۱۰ پاسخ

از هرچی مادرشوهر متنفرم 😖
فضولا
نمیدونن یک مادر تا بچشو به یک چیز عادت میده چقد عذاب میکشه

🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮

عجب آدم مریضی😔

وای چقدر بی شخصیته🫣 یعنی سینه هاشو انداخت بیرون جلو ما؟!!!! دفعه بعد خواست اینکارو بکنه یه چیزی بهش بگو عنتر!

بعدش هیچی نگفتی بهش؟
لطفا رابطت رو باهاشون خیلی خیلی کم کن بی حیاست چقدر.
بگو شما بلد نیستی محبت بچه نمیادپیشت.نام نامتم به اونی که باید بدی بده .لطفا جلو بچه ی من این رفتار رو انجام نده

عب نداره حالا کاریه شده دیگه چسب بزن دیگه اومدنیم بگو اوف شده دیگه نیاد هرکیم نشون داد بگه اوف شده

خاک تو سر این مادرشوهرهای مریض

مادر شوهر منم هر وقت دخترمو ببینه سینشو درمیاره میگه بیا بخور 😑
میگه میدم به توأم آخر اون یکیام خوردن

بیشعورر

مادر شوهرت جرا باید سینه تو رو نشون بده اخه😐😐😐😐

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۱ سالگی
دیروز بدترین روز عمرم بود اونقد بد بود که از درد خیانت اون...(جای خالی رو خودتون پر کنید)بدتر بود،مادرم ب اون آدم پیام داده بود ک هربار بچ ب بچ های دیگ ک پدر کنارشونه با حسرت نگاه میکنه نفرینت میکنم خلاصه یه بحث وجدلی هم این وسط داشتن که بعدش من با مادرم بحث کردم که چرا بهش پیام داد مامانم گفت دیگ طاقت نیاوردم ک حرف نزنم بهش اخه مگ آدم این همه بی وجدان میشه؟...نشستم رو مبل شروع کردم ب گریه کردن دلم برای بچه ام میسوخت و میسوزه.مادرم درو باز کرد ک بره دخترم دید ک رفت یهو زد زیرگریه و هعی یه حرکت هایی کرد پرید و خلاصه یهو اصلا نمیدونم چجوری افتاد رو میز مبل دستم رو سریع گذاشتم رو لبه میز و یک آن واحد دیدم کل صورتش خونه،چشام سیاه سفیدی رفت،حس میکردم دیگ الانه ک بمیرم وقتی جیغ میزد و گریه میکرد اونقد پارگی عمیق بود ک از رو صورتش دندوناش معلوم بود،فریاد زدم مامااااان.اومد شروع کرد ب گریه و فریاد.سریع با همون لباس تو خونه رفتیم درمانگاه ک گفتن باید سریع بخیه بخوره و نامه دادن برا ولایت،بچ بیمه اش قط شده.تو کارتم فقط ۲بود مادرم هم هرچی داش مای بیبی خریده بود و آخر ماهه دیگ،پیام دادم ب پدرش گفتم سریع همین الان برام پول بزن صورت بچ باید بخیه بخوره بیمه نداره من پول ندارم بهت ۲روزه برمیگردونم فقط برام بزن.
ادامه تاپیک بعد
#شیرخشک
#مای بیبی
#پوشاک
#فرزند پروری
مامان آرین👶🏻🩵 مامان آرین👶🏻🩵 ۱ سالگی
سلام تجربه از شیر گرفتن پسرمو میگم باشد ک مفید واقع شود😅
من دقیقا ۲۷ خرداد ک پیرم ۲۱ ماهش تموم میشد تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش(شیر خودم)
اینجا یه تاپیکی دیده بودم ک خانومه و شوهرش سوره یاسین رو ب انار خونده بودن و داده بودن ب بچه برا راحت گرفتنش
من چون انار نداشتیم به بطری آبش خوندم و فوت کردم با یه آیت الکرسی ثواب این مدت شیردهی رو هم هدیه کردم ب حضرت رباب
خلاصه؛صب ک بیدار شد برا آخرین بار شیرش دادم و بعد چسب سیاه زدم سینمو
ی مدت بعد ک شیر خواست نشون دادمش انگار ترسید خیلیییی گریه کرد🥲
گفتم جیز شده
دیگ بعد اون هروقت میخوایت میگفتم جیز شده ولی نسون نمیدادم
یکی دو روز اول بهانه میگرفت ولی کم کم یادش رفت الان دیگ اصلا
راجب خوابشم بخام بگم پسر من ۹۰ درصد مواقع با شیر میخوابید
ولی از همون روز اول ترک شیر خودش مستقل خوابیده
شبام ک اوایل بیدار میشد بهش ازون آب میدادم و آرومش میکردم و دوباره میخوابید
در کل بگم ک خوب بود حالا نمیدونم تاثیر همون آب بود (من خودم اعتقاد دارم)یا بچه من یخورده آرومه
الحمدلله ک نسبتا راحت گذشت موند فقط پوشک ک غول مرحله آخره🫠
#پوشک
مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
به همفکری تون نیاز دارم لطفا هرکی درمورد غذا نخوردن کودک اطلاعات داره راهنماییم کنه.

از روز چهارشنبه یارا شروع کرده به نخوردن غذا. روز چهارشنبه فقط شیر خشک خوااسته. اونروز بهش دادم. و غذا نخورد کاریش نداشتن. دیروز و امروز رو ک خودم خونه هستم گفتم شیر نمیدم ک گشنه ش شه غذا بخوره.

دیروز صبحونه نیمروز داشتیم و نخورد شیر خواست و ندادم که مجبور شه غذا بخوره.نخورد. مهمون داشتم واسه شام خوابید نزدیکای ظهر بیدار شد کاسترد درست کرده بودم. ته قابلمه درحد دو قاشق چسبیده بود اونو خورد. که اصلا چیزی نبود. ناهار تاس کباب بود نخورد. با باباش رفتن بیرون نون خامه ای خریده بودن واسه مهمونا کمتر از یه نصف دونه نون خامه ای خورد. ندادم ک شام بخوره. شام فقط سوپ خورد. زرشک پلو اصلا نخورد. نصف یه پیاله تک نفره دسر که کاسترد و چندتا موزو ژله بود خورد. شیر دادم خوابید.

امروز صبح هم صبحونه نخورده شیر خواست ندادم بردم حموم هنوزم ک هنوز هیچی نخورده.


آیا این بچه فتوسنتر میکنه؟



یارا قبلا غذای زیاد نبود اما میخورد باز همون کم رو. بعضی وقتام خوب میخورد.