۸ پاسخ

عزیزم هرکی هرچی گفت الکی بگو تو درست میگی بعد کار خودتو بکن


الان منم شیر خشک میدم
روزی یبارم میدوشم شیر خودمو میدمش

هرکیم هر حرفی بزنه
میگم شیر خودمو میدم
منتها تو مهمونیو بیرون یا مثلا میگم جلو شماها شیر خشک میدم
اینجوری میگم که دهنشونو ببندن

مشکلش کجاست؟
مگه همه شیر مادر میدن!
حالا خوبه شما شبا شیر خودتو میدی، یعنی شیر داری
روزا یه خورده باهاش کار کن، احتمالا روزا هم کم کم میگیره
چون سنی نداره هنوز

من سر بچه هول خیلی حساس بودم، هرچی مادرشوهرم میگفت من میگفتم دکتر گفته و اینا
سر دومی هم واسم مهم نیست
گوووور بابای حرف بقیه، هی با خودت تکرار کن

عه من فک کردم فقط خانواده شوهرمن اینطورین😂ب درک برات مهم نباشه من ک هرچی میگه میگم باشه ولی بازکارخودمومیکنم

خاک تو سرشون

ببین من حتی به غذا خوردنمم گیر میدادن
میگفتن میوه نخور . شیرینی نخور
غذا هم میگفتن هر چیزی نباید بخوری فقط سوپ
میگفتن تا ۳ ماه باید رعایت کنی
الان بچم هم کولیک داده هم رفلاکس
به محض اینکه گریه میکنه هزار تا عیب میچسبونن
میگن گوشش درد میکنه
بدنش عفونت کرده
ببر پیش دکار فلان
دکتر فلان

تو کار خودتو بکن به اونا کاری نداشته باش

منم شیر خودمو کم میخوره بیشتر شیرخشک میخوره مادرشوهر پدرشوهرم هی حرف میزنن ولی کیه که گوش کنه اوایل هی گریه میکردم ولی بعدش به چپمم نیس🤪 بدرک هرچی میخوان بگن برای من مهم نیس

خیلی راحت
برات مهم نباشه
این خود ماییم که ارزش حرف بقیه رو‌میبریم بالا
مثلا تو خودت درباره اینجور شیر دادنت به بچه حس بدی داری یکی هم بیاد حرف بزنه دربارش، حالت بد میشه
تو مادر خوبی هستی، اینکه اوایل شیر نداشتی و الان بچت فقط میتونه شبا شیرتو بخوره دلیل نمیشه مادر بدی باشی.
انقدر به خودتون حس بد ندین

لصلا خوتو ناراحت نکن منم هربار که میرم خونشون ی عیب میزارن روبجه . وقتی خشگل میشه میگت شبیه باباشه وقتی ی کم لاغر و ضعیف میشه میگن‌مثل مامانشه . میگن بلد نیستی حتی بگیریش . من دیگه برام مهم نیست واقعا چون بخوام اهمیت بدم خودم داغون میشم

سوال های مرتبط

مامان آریا🐣 مامان آریا🐣 ۳ ماهگی
تجربتون از قضاوت دیگران ؟؟؟؟

من وقتی بچم بدنیا اومد با جون و دل بهش شیر دادم بعد چند روز زردی گرفت دکترش گفت منار شیر مادر شیر خشک هم بدم بهش منم چند روز بهش شیر خشک دادم ولی بهتر نشد (خانواده شوهرم هی میگفتن چرا شیر خودتو نمیدی وهی سعی در قصاوت داشتن منم فقط با حرف دکتر جلو رفتم .....) هر روز که میگذشت منم انگار شیرم کمتر بشه بچمم خیلی دیگه تمایل به سینه نداشت منم برای اینکه خشک نشه میدوشیدم میدادم بخوره
تا اینکه چند وقت پیش مریض شد و یه هفته بیمارستان بود توی این یه هفته به خاطر شرایطش نتونست شیر منو بخوره و کلا بیخیال سینه شد
من خیلی گریه میکردم که چرا دیگه سینه منو نمیگیره هی خودمو سرزنش میکردم
هر کاری کردم علاقه ای پیدا نکرد تا اینکه الان شیرن خیلی کم شده شاید ۷۰تا در روز و اونم میدوشم وهی داره کمتر میشه
واقعا میترسم برم مسافرت بهم بگن چرا شیر خودتو نمیدی ؟
همه همینو بهم میگن کلافه شدم بخدا
خودم حالم بده قضاوت بقیه رو هم باید تحمل کنم