۹ پاسخ

عزیزم ناراحت شدم انشالله که هر چه زودتر خوب میشه

ان شالله خدا سلامتی بده گلم❤️
ولی طبق تجربه خودم تدریجی از شیر گرفتن بچه رو بیشتر اذیت میکنه
اینکه یهو بگیری خیلی بهتره نهایت یه هفته اذیت میشه
ولی تدریجی هی میخاد بیاد شیر مثلا تایم شیرش نباشه ندی دوباره بعد چند ساعت بیاد با نگرانی که نکنه مامانم شیر نده حالا اینبار شیر ک میدی دوباره سری بعدی میاد یعنی مامانم دوباره شیر میده؟
هم زمان بره هم بچه بیشتر اذیت میشه
بازم هر مادری صلاح بچه خودشو بهتر میدونه این نظر شخصی من بود🙏🏽

حتما حتما صدقه بنداز

انشالله زودتر خوب بشه هیچ وقت صدمه نبینه عزیزم

ایشالا سریع تر واستون بگذره وخوب‌بشه گل پسر

میفهمم چی میگی
منم پسرم وقتی ۱۵ ماهش بود بدجور از چای سوخت
سوختگی درجه دو
هر بار دکتر میومد خونه پانسمانشو عوض کنه من نیمردم و زنده میشدم باهاش
هنوز که هنوز از چسب زخم و این جور چیزا میبینه جیغ میزنه فقط

الهی عزیزم🥺

عزیزم ان شاالله هر چه زودتر خوب بشه

الهی حالش خوب بشه🥲🥲🥲❤️

سوال های مرتبط

مامان دردونه😍مهوا🌕 مامان دردونه😍مهوا🌕 ۲ سالگی
سلام مامانای گل روزتون بخیر
حالا که وقت دارم تجربه ی از شیر گرفتن دخترم رو میخوام بگم و اینجا تو صفحه م بمونه برام
من به دخترم تا دوسال و ده روز تمام شیر خودمو دادم و بعد از این تصمیم گرفتم که از شیر بگیرمش، ترک شیر تدریجی رو درپیش گرفتم و روزا خوب بود زیاد نمیخورد و نمی‌خواست اما قبل خواب شبش و حتی گاهی اوقات شبها هم بیدار می‌شد و درخواست شیر میکرد هر کاری و هر حرفی رو میزدم که باهام راه بیاد نمیشد و قانع نمیشد و روش تدریجی متأسفانه جوابی نداد ، منم روش قطع یهویی با صبر زرد رو امتحان کردم و خدارو شکر جواب داد و پروسه ی ترک شیر با موفقیت تموم شد
روزی که میخواستم صبر زرد بزنم و بگیرم یه روزی بود که هم خوشحال بودم هم دلگیر و ناراحت که این وابستگی که داریم یکباره میخواد قطع بشه حال عجیبی بود که اشکامو درآورد واقعا 🥹🥲 الان که دوماه میگذره بازم دلم یه جوری میشه و دلتنگی میاد سراغم 🥲
شروع ترک شیر تاریخ ۲۰ آبان بوده و الان دوماه میگذره ، بمونه اینجا برام به یادگار 🤗
مامان لیام🤍 مامان لیام🤍 ۲ سالگی
یه زنیکه دیروز تو پارک به حدی حالمو خراب کرد از دیروز تپش قلب دارم و اعصابم به هم ریخته
بچش عین سگ هار هر وقت بچه منو میدید حمله می‌کرد،
همه ی بچه ها رو میزنه به جز خواهر خودش !!! جالب بود برام
بعد چند بار حمله که جلوشو گرفتم یه بارش محکم لوپ بچمو گرفت کشید ،
آخرش یه لحظه حواسم پرت شد ، دیدم کم مونده چشای بچمو دربیاره .
نا خود آگاه گفتم خانوم مراقب بچه ت باش ، چنان فحشای بهم داد که نگو ، خودت مراقب بچت باش
آخرشم میگه بچه گوه تو تو خونه نگه دار
آره همه بچه شونو نگه می‌دارن تو بچه تو بیاری بازی
جالب بود برام همه رو میزد جز خواهرش
اونو بغل می‌کرد
به نظر من ذات آدم از بچگی مشخص میشه
قیافه بچه ش شبیه آدمیزاد نبود، بدجنسی از تو صورتش و رفتاراش مشخص بود
خودشم که دیدم قشنگ
پشیمونم کاش هشدار نمیدادم، اگه پسرم با ذوق بازی نمی‌کرد میاوردمش آخه این سگ توله ش یه بارم به پسرم حمله کرده بود
تازه با این وضعیت دوتا هم دس انداخته بود
خیلی اعصابم خورده
شما باشید چیکار میکنید ؟؟؟؟
مامان مهراد مامان مهراد ۳ سالگی
سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز