میدونید بچه هام چندساله هستن دیگه. امروز هم مثل هرروز بردمشون پارک ، البته با اعمال شاقه🥲 رسیدیم پارک پسرم گفت جیش دارم. شومبول به دست میگفت داره جیشم میریزه. دیگه کلی گشتم یه کوچه خلوت پیدا کردم. طفلی بچم چقدددرم جیش داشت.
اومدیم باز گفت وای پی پی دارم داره میریزه.😐 دخترمم از اونطرف گریه گریه ک میخوام تاب بازی کنم. پیادش کردم بردمشون فروشگاه جانبو بغل پارک. با کلی عذرخواهی گفتم سرویس بهداشتی دارید؟ پسرم دلیپجه گرفته. گفت اره برو اون ته فروشگاه هست.
خلاصه رفتیم کارشو انجام داد بچم.
اومدیم
دخترم رفت تاب بازی. پسرم گیر داد من هولش بدم. یهو اومد از وسط تاپ بیاد جلو ک از جلو هولش بده، تاب بغلی محکم خورد تو سرش افتاد زمین😥 پریدم تاب رو محکم گرفتم ک دوباره نخوره تو سر پسرم😥 انقدر بچم گریه کرد ک خدا میدونه. دست و روشو شستم سرشو ماساژ دادم خوراکی دادم بغلش کردم تا اروم شد. و اینم درنظر داشته باشید ک دخترم همزمان گریه میکرد ک بریم تاب بازی😐🥲

و هرروز همین داستانارو داریم
و باز فردا تیپ میزنیم شاد و خندان میریم پارک
له و داغان برمیگردیم خونه🙂

تصویر
۱۳ پاسخ

چه ترکیب قشنگی دارن خداحفظشون کنه لذت بردم ازدیدنشون

خداقوت دوقلو هستن

🥵هلاک میشه آدم ولی شیرینی سرگرمی همین دوتا ان اختلاف سنیشون چقدر

خدا حفظشون کنه عزیزم آفرین واقعا با اراده و فعال هستین من همین یدونه دخترمو پارک نمیبرم چونکه استرس میگیرم بسکه اینور اونور میدوئه حرف گوش نمیده شما واقعا کارستان میکنین و جرات دارین .. بعدشم فقط یچیزی بگم هرکاری میکنین یا نمیکنین مهم نیست فقط مواظب باشین خدایی نکرده گم نشن و از جلوی چشمتون دورشون نکنین و دوما هم خیلی ناراحت شدم تاب خورده تو سر بچه یکی از دلایلیکه زیاد دخترمو نمیبرم استرس همین آسیب خوردنهاست

خدا قوت من میفهممت واقعا خیلی سخته خداحفظشون کنه 😍🫶🌱

ماشالله به ارادت

من همین ی دونرو نمیبرم تنها پارک

عاشق مدل تعریف کردنت شدم
خدا قوت پهلوان

من بچهام پشت همن و چقد میفهممت، میریم پارک میایم داغون تر از همه خودمم

خداقوت عزيزم

خدا بهت قوت بده خواهر.کار تو خیلی سخت تره.دوتا بچه واقعا تحمل میخواد.خدا برات نگه داره.همین که با این همه سختی میبریشون پارک که لذت ببرن بزرگترین عشق دنیاست

وای خداروشکر بخیر گذشته خیلی مراقب باش از تاب.ب سر پسر منم یبار خورده بیهوش شده بود از گوشش خون میومد خیلی خطرناکه

دورنمای شما که دو تا بچه اونم از هر دو جنسیت دارین برای همه قشنگ و خواستنیِ، اما کسی از دلتون خبر نداره که چه زجری میکشید😓
تنشون سلامت💕

بازم خداروشکر ب خیر گذشته، پارسال پسرم جلو تاب خورد زمین ابروش شکافت، بخیه خورد، البته تاب آهنی خونگی بود

سوال های مرتبط

مامان مملی مامان مملی ۳ سالگی
پسرم ده روز پیشم بود بعد باباش اومد دنبالش بردش شمال موقعی ک پیش من بود میگفت میخام پیشت بمونم دیگه نمیرم پیش بابام وقتی باباش اومد دنبالش بدو بدو رفت پیشش ده روز هم پیش اون بود امروز اورد بهم بده بچم انقد گریه کرد اصلا نیومد بغلم چسبیده بود ب باباش میخواست باهاش بره سوارش کرد ماشین گفت ببرم یه دوری بزنم شام بخوریم دوباره میارمش نیم ساعت بعد پیام داد گفت مسیر خونتون رو بلده میام اونطرف گریه میگنه میگه نریم تو بیا اینجا بگیرش من رفتم رستوران دیدم بازم نمیاد بغلم چسبید ب باباش هرچی بهش گفتم بیا بریم برات خوراکی بخرم اسباب بازی بخرم خانه بازی ببرمت اصلا نیومد گفتم ببریمش پارک اونجا مشغول بازی میشه تو یواش برو دیگه رسیدیم پارک رفت سوار قطار شد باباش رفت دو سه تا بازی کرد یهو گفت بابام کجاس میخام با بابام برم پارک نیاوران گفتم حالا رفته سر کار بعدا میاد دنبالت دیگه بردمش فروشگاه براش خرید کردم خوشحال شد دیگه گریه نکرد اومد خونه خوابید ولی همش میگفت میخام برم پیش بابام خیلی دلم براش سوخت خیلی ناراحتم باباشم خیلی باهام حرف نزد گفتم بچه دوس داره پیش تو باشه صب تا عصر ک میری سرکار بزارش مهد کودک منم میام تهران زندگی میکنم هفته ای سه چهار روز پیش من باشه گفت کجا میخای بمونی گفتم خونه ی خودم یا کار پیدا میکنم دیگه هیچی نگفت وقتی رفت دوتا اهنگ گذاشت رو پروفایل تلگرامش نمیدونم واقعا چیکار کنم اون ک انقد غرور داره اصلا حرفی نمیزنه منم دلم نمیخواد دوباره خودمو کوچیک کنم و برگردم سر زندگیش این وسط بچه مونده بین ما دلم برای بچم میسوزه 🥹🥹🥹 این آهنگا رو گذاشته رو پروفایل تلگرامش نمیدونم تکلیفش با خودش چیه اصلا