۸ پاسخ

شوهر منم وقتی میاد خونه همیشه درلزکش گزاشته سرش تو گوشیه
دریغ از اینکه حتیوقتی نیاد جورلبشو بزاره توکفشش همونجا دم درومیندلزش میاد داخل
یعنی اگه میتونست میگف جای من برو دسشویی هم

شانس و نگا منم بابابزرگم همه کاری میکرد بابام ۲۵ساله یه لیوان نشسته

توام غذا درست نکن.قبل اومدنش یه چیز بخور که نفهمه سیری.گفت کو غذا بگو نشد درست کنم.خودمم گرطنه ام.۲ روز اذیت بشه شاید درک کنه یکم

🙁🙁🙁
شوهر من همیشه میگفت من خواهر برادرامو بزرگ کردم کلی بچه بزرگ کردم رو همین پاهام خوابوندم
امشب کمی کارم زیاد بود
بچم هرشب یه چرت میزنه نتونستم امشب چرتش رو اوکی کنم
ساعت ۱۰ و نیم دیگه خیلی خوابش میومد داشت بازی میکرد خورد زمین منم داشتم رختخواب رو اوکی میکردم
بهم میگه چرا مثل مرغ گیج اینطرف اونطرف میری بچه رو برس
میگم خب بزار رو پات میبینی خوابش میاد
میگه اصلا من نمیتونم نکنه میخوای شیرشم من بدم !!!!💔
هئی ب ما ک رسید آسمون تپید
خدای ماهم بزرگه

این شوهر دست من بود اون گوشی میکوبیدم سرش

خب آشپزی نکن کارای خونه رو نکن
راحت بشین بعد بگو عهه عزیزم ببخشید وقت نشد بچه نذاشت و...
جاریای من با همین روشا کاری کردن شوهره اگه بتونه جاشون دستشویی هم می‌ره.
اصلا نه غر بزن نه اوقات خودتو تلخ کن فقط زبون بازی

ای باباااااا.پدر بودن ک فقط درست کردن بچه نیس...مسئولیتش هم هست

احتمالا داره دندون درمیاره 🥹
خب خودش گفته درست نکن تو هم بجاش درست نکن استراحت کن اگ کوچولوت گذاشت🤗

سوال های مرتبط

مامان جانا🩷 مامان جانا🩷 ۹ ماهگی
چرا واقعا مردا درک نمیکنن حال زنشونو؟
من کار هرروزم اینه از صبح تا شب بشور و بساب و تمیز کن و به بچه رسیدگی کن تو کل هفته یه پنجشنبه رو خیلی سخت نمیگیرم اونم نه همیشه امروز خیلی کار داشتم کمبود خواب داشتم شدید خونه تمیز کردم غذا درست کردم دخترمو بردم دکتر خودم رفتم دکتر بخاطر حالت تهوع و سر‌گیجه‌ای که داشتم تهشم شوهرم میگه مگه چیکار میکنی همش خونه‌ای دیگه به این فکر نمیکنه که خونه هم کار داره🥲
انقد خسته شده بودم و دلم گرفته بود دخترمو گذاشتم کنارش تو سالن رفتم اتاق درو قفل کردم نشستم کلی گریه کردم دخترمم همش گریه میکرد درو باز کردم دیدم خودش سرش تو گوشیه تو اکسپلور میچرخه عین خیالشم نیس جانا داره گریه میکنه و جیغ میزنه
رفتم دخترمو برداشتم رفتم اتاقش درو بستم تو بغلم خوابوندمش خودمم یه پتو بالشت آوردم کنارش خوابیدم🙂
اگر دعوایی کرده بودیم اگر حرفی زده بودم بهش اذیت نمیشدم که چرا حال زن و بچش براش مهم نیست بعد میگه بچه بیار..
روز به روز که جانا بزرگتر میشه شوهرم از من دور میشه من همیشه صدمو گذاشتم براش اما دلشو زده خوبیام💔
مامان ماهلین🌙🩷 مامان ماهلین🌙🩷 ۱۳ ماهگی
دختر من شبا ساعت ده دهو نیم یازده میخوابه و صبح ساعت نه بیدار میشه
یک هفته بیشتره که صبح ها ساعت پنج صبح بیدار میشه و فقط گریه میکنه من تو خواب شبا شیرخودمو میدم به دخترم حتی سینه هم قبول نمیکنه پستونک هم قبول نمیکنه هیچی فقط گریه میکنه من میزارمش رو پام آروم میشه دوباره میزارمش پایین باز جیغ میزنه شده از ساعت شیش صبح تا نه صبح رو پام بوده واقعا پاهام درد شدید گرفته 🥲

امروز دیگه عصبی شدم و سرش داد زدم گفتم بسه دیگه ساکت باش چخبرهه خسته شدم دیگه پاهام درد میکنه گریه نکن آنقدر و شوهرم رو سرم داد زد که رو سر بچه داد نزن و بد روشو کرد اونور طبق معمول خوابید دوباره 🥲

واقعا چرا مردها درک ندارن درسته میرن سرکار خسته میشن ولی اصلا تو بچه داری که کمک نمیکنن و نظرهم میدن که چیکار کن چیکار نکن چرا داد میزنی عصبی نشو انگار ما رباتیم یا از سنگیم نباید عصبی و ناراحت بشیم نباید کم بیاریم من به معنای واقعی کم آوردم من تو این نه ماه هیچ کمکی نداشتم دست تنها بودم واقعا آنقدر فشار رومه که دارم خفه میشم چرا کس درک نداره انگار من بچمو دوست ندارم از قصد رو سرش داد زدم چرا اینجوری میکننن💔

تازه پاشده بره سرکار میگه اره داد زدی پدر مادرم شنیدن ناراحت شدن اخه اونا چجوری طبقه بالا شنیدن اخه😐

آدم میمونه از دست اینا چیکار کنه🥲ی