۲ پاسخ

خوب بشین بغلش کن عزیزم
منم کمرم درد میکنه و به بچم میکم مامان نمیتونم بغلت کنم‌ راه بریم اما میتونم بشینم توی بیای توی بغلم بغلت گنم موافقی میگه اره
بچه محبت شمارو میخواد که میاد میگه بغلم کن بشین هم قدش شو و بغلش کن کیف میکنه بخدا

پسر منم خودشو لوس می‌کنه صداش عوض می‌کنه هی میخواد بغلم باشه ۱خورده بغلش میکنم دوباره می‌زارم پایین دلم نمیاد بهش بگم نه البته خودمم خیلی وقتها دلم تنگش میشه بغلش میکنم دیگه۴روز دیگه قد می‌کشه نمیگه بغلم کن

سوال های مرتبط

مامان پرنیا💕پریناز مامان پرنیا💕پریناز ۴ سالگی
سلام مامان های سخت جان😅🥴
به هم فکریتون خیلی نیاز دارم بچه های من شیر به شیرن و بیش از حد شیطون یعنییی خیلی اذیت میکنم حالا من ی داداشم دارم ک دوسال از دخترم بزرگتره دلیل اصلی رو داریشون ام داداشمه خیلی اذیت کن و لوسه و چند کلمه بی ادب حرف زده و دختر منم یاد گرفته قلبم درد می‌کنه بسکه ناراحت میشم دختر منم تکرار می‌کنه من بخاطر دخترم سعی میکنم دو‌ هفته یکبار برم گاهی مادر شوهرم میگه نبرش واقعا اینجور به نفعشه هم خودم خیلی راحت میشم هم خودش چون اونجا مدام دعواش میکنم وگاهی مجبور میشم بزنمش ولی خودش و داداشم همدیگرو خیلی دوست دارن دختر خیلی دوست داره بریم اونجا منم وقتی دخترمو نمی‌برم خیلی اعصابم خورد میشه چکار کنم بنظرتون😭😭😭😭من بیش از حد به مامانم وابسته ام ولی حرام میکنن وقتی میرم خونشون میام خونه بسکه بی ادبی می‌کنه قلبم آتیش میگیره مجبوریم مدام تنبیه کنیمش بنظرتون چکار کنم😭😭😭😭😭این رفتارظم رو خواهر کوچیکش خیلی داره تاثیر میذاره چکار کنم بنظرتون
مامان دلوین مامان دلوین ۳ سالگی
وای مامانا خیلی عصبیم ینی اوف
پسر خواهر شوهرم ۶ سالشه ما خونهامون یک کوچه فرقشه
گاهی پسر خواهر شوهرم تنها میاد اینجا ۶/۷ ساعت میمونه بازی میکنن با دخترم
منم هر دوهفته یکبار میفرستم خونه ی عمش نهایت دوساعت بعد میرم میارمش
پسر عمش که میاد خونه ی ما انقد بدو بدو میکنن که همسایه طبقه پایینیمون همیشه میاد دعوا می‌کنه باهامون دخترم خدایی آرومه ولی اون نه ،یا لحافت ها رو میریزن تو اتاق انقد اسباب بازی و بهم میریزن خونه رو که حد نداره دخترم دوسال کوچیکتر اگه اسباب بازیاشو نده بهش قهر می‌کنه میگه میرم خونمون یا باهات بازی نمیکنم این بچمم مجبور میشه بهش بده یا همش تهدید می‌کنه میرم دخترم خیلی گریه می‌کنه چندبارم دعواش کردم ولی حالی نمیشه
حالا دختر من چند ساعت که خونه ی اوناس خواهر شوهرم یه گوشی میده دست پسرش از صب که بیدار میشه تا بوق شب دخترم منم پیشش گوشی عمشو میبینه من روزی دوتا نیم ساعت گوشی میدم دست دخترم دوست ندارم گوشی ببینه اونجا میفرستم بازی کنه همش بخواد گوشی ببینه خب همین خونه گوشی میدم دستش
نه خونشونو بهم میریزن نه اسباب بازیاشو میاره وسط منم وقتی پسرش میاد مثل خر بعدش باید کار کنم و اعصابم خورد بشه
اوف چیکار کنم دیوونه شدم انقد حرص خوردم