هیچوقت نگران نبودم که چرا علی رضای من بر خلاف خیلی بچه هایی که از ۶،۷ ماهگی بلد شدن دست بزنن، ۹ ماهگی یاد گرفت برام دست بزنه..👏🏻
نگرانِ این نبودم که چرا بر خلاف بعضیایی که خیلی از حروف صدا دار مثل با، ما، دد و.. رو میگن، پسرک من نمی‌گفت و تازه ۹ ماهگی گفت با..
برام خیلی اذیت کننده نبود که تا 8 ماهگیش هرچی براش میپختم حتی یک قاشقم نمیخورد و باید میریختم دور..🙃

آخه ب نظرم مادری کردن مثل کوزه گری نیست..🫸🏻
مثل کوزه‌گری نیست که ما یه تیکه گِل خام داشته باشیم و بتونیم به هررر شکلی که میخواییم دربیاریمش..🤌🏻
🌿🌹بلکه مادری کردن مثل باغبانیه..🌹🌿
هر بچه ای داستان خودشو داره، هر بچه مثل بذره یه گُله، یکی مریمه، یکی رز، یکی نسترن💮🌹🌺
یکی آب بیشتر میخواد ،یکی نور بیشتر میخواد، یکی رطوبت لازم داره، یکی هم مثل گل ناز اگه زیاد آب بخوره خراب میشه...
آره، به نظرم هر بچه ای نیازا و ساختاره منحصر به فردشو داره.
یکی اسکلت بندیش جوریه که زود یاد میگیره بشینه،
یکی ژنتیکش جوریه که زودتر زبون باز میکنه،
یکی توانایی های حرکتیش بالاتره، یکی توی گفتار، یکی هم توی فهم و درک..
یه بچه ای ذاتأ کم اشتهاست و مثل والدینش لاغر اندامه، و با زیادی غذا دادن بهش فقط تو ناخودآگاهش از غذا بیزار میشه و تو بزرگسالی علاوه بر کم اشتهایی بد غذا هم میشه..
یه بچه هم خوش خوراکه و ژنتیکش اینطوریه که خوب غذا بخوره و تپل باشه..
و خلاصه هزاران مصداق و مثال 💌
امیدوارم بتونم باغبان خوبی باشم،🤱🏻
بتونم ظرفیت های وجودی پسرمو خوب بشناسم و برای رشد قابلیت هاش بهش کمک کنم👼🏻
و روی چیزایی که توی ذاتش نیست الکی پافشاری نکنم و الکی اذیتش نکنم ..🤲🏻☺️

تصویر
۱۶ پاسخ

چه قشنگ و به موقع خوندم

🩷💜🌈🌿🌾❤️💗😚✌️🫂🤍💜🩷

انشاالله بتونیم مادرای خوبی باشیم و بچه های خوبی تربیت کنیم

دمت گرم واقعا اروم شدم با حرفات

مرحبا خیلی قشنگ همه چیزوتوصیف کردید عالی👌❤

اگه همه مادر ها فکر شون مثل شما بود خیلی خوب درک می کردنند .دیگه هیچ مادری الکی نمی‌گفت که بچه من از دو ماهگی راه میره غلت میزنه ....
باعث دل نگرانی مادرهی دیگه نمی شدن استرس نمی دادن به مادرهایی که کم تجربه هستن .واقعا
کدوم نوزادی دیدید که تو پنج ماهگی راه بیوفته نوزاد تازه اون موقع استخوانش هنوز مثل غضروف نرمه

دقیقا درست گفتین 👌👌👏👏
ان شالله همیشه شاهد سلامتی ،موفقیت و خوشبختی گل پسرتون باشین

واعی چ عالی گفتی خوشم امد

بچه من اوایل شیذخدمومیخورد تپل بود شیرخشک میخوره الان لاغرشدع انگار انقد حرف میشنوم🥺

حرفات زمانی درسته که شاهد رشدش باشی ولی وقتی ببینی با همون کم اشتهایی داره وزن کم میکنه قطعا هم نگران میشی هم دست به کار🙂

