سلام خانما من چیکار کنم پسر من کارشو ترک کنه هر چیزی ریز پیدا کنه میذاره دهنش زود از دهنش در میارم که یوقت قورت نده همش خونه رو جارو میزنم مبادا چیزی پیدا کنه تو حیاط میریم سنگ ریز پیدا میکنه میذاره دهنش.دیروز یه تسبیح کوچولو باباش داد دستش بازی میکرد تا نصف روز دستش بودبازی میکرد من رفتم اتاق رو تمیز کنم پسرم حال مشغول بازی بود اومدم دیدم پسرم تسبیح رو پاره کرده منم دنبال دونه هاش بودم که دیدم رو زمین همش ۴ تا دونه هست باید حداقل ۱۰ تا دونه باشه .بعدش من همش میگفتم نکنه قورت داده چون هر چی رو دهنش میذاره امروز پی پی کرد دیدم بله قورت داده ۵ .۶ تا دونه تسبیح بود به شوهرم نشون دادم گفت چرا مواظب نیستی منو کلی دعوا کرد والا منم نمیدونستم میخواد پاره کنه قورت بده بنظرتون چیریش میشه شوهرم میگه اگه شکمش کار نکنه فلان میشه به امان میشه اعصابم خیلی خرابه پسر من هر چز میبینه میذاره دهنش چیکار کنم عادتش رو بذاره کنار خستل شدم دو سه بار هم دعواش کردم تو دهنش وسیله گذاشته اما فرار میکرد که من نگیرم

۳ پاسخ

تا دو سال مرحله دهانی هست و طبیعیه
با دعوا فقط لجبازی میکنه و حتی ممکنه تا ۳ سالگی هم عادتش رو نگهداره
روش من اینه بهش با نگاه خنثی و بدون هیچ خشونت یا حتی خنده بهش میگم مامان دست بزن یا مامان فقط نگاش کن
اگه دیدی خیلی لجبازی میکنه با نگاه کاملا خنثی بگو نه تو دهن نمیکنیم یا مثلا من بهش میگم اَهه مامان
جملات ساده و کوتاه استفاده کن و حتما نه لحنت تحقیر امیز باشه نه خشونت بار و نه حتی محبت امیز یا خنده
کاملا خنثی
و کلا هر کاره بد دیگه ای کرد با همین‌ نگاه خنثی تذکر بده

کم کم تا دوسالگی وضعیت همین
باز خداروشکر گلوش نپریده
دندوناشون تیز اشتباه از شما بوده تسبیح دادید دستش فورا نخشو پاره می کنن

دختر منم فقط کاغذ و مقوا و دستمال کاغذی میخوره.خسته شدم والا

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین ۱ سالگی
مامانهای عزیز لطفا هر کس می‌دونه منو راهنمایی کنه چون خودم خیلی شکه شدم... امروز شوهرم بعد از ظهر خوابید منم پسرمو برداشتم بردم تو سالن و در اتاق خواب را بستم که صدا شوهرمو اذیت نکنه و بخوابه.. تو این مدت هم کارهامون کردم یه مقدار میوه تو یخچال بود که همه را برداشتم و شستم که بذارم تو یخچال ولی خوب وقفه افتاد و میوه ها نیم ساعتی بیرون یخچال موندن... شوهرم که بیدار شد بهش گفتم چیزی میخای برات بیارم... گفت آره میوه بیار منم رفتم تو آشپزخانه... پسرم کنار شوهرم رو کاناپه نشسته بود و باری میکرد یهو با نخ افتاد زمین به طوری که ملاجش رو زمین خورد و پاهاش بالا بود ... یه لحظه گفتم گردنش شکست ... حالا شوهر عوضبم شروع کرد فحش به من بده....که مادر فلان شده ت (یعنی من ) مقصره... حالا من هیچی نگفتم ... نشست میوه بخوره گفت چرا میوه ها داغه و شروع کرد به داد و بیداد ..اون نشسته بود رو کاناپه و من رو زمین کنار بچه م نشسته بودم که بهش میوه بدم .... بعد بند شد و با پاهاش محکم کوبید تو بازو چی من.یه جوری که انگار داره شوت می‌کنه یه توپ رو و بعد بهم گفت برو لباساتو بپوش کمشو از خونه من بیرون ... من بلند شدم برم تو اتاق دو باره با پاس زد به باسن من که یعنی تیرپایی داره میزنه بهم ...مدام هم می‌گفت میذارمت دم در و فلان.... من رفتن تو اتاق پسرم و همین طور شوکه بودم و نمی‌دونستم باید چیکار کنم چون شوهرم خیلی خرو گاوه و اگر میرفتم از خونه بیرون محال بود بذاره بچه رو ببرم و به هیچ عنوان هم نمی اومد دنبالم ... بعد چند دقیقه اومد گفت بیا بچه رو عوض کن چون پی پی کرده بود ...