دختر من شبا ساعت ده دهو نیم یازده میخوابه و صبح ساعت نه بیدار میشه
یک هفته بیشتره که صبح ها ساعت پنج صبح بیدار میشه و فقط گریه میکنه من تو خواب شبا شیرخودمو میدم به دخترم حتی سینه هم قبول نمیکنه پستونک هم قبول نمیکنه هیچی فقط گریه میکنه من میزارمش رو پام آروم میشه دوباره میزارمش پایین باز جیغ میزنه شده از ساعت شیش صبح تا نه صبح رو پام بوده واقعا پاهام درد شدید گرفته 🥲

امروز دیگه عصبی شدم و سرش داد زدم گفتم بسه دیگه ساکت باش چخبرهه خسته شدم دیگه پاهام درد میکنه گریه نکن آنقدر و شوهرم رو سرم داد زد که رو سر بچه داد نزن و بد روشو کرد اونور طبق معمول خوابید دوباره 🥲

واقعا چرا مردها درک ندارن درسته میرن سرکار خسته میشن ولی اصلا تو بچه داری که کمک نمیکنن و نظرهم میدن که چیکار کن چیکار نکن چرا داد میزنی عصبی نشو انگار ما رباتیم یا از سنگیم نباید عصبی و ناراحت بشیم نباید کم بیاریم من به معنای واقعی کم آوردم من تو این نه ماه هیچ کمکی نداشتم دست تنها بودم واقعا آنقدر فشار رومه که دارم خفه میشم چرا کس درک نداره انگار من بچمو دوست ندارم از قصد رو سرش داد زدم چرا اینجوری میکننن💔

تازه پاشده بره سرکار میگه اره داد زدی پدر مادرم شنیدن ناراحت شدن اخه اونا چجوری طبقه بالا شنیدن اخه😐

آدم میمونه از دست اینا چیکار کنه🥲ی

تصویر
۱۱ پاسخ

جالبه صدای داد تو رو شنیدن ناراحت شدن
صدای چند ساعت گریه ی بچه رو نمیشنون بیان بگن کمکی چیزی میخوای یا نه

یوقت دندون در نمیاره
اخه پسرمنم همینجور شد چندشب ساعت ۲یا۳ بیدار میشد یه کله گریه میکرد به هیچ صراطی هم مستقیم نبود تا ساعت ۷صبح دندونش که دراومد اوکی شد
اگه امشب بیدار شد بهش پاراکید بده ببین چجور میشه......

من همسرم خیلی کمکم می‌کنه تمام کارای دخترمو انجام میده از پوشک گرفته تا حموم نصف روز کلن برا همسرمه وشباهم یکروز درمیون کنار بچه می‌خوابیم خیلی با درک و فهم از خونواده شانس نیاوردم اما همسرم مرد فوق العاده ایه ٫ یک چیزی که هرگز فراموش نمیکنم مادرم هیچ کاری برای بچم انجام نداد در صورتی که خواهرم زایمان کرد تا الان که پسرش شیش سالش شده مث پروانه دورش میگرده ده روز کنارم بود بعدم بلافاصله رفت حاضر نیست یک ثانیه دخترمو نگه داره حتی دلش به حال من نمیسوزه روزایی هم که میرم اونجا تا یکی بچرو ورمیداره تا من استراحت کنم میگه بده به خودش اذیت می‌کنه با اینکه بچم آرومه منی که نه ماه استراحت درس حسابی نداشتم نمی‌بینه دلش به حال طرفی که ده دقیقه بچرو نگه می‌داره میسوزه که مبادا اذیت شه
از بس از رفتاراش بدم میاد حاضر نیستم برم خونش
و خونواده همسرم که تو یک ساختمونیم
تا یکمی خسته میشم و سر بچه داد میزنم میگن ما چندتا بچه بزرگ کردیم صبور بودیم فلان بودیم خیلی رو مخمن
خلاصه این وسط اگه همسرم نبود قطعا کم میاوردم وافسردگی می‌گرفتم با این آدما دخالتا و رفتاراشون

میگم عزیزم نکنه شیرت کم شده؟
چون روزا نمیخوره تولید شیر میاد پایین
با مکیدن بچس که شیر تولید میشه
یه بار گریه کرد آروم نگرفت براش شیر خشک درست کن ببین از گرسنگیه یا نه

بگو بشنون من مادرشم دوست داشتم سرش داد بزنم صلاحشو دارم بعدم هیچکدومتون اندازه من ماهلبن و دوس نداره
منم همینطوری ام ولی تو یه هفته اس من پنج ماهه🫠بچم هی بیدار میشه سینه نمیگیره پستونک نمیگیره فقط گریه می‌کنه رو پاهم یکم میمونه و بعد شروع می‌کنه گریه

عزیزم
واقعا سخته.پسر منم هرروز ۵.۳۰ با آلارم‌گوشی باباش بیدار میشه و تا ۸ رو پامه!
حق داری خسته باشی و‌کم بیاری کاملا درکت میکنم
ولی به این فکر کن بچه ها دست خودشون نیست
حتما اذیته یا مشکلی داره ک نمیخوابه
اینحوری دلت براش میسوزه تا اینکه ازش عصبانی بشی
تو نقطه ی امن و همه چیز کوچولوتی

دندون درنمیاره؟
شیرخشک نمیدی؟شیر خودت کافیه؟
پشر من گرسنه باشه خیلی نق میزنه،شیر خودم سیرش نمیکنه،گاهی شیرخشک میدم

بگو اگه واقعا ناراحت میشن ، بیان یکم بچرو بگیرن تا ن من خسته بشم که سر بچه داد بزنم نه اونا ناراحت👌😤

عزیزم حق داری گاهی مادر کم میاره و خسته میشه توجه نکن به حرفش

بگو هر وقت کمک کردی زر بزن

همه مردا همینن بهش میگفتی تو بزار یکم رو پات من خستم

سوال های مرتبط