من روزای اول شدید غمزده بودم الان اون حالت غم رفته ولی زود عصبانی میشم
من قبل وبعدش کلا داغونم🫠🫠🫠
ب سختی تمام🤕🥺
من همون هفته ی اول همش حس گریه داشتم چون توی جنگ بود و از خونم رفته بودم شهرستان پدرم درووومد.. بعد ک جنگ تموم شد و برگشتم خونمون خوب شدم.. الان دوباره چن شبه عصر ب بعد مخصوصا غروووب ، وااای حالِ پنیکمو میگیرم همش اضطراب میگیرم که نکنه نتونم بچمو تنها نگهدارم، نکنه فلان مریضیو گرفتم بمیرم ، نکنه شوهرم خیانت کنه، وای الان بچه گریه میکنه و........ ینی پدرم دروووومده بخدا خسته شدم
من فهمیدم باید چجوری حال خودمو خوب کنم
توم باید بفهمی چی یا کی میتونه حالتو خب کنه
من خودمو خونه نشین کرده بودم و حتی بدم میومد کسی بیاد بهمون سر بزنه
بیرون رفتم شب نشینی رفتم بعد به خودم رسیدم
ناخن گزاشتم موهام کوتاه کردم خرید رفتم لیزر رفتم
چون من از قیافه افتاده بودم لاغر شده بودم از خودم بدم میومد
مگ آدم میرسه ک افسردگی بگیره دختری ک تا الان بیدارا
من الانشم دارم
من از بارداریم داشتم هنوزم دارم و با مشکلات زیادی هم دسته و پنجه نرم میکنم، فقط خداروشکر میکنم همسرم فرشته هس😞
من که کارم به مشاوره کشید هر روز در مطب مشاور تو صف بودم تا تونستم یکم با خودم کنار بیام
وای مننن
داغونم روحیم خراااب
من دارم چون بعد زایمانم هیچ مهرو محبتی ندیدم هنوزم در گیرشم
هیچی هنوز نتونستم کنار بیام رفتم دکتر کفت خودتو لوس نکن پاشو برو خونه😅
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.