۶ پاسخ

حالا همه بارداری ها شبیه هم نیست😉
شاید دومی سخت نگذره

آخرین باره که این لینک غذای کودک پخش میشه پس زود تر عضو شید .
@food_babyy
کانال ما در روبیکا .❤️

وای دقیقاا،من حتی یادم می افته تن وبدنم میلرزه بس که اذیت شدم

الان پسرم دهنم سرویس کرد همش نق میزنه بخاطر دندون نمیدونم چیه ...

من تا چهار ماهه بالا میاوردم بجایی زیاد کنم کم میکرو جز میوره چندتا چیزی دیگه اصلا نمیتونستم هیچ بخورم بو هرچی به سرم میزد حالم بد میکرد داشتم میمردم اینقدر بالا میاورد از ۲۴ ساعت ۲۰ ساعت بالا میاوردم واقعا سخت بودددددد

منم بچه دوم زده بود به سرم تا یه شب مسموم شدم یاد ماه های اول بارداریم افتادم کلا دیگه بیخیال شدم

سوال های مرتبط

مامان بَشِه❤️ مامان بَشِه❤️ ۱۱ ماهگی
سه روز بیمارستان بودم توی هر اتاقی دوتا تخت بود دوتا طبیعی کنارم میومدن و مرخص میشدن
من شب که زایمان کردم‌گفتن تا دو ظهر چیزی نخورم
ساعت دو چای نبات یا نسکافه یادم نیست خوردم ولی به خودم جرات نشستن نمیدادم شب که زایمان کردم تا خود صبح بالشو از زیر سرم دراوردم و به سرم حرکت ندادم سعی کردم زیاد حرف نزنم چون میگفتندباعث سردرد میشه فرداش هرکاری میکردم نمیتونستم بشینم قرار بود بیان ملاقاتم با کنترل کنار تخم تختو اروم اروم اوردم یالا ولی باز نمیتونستم
به حالت نیمه نشسته وایسادم
پتو رو یکم زدم کنار فقط پانسمان میدیدم فکر کنم شلوار پام نبود برام لباس بیمارستانی جدید اوردن که هنوزم یادگاری برشون داشتم
ملاقاتیا اومد و رفتن شیر نداشتم بچم‌الکی مک میزد و هیچی نبود به شوهرم گفتم شیرخشک بیاره و بهش شیر خشک دادیم
یه پرستار اومد گفت باید سوندو دربیاریم از این به بعد خودت باید بری دستشویی سوندو دراورد بدون هیچ دردی فکرکنم یه روز بعد زایمان بود
ولی من از ترس دیگه نرفتم دستشویی فرداش اومد گفت رفتی دستشویی گفتم نه گفت باشه پس دباره سوند میزارم😏منم از ترس سریع رفتم دستشویی گلاب به روتون همین که رفتم خیلی بهتر شدم میتونستم بشینم از تخت میومدن پایین دوقدم راه میرفتم سریع برمیگشتم
درد داشتم واقعا روز سوم بهتر بودم میتونستم اروم راه برم
دوروز بعدزایمان دیدم دماغ بچم زرد شد بهشون گفتم بچمو بردن یه اتاقی و ازش خون گرفتن منم پشت دراتاق همش گریه میکردم