۶ پاسخ

این چند روز آره رها به شدت بداخلاق شده گرشا زیادی شیطون شده یه بار زدمش نمیدونم شاید هم دو بار غذاب وجدان هم نگرفتم چون کلا مغزم رد داده بود تو اون لحظه بی نهایت اذیت میکنن، اونی که میگه نزدم شاید یه بچه داره منم تا وقتی رها تنها بود حتی صدام بلند نمیشد اما دو تا یا چند تا رو تنها کنترل کردن سخته دیگه یه جایی کم میاری مگه مغز آدم چیه

منم نزدم ولی شاید سرش داد بزنم تازگی‌ها یکم بهتر شده دیگه از نمیزنه

بمیرم الهی، بچه ها به همدردی احتیاج دارن، لابد از یه چیزی ناراحت بوده که آب اوردی گریه کرده.
من تو این مواقع حتما بغلش میکنم و میپرسم چی ناراحتش کرده، اگه باز گریه کنه همینطور بغلش میکنم و بهش میگم هر وقت آروم تر شدی به مامان بگو از چی ناراحتی.
من خیلی دلم برا بچه ها میسوزه

نزدم تا حالا ایشالا که هیچوقت پیش نیاد و بتونیم خودمون کنترل کنیم من الان یه روز مثلا کار دارم نمیتونم باهاش بازی کنم عذاب وجدان دارم

چرا بچها اینجوری ان

🫩🤕🤕🤕چقدر آشنا بود برام حرکتت واقعا تو اعصابم میان زیر گوشم ادم جیغ می کشن و گریه می کنن من پارسال اینجوری کرد زدمش دیگه قول دادم نزنم الان هر وقت این کارو می کنه خودمو میزنم😂اونم مات نگام می کنه

سوال های مرتبط

مامان سوین مامان سوین ۳ سالگی
یه ماگ‌خریدم ۴۸۰ اومدم خونه دخترم رفت روی چارپایه آب از شیر آشپزخونه بخوره از دستش ول شد افتاد شکست امیرعلی هم تو آشپزخونه بود منم انقد عصبانی شدم زدم زیر گریه رفتم تو اتاق امیرعلی خورده سرامیکارو جم کرد اومد تو اتاق گفت خدایی واسه یه لیوان اینجوری زار میزنی اگه آره پاشو بریم یدونه دیگه بخر منم اعصابم خیلی خورد بود گریه میکردم اونم عصبانی شد داد زد فدای سر بچم تو معلوم نیست دردت چیه داری اینجوری اشک تمساح میریزی مث آدم بگو چه کوفتته درد چیه منم گفتم خودت یه دردته داد میزنی سر من و ...
همینجور دعوا بالا گرفت بعد منم بهش گفتم اگه میخای خانوادتو ببینی برو من هیچ وقت منعت نکردم عقده هاتو سرم من خالی نکن مگه مقصر من بودم ؟گفتم نمیخای بیا جدا شیم من راضی تو هم راضی گور بابای ناراضی ! گفت تو واقعا راضی برا طلاق گفتم خیلی وقته! یهو زد زیر گریه رفت کنج اتاق زانوهاش بغل کرده بود گریه میکرد منم دیدم گریه میکنه هیچی نگفتم رفتم تو حال . به خدا من اعصابم از دست دخترم خورد بود نه چیز دیگه
ولی میدونم خانوادشو نمبینه عقده کرده تقصیر منه! خب بره به خدا من حرفی ندارم .عذاب وجدان داره خفم میکنه



فرزند کودک همسر دارو دکتر رفلاکس پوشک مولفیکس تب شدید
مامان کیان مامان کیان ۳ سالگی
دخترا کیان تو کوچه بوده با شوهر عوضیم خاک تو سرش بشه احمق کیان رو کتکش زد من تو خونه بودم صدای گریه کیان اومد بدو بدو رفتم این گاو عوضی زد پس کلش با دهان خورد زمین بچم صورتش بدجور زخم شد و پاش زانوش گوشتش کنده شده گفتم چرا زدیش دعوا کردم با مشت زد تو سرم 💔
گفت ب گربه دست زده گفتم بیا بریم خونه نیومد لج کرده منم با مشت زدم تو کمرش و سرش 😔😔😭😭😭😭 بچم نفسش بالا نمی اومد خدا ازش نگذره شما هم دعا کنین توروخدا نابود بشه نمیدونم یهو بالا آورد کیان از شدت گریه حالش بد شد منم ترسیدم بردم درمانگاه جای خونمون بهش سرم زد دیگ بالا نیاورد الان سه چهار ساعت گذشته خوابیده کیان گفت مواظبش امشب باشم میگم اگ یوقت خوابم برد هر یه ساعت گوشی کوک کنم خوبه یا دیره خیلی میترسم 😔😔😔💔💔
صورتش بدجور زخم شده خداکنه ردش نمونه 😔😔
توروخدا گارد نگیرین ک طلاق بگیر و فلان اصلا الان حوصله ندارم
فردا عکس صورت کیان میفرستم بگین ردش میمونه یانه الان خوابه لامپ خاموش کردم
#شیرخشک #بارداری#شیرخشک #شیرخشک#زایمان#زایمان #شیرخشک #بارداری #شیرخشک#زایمان #شیرخشک#بارداری