراحت شد دیگه رفتم داروخونه پنج روز از پریودم گذشته بود ولی شوهرم فهمید صبح روز ۱۸ رفت سر کار من پاشدم با ذوق و استرس بی بی زدم وای مثبت بود خیلی خیلی خوشحال بودم 😭❤️😍

از ذوق داشتم گریه میکردم برا بچه ای ک هنوز نمیدونستم میاد یا ن دختره پسره چ شکلیه انگاری چندین سال منتظر اومدنش بودم👶🏻💖

الان یک سال از اون موقع میگذره و الان دختر نازم جلوم خوابیده انگاری فرشته هست ❤️😍💝

خدایا شکرت خدایا ازت ممنونم ک یه نعمت ب این قشنگی بهم دادی 😘🧡

آرزو میکنم هرکی چشم انتظار بچه هاست خدا بهش بده و از این نعمت محرومش نکنه 🥹💝

آمین💞