۴ پاسخ

من که هنوز خابالو هستم 😅ولی دیروز همت کردم اتاق خواب رو کامل مرتب کردم . پسرم دیگه میتونه کشو ها رو باز کنه همه کشوها رو جابه جا کردم . هنوز هم کلی کار دلرم 🫩

اره واقعا
الان در تعجبم
این وقت صبح بیدارم ،😂😂😂

🌻🌻🌻

تصویر

خداقوت بهت مادر قوی 💪 سرت سلامت سایه ی مهرت همیشه رو سر بچه هات 💝

سوال های مرتبط

مامان کسری مامان کسری ۱ سالگی
خب اخرین قسمت از تجربه از شیشه شیر گرفتنم رو بگم و به خدا بسپارمتون .
روز پنجم و شب چهارم ، در طول روز که فقط دوبار سراغ گرفت صبح که از خواب بیدار شد و شب قبل خواب ، که با یه نه قانع میشد بچم 💔 .
طبق معمول برای شب قصد داشتم توی خواب عمیق شیرشو ادامه بدم که خودش اصلا توی خواب وول نخورد و بی قرار نشد در نتیجه منم بیدار نشدم اصن و صبح در کمال تعجب دیدم که عه ! دیشب کلا شیر نخورد شکر خدا 😃 .
ساعت ۶ صبح یکم بیدار شد که با صدای سشوار و کمی بی محلی من دوباره خوابید .
دیروز فهمیدم مثل اینکه اسم روشی که انجام دادم ۴ در ۴ هست ، البته من دقیقا طبق اون نرفتم فقط شبیهش بود .
خلاصه از پروسه شیر گذشتم و به پروسه حالا چی بدم که بخوره وارد شدم 😩.
دیگه همین .( البته یه تجربه شخصی بگم تا وقتی بچه اتون همه ی دندوناش درنیومده برای از شیر گرفتن اقدام نکنید چون بابت دندون دراوردن شبا ناخواسته بیدار میشن و تنها چیزی که ارومشون میکنه شیره وگرنه هی باید راه ببرید و تکون بدید روی تاب و پا و ...)
مامان گل دخترم♥️ مامان گل دخترم♥️ ۲ سالگی
سلام مامانها شبتون بخیر باشه ♥️
من خیلی حالم بده
دیشب که خوابم برد خواب دیدم با دخترم خونه ی پدر بزرگم بودیم خونشون یک پنجره ی بزرگ داره من داشتم با مادرم حرف میزدم برگشتم ببینم دخترم چیکار می‌کنه دیدم پنجره رو باز کرد و پرت شد پایین پایین و نگاه کردم همون لحظه به زمین افتاد و خون همه جا پاشید بیدار شدم داشتم میمردم کلی گریه کردم کلی بوسش کردم بوش کردم ولی آروم نشدم خوابم یک جوری بود همه چی واضح و عادی بود خلاصه تا دم صبح نتونستم بخوابم فقط دخترم و نگاه کردم بعدش یک لحظه چشمهام گرم خواب شد باز خواب دیدم دخترم از یک جای بلند افتاد و دور از جونش تموم کرد بیدار شدم حالم بدتر ایندفعه دیگه واقعا قلبم درد میکرد از ترس دخترم و نگاه کردم خوابیده بود خدارو هزار مرتبه شکر کردم که یک خواب بود دیگه از ترس نخوابیدم تا همین یکساعت پیش دخترم با باباش بازی میکرد چون سرم درد میکرد اومدم تو اتاق یکم دراز کشیدم خوابم برد باز خواب دیدم با دخترم رفته بودم بازار داشتیم راه می‌رفتیم که دخترم گم شد فقط خدا می‌دونه چقدر تو خواب خودمو کشتم و جیغ و داد کردم یهو با صدای شوهرم بیدار شدم گفت چی شده چرا داد میزدی تو خواب گفتم خواب دیدم .خانمها همه ی تن و بدنم میلرزه دیگه جرعت نمیکنم بخوابم این خواب ها چیه میبینم نکنه خدایی نکرده زبونم لال دخترم چیزیش بشه ؟