۱۳ پاسخ

از بی خوابی واسترس و تغییرات هورمونی همش قوی باش میگذره

سر شاهان افسردگیم یکسال طول کشید به لطف مادرشوهر سلیطه ام ولی سر دلانا خیلی زود خودمو پیدا کردم چون هم مادرشوهرم قطع رابطه بود هم از اول زایمانم تا الان مامانم پیشمه هم تنها نیستم که غصه بیاد سراغم هم خیییییلی کمکم میکنه که همین کمک کردن باعث میشه هم خوب استراحت کنم که یکی از عوامل افسردگی استراحت نکردنه هم فشار بچه داری روم نیست که باز همون فشار‌و خستگی هم باعث میشه افسردگی تشدید بشه هم باهاش مدام درد و دل می‌کنم آروم میشم هرچیزی که حالمو بد میکنه همون لحظه با مامانم در میون میزارم‌فشار روانیش برام کمتر میشه
همراهی همسر خیلی خیلی مهمه که خب متاسفانه این آپشن رو من کلا ندارم

و همچنین از سردرد و استرس و کلافگی زیر چشام قشنگ حلقه افتاده😓

سرپسرم هیچ کاری تو خونه نمی‌تونستم انجام بدم اصلأ حوصله نداشتم ازعیچی لذت نمی‌بردم
گاهی وقتا خونه منفجر میشد ازشدت به هم ریختگی
همش با بچه م رو تخت میخوابیدم
مامانمو وآبحیم میومدن جمع وجور میکردن تمیز میکردن میرفتن شوهرمم اگه کارش کمتر بود کمک میکرد رفتم کلاسای ورزشی بعداز یکسال یا یکسال و نیم بهتر شدم

بدترین درده، و فقط باید صبر کنی ک این روزا تموم شه، کسی ک پیشش آرومی شوهرت مادرت و یا هر کسی دیگه ای
سعی کن همش پیش اون باشی

تا ۳ ماه باهاته
من الان یک هفته است اوکی شدم

ایا کمک دارین؟ من دیدم کسایی که همسران پایه و همراه داشتن کمتر دچار شدن

چرا من اصلا درکی از افسردگی بعد زایمان ندارم تازه باید با عشق بیشتر به زندگی و نی نی برسیم

من افسردگی بارداری گرفتم جونم داشت در میومد رفتم روانپزشک دارم دارو میخورم

من هنوز نرسیدم به اونجا
اما الان حس میکنم روحیم خیلی خرابه
انگار افسردگی قبل از زایمان گرفتم

فقط گریه ارومم میکنه

سعی میکنم بخوابم
احساس من اینه که از کم خوابی افسردگی به سراغ آدم میاد
ترجیح میدم بخوابم و استراحت کنم همین

صبر و تحمل. من هنوز هیچ جا جز بهداشت و دکتر نرفتم خیلی سختمه کسی هم حالمو نمیفهمه

سوال های مرتبط