۱۰ پاسخ

خدا حفظش کنه🥹

من هم مامان اولی ام تا روز اخر، زایمانم طبیعی بود ولی تو ۳۹ هفته آب دور جنین خیلی کم شده بود و سزارین شدم.
همش میگم کاش تمام تلاشمو میکردم برای طبیعی ولی نشد دیگه..
سزارین هم خیلی سخته مخصوصا دردهای بعدش ولی الان که چند روزه گذشته و میگم خدایا شکرت کمکم کردی و از پسش براومدم

قدمش پرخیر وبرکت باشه انشالله ❤ماشالله عزیزم

به سلامتی زایمان چطور بوو

مبارکه عزیزم انشاءالله خداحفظش کنه

ای جان ماشالله بهش
التماس دعا عزیزم😍❤️

مبارک باشه انشاءالله قدمش پر از خیر و برکت باشه 💚💚

مبارکه عزیزم انشاالله قدمش پر از خیر و برکت باشه براتون💝

من عاااالی بودم، انقدک بهم میرسیدن، اصلا دردی نبود

حالا منم خیییلی میترسیدم، هق هق میزدم از ورود ب بیمارستان، تااتاق عمل، لحظه بی حسی، وحشتناک، بعد ک فیلم زایمانمو دیدم، بقدری پشیمونم ک چرا انقدگریه کردم، باحال بدرفتم اتاق عمل، انگار میخوان منو بکشن، تااین حدگریه میکردم، اما اون بی حسی خییییلی حال خوبیه، واقعا سزارین خیییلی خوبه

سوال های مرتبط

مامان فرهان مامان فرهان ۴ ماهگی
سلام به همگی
بلاخره نوبت منم رسید که بگم منم زایمان کردم و شکرخدا با موفقیت از پروسه زایمان گذر کردم ،
راستش همیشه هروقت حرف بچه میشد میگفتم روز زایمان روز مرگ منه ، انقدر که می‌ترسیدم، همیشه نگرانی و استرس تو لحظات بارداری باهام بود که من چجوری زایمان کنم ، ولی وقتی نصف شب خیلی یهویی کیسه آبم پاره شد فقط تا مسیر بیمارستان رو استرس داشتم که یه وقت مشکلی پیش نیاد برای بچه ، ولی وقتی وارد زایشگاه و اتاق عمل شدم اصلا استرس نداشتم همش می‌خندیدم حتی با خانم دیگه که تو زایشگاه بود باهاش بابای میکردم و می‌خندیدم 😁😅، بعد بهم میگفتن چه ذوقی هم داره 😂، اصلا حتی موقع عمل هم استرس نداشتم و کاملا راحت و باهاشون قشنگ همکاری میکردم ، حتی وقتی دکتر بیهوشی اومد و گفت باید بیحس بشی خوشحالم شدم از خدامم بود ، انقد باحال بود اتاق عمل
اینارو توضیح دادم که بگم پروسه زایمان خیلی راحت بود ، انقد راحت بود که منی که روز زایمان رو روز مرگ خودم میدونستم ، الان دلتنگش شدم ، دلم برای پروسه زایمان تنگ شده ، دوست نداشتم از بیمارستان بیام خونه ، انشاالله بچه بزرگ تر بشه میرم سراغ بچه بعدی...