۶ پاسخ

پسر من فقط تخم مرغ صبحانه خوب میخوره

متاسفانه اصلا اهل صبحانه نیستیم مثلابیشترین‌صبحانه ای بخورن پنکیک با میوه /شیر موز یا لقمه نون پنیر گوجه خیار ناهار هم تا ساعت ۲باید حاضر باشه میخورن خوبب بعدش هر دوساعت میان‌وعده میوه کیک خونگی اب طالبی یاشیر موز اجیل و…شامم ک میخورن بعدش باز ی میان‌وعده

دختر من۱۱صبحانه تخم مرغ با چندتا لقمه نون و پنیر و اینا میخوره.تخم مرغ آبپز.ساعت۱و اینا میوه.ساعت۲:۳۰و اینا ناهار.عصرانه هم سیب زمینی سرخ کرده.کوکو.هرچی باشه.یه۲ساعت بعدش میوه و آجیل.بعدش شام

۴ ساعت بعد ناهار میخوریم اکثرا وسطا گشنش میشه میوه یا های بای یا شیر میدم صبونه دخترمنم کم میخوره ولی تخم مرغ بخوره تا ناهار چیزی نمیخاد

شاهان ساعت نه صبحانه حداقل ده لقمه کوچولو میخوره
ساعت یازده فرنی با موز و سویق میدم
ساعت یک ناهار
بعد دیگه هر دو ساعت ( کیک، اجیل،میوه، یه وعده غذا، چوب شور ،پفیلا) ازین چیزا میخوره ،ساعت هشت شام میخوره
عصرانه حتما میخوره،یا نیمرو،یا پیراشکی و اسنک گوشت،یا ماکارونی،یا سوپ،یا سیب زمینی سرخ کرده
وگرنه همش میگه گشنمه،چون یه سره فوتبال میکنه

دخترمن اکثرا صبحونه نمیخوره🫠میگه فقط شیرعسل میخوام ۴ساعت بعدش هم ناهار
تو این مدت میوه میخوره

سوال های مرتبط

مامان محمد مامان محمد ۴ سالگی
#پوشک#فرزندپروری#تب
خانم ها من به یه مشکل خوردم
ببینید حق با کیه
من هر روز تو خونه هم ناهار و هم شام درست میکنم ولی شوهرم اکثرا غذای بیرون میخوره
مثلا صبحانه که خونه نمیخوره میگه دهنم باز نمیشه میره ساعت دوازده اینها بیرون مثلا دو تا میکرو میخوره دیگه تو خونه ناهار نمیخوره
تا میرسه خونه میخوابه میگه بیدار شدم میخوره
من تنهایی ناهار میخورم اون ساعت پنج اینها ناهارمیخوره
شب ها هم که اگه خونه باشیم میگه من شام نمیخورم ولی بیرون باشیم میخوره
چند بازی دعوامون شد و بهش گفتم تو غذای منو دوست نداری در حالی که به خدا اشپزیم تو خانواده معروفه
همش هم میگه معده م درد میکنه و واقعا هم مشکل معده داره
خیلی پیش میاد که من ناهار درست کردم ولی همون بیرون غذا میخوره و اصلا خونه هم نمیاد تا شب
من خیلی ناراحت میشم
میگم خوب من اینهمه زحمت میکشم هرکی جای من بود دیگه هیچی درست نمیکرد
پنج شنبه زبون گرفتم از ساعت شش تا دوازده شب دستم به پخت و پزش بند بود ولی اقا وقتی اومد نصف ساندویچ هم نخورد
گفت معده م درد میکنه
منم خیلی زورم گرفت گفتم اصلا نمیخواد هیچی بخوری
حالا از اون روز باهاش قهرم
اون هم بدتر با من قهر کرده و حرف نمیزنه
دیروز هم بهش پیام دادم که از دستش ناراحتم ولی حتی جوابمو هم نداد
منم تا الان محلش نزاشتم
شما بودید چکار میکردید؟
مامان مهیار مامان مهیار ۴ سالگی
سلام شبتون بخیر خواهرای گلم
این روزها رو بعنوان پرچالش ترین و مزخرف ترین و بی حوصله ترین روزهای عمرم تو ذهنم همیشه میمونه
با یه دختر ۱۲ ساله که تو سن بلوغه و هرروز یه داستان داریم باهاش
تا پسری ۴ ساله که تو اوج شیطنته و هرکاری میکنم این انرژیش تخلیه نمیشه
خیلی دارم با هردوتا شون سر وکله میزنم مخصوصا دخترم
مثلا امروز صبح ساعت ۱۰ بیدارش کردم که بریم کارنامشو بگیریم وقتی بیدار شد از دستم ناراحت بود که چرا ساعت ۱۰ بیدارش کردم ‌ نذاشتم تا ۱ بخوابه به قول خودش وقتی مدرسه نمیریم تعطیلیم باید تا ظهر بخوابیم
بعدشم از ساعت ۱۰ تا ۱۲ نشست رو مبل داشت تلویزیون نگاه می‌کرد هرچی بهش گفتم یه لقمه هم شد صبحانه چیزی بخور تا ناهار آماده بشه اونم گفت من صبر میکنم ناهار آماده بشه
منم گفتم تا صبحانه نخوری امروز بهت نهار هم نمیدم
خلاصه اینکه حرف زدم مجبور شدم سر حرفم وایستم بهش نهار ندادم
امشب شام هم بهش گفتم بیا بخور میگفت نمی‌خورم رفت دوتا پرتقال پوست کند و خورد
اصلا اینقدر این دختر لجباز و بد شده که حد نداره
باباش میگه ولش کن بزار خودش هرکاری میخواد بکنه
منم میگم نمیشه که ساعت ۱ بیدار میشه وعده صبحانش میسوزه فقط نهار میخوره
خودمم موندم چیکار کنم چه عکس العملی در قبال لجبازیاش نشون بدم
دیگه خسته شدم از دستش