خیلی قشنگ گفتی🥲یسریا چقد بچهارومقایسه میکنن

ارع🥹بخدا پسرم اذیت میکرد فقد خط اولو دیدم دوباره برگشتم

درسته موفق باشی عزیزم👌🏻🌷

افرین عزیزم خیلی خوب گفتی

آفرین انرژی گرفتم

ممنون

سوال های مرتبط

مامان ماه تابان مامان ماه تابان ۱۵ ماهگی
سلام خانما
اونایی که مثل من نگرانی غذا نخوردن بچتون رو دارید
راستش من دخترم به زور یکی دو قاشق شاید توی یکی دو وعده بخوره بعضی روزا همونم تمایل نداره
من اینجا میخوندم گاهی مامانا روزی تا ۵ وعده اونم متفاوت هی بچه غذا میدن که خب البته دمشون هم گرم 😁
ولی تصمیم گرفتم تا بچه م زیر یک ساله واسه ی غذا خوردنش خیلی خودم رو نگران نکنم و تمرکزم رو بزارم شیر به اندازه ی کافی بخوره چون غذای اصلی بچه تا ۱ سال باید شیر باشه و غذا صرفا جهت اشنایی با طعم هاست
انچه هم که به نظرم میاد و بین اطرافیان هم دیدم و هم اینجا بچه هایی که خوش غذا هستن اغلب غذای سفره و با ادویه میخورن یعنی پرهیز نمک و شکر توی غذاشون نمیذارن مامانا که خب من ترجیحم غذای بدون شکر و نمک و رب هست تا قبل ۱ سالگی
راستش از اونموقع که دست از مقایسه ی بچه م با بچه های اینجا که ماماناشون مدام در حال غذا دادن بهشون هستن برداشتم خودم احساس ارامش بیشتری دارم برای بچه م هم هر روز غذا درست میکنم ولی اگه تمایل نداشته باشه مجبورش نمیکنم
مامان تینا👨‍👩‍👧 مامان تینا👨‍👩‍👧 ۱ سالگی
سلام مامانای قشنگ و مهربون و صبور
انشاالله حال دلتون خوب باشه

داشتم یه گشتی توی گهواره میزدم که پیام‌هایی دیدم با این مضمون که چقدر بعضی از مادرها بابت حرف دیگران درمورد بچه هاشون دچار ناراحتی شدن ،مثلا یکی درمورد وزن بچه نظر داده یکی درمورد بغلی بودنش یکی درمورد غذا خوردنش یکی در مورد شیطنت بچه یکی در مورد شیوه تربیت و...
من خودم راستش این مدت که درگیر موضوعی درمورد بچه م بودم ،سعی کردم از هر فضایی که احتمال نظر منفی و غیر تخصصی میدادم دوری کنم،چون واقعا این مدت انقدر شکننده بودم که واقعا تحمل هیچ دردی اضافه بر درد خودمو نداشتم ،اما خیلی از مادرا امکان فاصله گرفتن رو ندارن ،من پیشنهادم اینه بیاین به عنوان یک مادر ،یک چالش راه بندازیم ،چالش #نه_به_اظهارنظر_درمورد_فرزندم
حالا به هر شکلی که بلدیم این فرهنگ رو جا بندازیم ،که عزیز من،درسته تو تجربه داری حتی بزرگتری حتی بچه های بیشتری داری و...اما تو متخصص نیستی،من فرزندم رو تحت نظر متخصص وبا دنبال کردن علم روز فرزندپروری بزرگ میکنم ونیازی به کمک شما نیست وهروقت نیاز به کمک داشتم اعلام می‌کنم.شاید خیلی ها بگن شما خیلی سخت میگیری اما واقعا ممکنه چیزی برای یکی مهم نباشه وبرای دیگری مهم باشه واین قابل احترامه.من تمام این مدت که مادران عزیز،درمورد بیماری بچه هاشون با من صحبت کردن ،درکناراینکه باتمام وجودم براشون ناراحت بودم ومیتونستم باتوجه به تجربه ام بهشون حرفهایی بزنم،اما فقط گفتم لطفا به پزشک مراجعه کنیدوحتی اگه شک هم دارید نظر متخصص روبپرسید،چون منم یه مادرم نه یک پزشک.
بازم خوشحال میشم نظر شمارو هم بدونم