۱۷ پاسخ

توروخدا درخواستم و زود قبول کن کارت دارم

چقدعین همیم🥲❤️منم تازه دکتراجازه داده ازاستراحت دربیام

الهی شکر عزیزم

خداروشکر عزیزم انشالله بقیشم بسلامتی بگذرونی
منم وضعیت همینه فانلینگ هستم بچم وزنش خیلی کمه تورو خدا دعا کن منم زودرس نگیرم🙏🏼

از تجربه ها‌و مراقبت هاتم بگو برای ماها؟چقدر استراحت داشتی ؟

وااای چقدر حرفاتو حس کردم با جون و دل دقیق خود منی.... تو رو خدا برای منم دعا من برسم به این روزا انشالله

چشام پر از اشک دقیقا وضعیت من هم همینه خیلی برات خوشحال شدم

منم بیش از ۲۰۰ تا امپول انوکسا زدم
حالا هم نگرانم تا به دنیا بیاد روی ماهشو ببینم

اما منی که با تایپکت اشک ریختم 🥲🩵

خدارو شکرررر خیلی خوشحال شدم از تایپیکات🤲🤲

خدا شکر ما مثل توعزیزم بازم خداهزارمرتبه شکردم بابت این نعمت های خوب انشالله تمام مادران بار به سلامتی زایمان کنن اونایم ندار ن خدابهشون بده

خداروشکر ک‌گذروندی😍منم تو ۱۹هفته با سرویکس۲۴با دهانه رحم باز سرکلاژ شدم و پساری،هنوزم استراحتم همه ی اون استرس ها رو منم دارم کاش واسه منم زود بگذره

خداروشکر که حالت خوبه
بخیه هاتو کشیدی الان؟میخوای طبیعی بیاری؟

خداروشکر عزیزم
تا الان همش مطلق بودین یا استراحت نسبی؟

خیلی خوشحال شدم انشاالله به سلامتی

خداروشکر عزیزم ان شاالله در تمام مراحل زندگیت کنار همسر و فرزندت خوشحالترین باشی💚💋❤️

منم هفته دیگه برم شیافمو قطع میکنه و پساریمو در میاره
خیلی خوشحالم به خیر و خوشی گذشت
انشالله زایمان راحتی داشته باشی عزیزم

سوال های مرتبط

مامان یزدان و تابان 🫀🧚🏻‍♀️ مامان یزدان و تابان 🫀🧚🏻‍♀️ ۵ ماهگی
سلام بچه ها شبتون بخیر 🌸ممنونم بابت تبریکاتون انشالله همتون سلامت باشین ❤️
من دیروز ساعت ۹و نیم صبح سزارین شدم اول اینکه این تجربه منه و من دوس ندارم کسیو بترسونم ..
من سزارین اولم خیلی راحت بودم چون اولین عمل سنگینم بود این سزارینم تا حدودی سخت گذشت
سوند ک درد نداره اما از کمر بی حس نمیشدم چون دکتر هوشبری گفتن که ۴تا از مهره های کمرم چسبندگی پیدا کرده بخاطر همینه اما بازم سعی کرد و من بی حس شدم
چون یکم استرس داشتم یه دارو بهم زد خوابم کرد تا نیم ساعت بعد ک بهتر شدم
دختر خوشگلمو دیدم 🥹
بعد اومدم بخش ماساژ رحمی تو بی حسی داده بودن اما رحمم جمع نشده بود
دوباره دادن بعداز بی حسی ک برام دردناک بود بازم رحمم جمع نشد ۶بار ماساژ رحمی داده و دارو بهم دادن ک بالاخره جمع شد
بعداز چندساعت اجازه خوردن بهم دادن و فرداشم مرخص شدم
با تمام سختیا گذشت بالاخره اومدم خونه و خداروشکر می‌کنم که دخترم زردی نداره
من ماه آخر زیاد عرق کاسنی خوردم دخترم زردی نگرفت
اما خودم بعد از عمل سردی گرفتم ک پهلوم رو باد گرفته بود قفل کرده ایقدر درد کشیدم تا باز شده
از جمعه شب تا الان من سرجمع ده دقیقه نخوابیدم
انواع شیاف و دارو مخدر زدم اما فقط چند دقیقه حالم خوب می‌شد
من سر زایمان دومم واقعا اذیت شدم و اینکه من بدنم بی نهایت ضعیف شده بود تو بارداری و بخاطر همین توی زایمان قوی نبودم و کم آوردم
امیدوارم همه به سلامتی زایمان کنین🥰🌸
مامان دلانا❤️ مامان دلانا❤️ ۱۵ ماهگی
و بالاخره رسیدیم به ۳۶ هفتگی...خدافظ استراحت مطلق، شیاف،خونه نشینی،استرس،افسردگی....خدایاشکرت شکرت شکرت😍😍😍
میخوام از تجربه کم بودن طول سرویکسم بگم واستون:
تا پنج ماهگی همه چی خوب بود من خیلی عادی زندگی خودمو داشتم همه فعالیتی میکردم خونه تکونی خرید سیسمونی پله رابطه همه چی...دیگه تو ۲۵ هفته بودم که کم کم کمردرد و دردای واژن اومد سراغم رفتم سونو گفت طول سرویکس شده ۲۷...خلاصه از ۲۵ هفتگی زندگی من تغییر کرد شد همش و همش استراحت مطلق خیییلی بهم سخت گذشت هر روزش اندازه هزار روز واسم میگذشت هر روز کم میاوردم گریه میکردم افسرده شده بودم از خونه نشینی تموم بدنم درد میکرد از بس خوابیده بودم همش پشیمون بودم از بارداری ولی خب چاره ای جز تحمل نداشتم خدا کمکم کرد و با استراحت و شیاف رسیدم به هفته امن ولی از من به شما نصیحت توروخدا از اولش رعایت کنید که مثل من نشید استراحت مطلق و خونه نشینی خیلی طاقت فرساست من که خیلی سختی کشیدم تا رسیدم به اینجا🥲🥲🥲
مامان هامین🐣🧁👩🏼‍🍼 مامان هامین🐣🧁👩🏼‍🍼 ۹ ماهگی
سلام
قبل این تاپیک من دوازده روز پیش ی تاپیک گذاشته بودم ک درد دارم و اینا …دردی ک ی درد ساده نبود میخوام اینجا بنویسم از بزرگترین اتفاق بدترین یا معجزه هرچیزی ک هیچ وقت یادم نره تو این یازده روز چی گذشت بمن.. اولا ک بگم این اتفاق کاملا نادر بود، من اونشب فک میکردم ی دست درد سرماخوردگیه سادس . بیمارستان رفتم گف چیزی نیس مسکن ساده داد و گف برو باز از درد زیاد رفتم بیمارستان دیگه و دیگ درد نبود ننگی نفس هم بود ،،دیگ سرتونو درد نیارم ک رگ ریم پاره شده بود و‌خونریزی کرده بود و من دو بار عمل شدم و یا زده روز تو ای سی یو ب حالت کما بودم با کلی دستگاه ک بهم وصل بود و من بچمو و جون مو اول از خدا بعد دکترا دارم نمیتونم بگم چ دردی کشیدم چ حالی داشتم و‌فقط نگران بچم بودم حتی تو اتاق عمل از دکتر خواستم بچمو نجات بده فقط ولی شرایط خیلی حاد تر از این بود. این یازده روز برای من یازده سال گذشت و من معجزه خدارو دیدم و ازتون میخوام دعا کنید برام من هنوز بیمارستان بستریم تا وضعیت ریه م بهتر شه برای سلامتی منو بچم دعا کنید😭❤️‍🩹