۱۷ پاسخ

الان اضطراب جدایی داره
درست میشه طاقت بیار قوی باش

بخاطر دندونه عزیزم
پسر منم واسه دندون خیلی اذیت شد و اذیت کرد
شب ها ۲۰ بار بیدار میشد
غذا نمیخورد
ان‌شاءالله زودتر درمیاد راحت میشی

گلم درخاست بده من پرم

عزیزم تنها نیسی پسر منم همینه

دقیقا دختر منم همین حالا تو پسرمم اضافه کن ولی شوهرم بیاد شب نگه میداره اونم کارش جوریه دیر میاد. چرا میره جای دیگه کار تو هم برو پیش مامانت اینا شهر اونا بمون تا بیاد

وای منم همینم دقیقا😂😭

بیا با هم گریه کنیم
منم حس نابودی دارم

همه ما درگیریم عزیزم منم الان تازه خوابوندمش..پاشدم ک خونه ای ک انگار موشک خورده رو تمیز کنم کلی ظرف کثیف و لباس نشسته وشامم هنوز درست نکردم وای خستم🥲😑

اوج دوران اضطراب جدایی رو دارن گندم هم همینه فقط فرقم اینه ک من پریودم هستم دردکمرم خییییلیه بعدازظهری از درد کریه میکردم

قدیما چطور بچه بزرگ میکردن‌اونم ۴ تا ۴ تا خخخخ

تو این سن همینیم همه چون شروع اضطراب جداییشونه گناه دارن فک میکنن میریم تنهاشون میذاریم

پسر منم همینه میگه از کنارم تکون نخور وگرنه دهنتو سرویس میکنه تماممممم خلاصه زندگی این روزام

وضعیت منم همینه
بازم خداروشکر کن یدونست من یه دوساله هم دارم که به اون سختی که میخوابه اون خیلی راحت بیدارش میکنه🥴🥴

عزیزم گذریع همه این چالشا تموم میشن یه روزی ،چون وارد دوره اضطراب از جدایی شدن از۸ماه تا۱۸یا۲۴ماه این دوره طول میکشه و واقعا بچه حس میکنه مادر وقتی ازش دور میشه یا میره از جلو چشمش ناپدید انگار میره ک برنگرده سر همین میگن با بچه دالی بازی کنین بیشتر تا یکم درک کنه هر رفتی ی اومدی داره ،درضمن همه ما شرایطمون عین خودته گلم کارای خونه واقعا تمومی نداره من یا غذا نمیخورم یا سرپا میخورم

من همین شرایطا ضربدر ۲کن

دقیقا همینی که میگی منم
لباسا انقدر زیاد شدن باید شش دست بشورم
ظرف های فراوون
جاروبرقی
حموم😭😮‍💨

حس کردم داری رندگی منو تعریف میکنی😁

سوال های مرتبط

مامان باوان مامان باوان ۹ ماهگی
من اصلا آدم خرافاتی نیستم ولی دست خودم نیست به چشم زخم اعتقاد دارم. دیروز یجایی بودم ی کسایی برای اولین بار بود ک دخترمو دیدن انقدر گفتن چقدر ناز و خوشگله و تعریف کردن ازش تا آخر شب دخترمم انقدر خودشو لوس میکرد همه دورش بودن بعد خوابید تو خواب یهو با گریه بیدار شد. منم براش اسپند دود کردم ولی تو کل این ۸ ماه عمرش تا حالا اینجوری نبوده دیشب تا صبح تو خواب همش نق میزد گریه میکرد بیدار می‌شد خودشو پیچ میداد ده دقیقه یکبار یا با گریه شدید از خواب می‌پرید یا مثل اینکه خواب بد دیده باشه جیغ میزد. صبح بیدارش کردم خیلی گریه کرد دیدم سرما خورده،بعدش کم کم خودمم گلوم درد گرفت
اینم بگم که چند روز پیش یه مهمون خیلی بی درک داشتم(من برای دخترم آبنبات چوبی میخرم با جلدش میدم دستش دوست داره بازی می‌کنه اون مهمون هم خونمون از اون آبنبات چوبیها میخورد تا وسطشو خورده بود اومدم دیدم داده دست دخترم و اونم داره میخوره فقط خدا مونده اون لحظه چقدر حالم بد بود و عصبی شدم.
بعدش ک آبنبات رو ازش گرفتم گریه کرد اون طرف هم بغلش کرد و کلی بوسش کرد و بردش دست و صورتشو با آب خیلییییی سرد شست یعنی انقدر نفهم بچمو با آب یخ بشوری دستاش انقدر سرد بودن
بعد روز بعد بهش زنگ زدم گفت از خونه شما برگشتم تب و لرز کردم و سرماخوردگی شدیدی گرفتم دارم میمیرم منم بچم نگرفته بود تو مدت این هفته خوشحال بودم ک امروز علائمش رو نشون داد،نمیدونم از اون گرفته چشم خورده چی شده عصابم خورده 😓