۶ پاسخ

به مامانت زنگ بزن بگو
بگو الان که بهت احتیاج دارمو باید برام مادری کنی نیستی بعدا از من انتظار هیچی نداشته باش حتی دیگه تو راهم بمونم پامو خونت نمیزارم که اندازه یه گاوتم ارزش نداشتم
اخه تو مادری میگم نمیتونم تکون بخورم کسی رو ندارم تنهام نمیگم بیا بمون تا بزام یه هفته ده روز بیا پیشم کمک حالم باش و برو
چقدر اخه بی انصاف

جفت منم پايين بود اونموقع دكتر گفت يكم مراعات كن بچه بزرگ بشه ميره بالا همينطورم شد

منم جفتم پایین بود ولی برای ۱۶هفته رفتم بچع جفت را کشیده بود بالا استراحت کن تا بره بالا کار کنی پایین تر میره

فکر کنم زوده بمنم همینو گفتن ولی گفتن اشکال تداره و استراحت کن‌میره بالا
شماهم سعی کن بیشتر استراحت کنی

باید استراحت مطلق باشی یکیو بیار پیشت انشالا بااستراخت بالا میره سر فرنگی بشین اونم نه طولانی مدت

چند هفته ای ؟

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۵ سالگی
سلام.شاید حرفام تکراری باشه.اما واقعا نمیدونم چکار کنم اصلا میتونم امیدوار باشم یا ن.از 7هفته ک خونریزی داشتم گفتن هماتوم.با اینک کاملا استراحت میکردم یک ماه بعد دوباره خونریزی داشتم گفتن هماتوم دوتا شده.بعد دو سه روز غربالگری گفت هماتوم نداری ولی جفتت خیلی پایینه.طول سرویکس 40بود.دکترم گفت تگ سرکلاژ بشی بدتر خونریزی میکنی ب خاطر جفت پایین.حتی گفت نیاز نیست استراحت مطلق باشی فقط کار سنگین نکن.بتز من سعی کردم هیچ‌کاری نکنم.دو روز پیش حس نبض داشتم تو واژن رفتم دکتر گفت سرویکست کوتاه شده.تمپول نوشته ک دیشب زدم.گفت با غربالگری دوم سونو بده برای سرویکس ک اگ پایین تر از 30بود سرکلاژ بشی.الان نمیدونم ترسیدم یا چی دل درد دارم همش.هیچ کسم ندارم بیاد پیشم.اونایی ک بچه کوچیک دارن میدونن واقعا نمیشه فقط استراحت کرد.حتی ب دکترم گفتم خانوادم شهرستانن 5ساعت راهه گفت ب هیچ عنوان تکون نخور.شما جای من باشید چکار میکنید؟ارامش ندارم بخدا.از ی طرف اینک هیچکسو ندارم از ی طرف اینک میگم میشه امیدوار بود ب ادامه بارداری؟فقط خدا میدونه چقد سختی کشیدم
مامان ضحی(ضحا) مامان ضحی(ضحا) ۵ سالگی
سلام مامانا
امروز دخترم تو کلاسشون جشن بود بعد ب بچه ی دیگه کش‌مو پاپیونی دخترم ازش گرفته بود میگفت مال خودمه دخترم هم ازش گرفته بود ک نه این مال منه اون دختره زد زیر گریه ک من اینو میخوام ی دفعه مادر بزرگش و مامانش اومدن تو سینه منو دخترم ک بده بهش گناه داره گریه میکنه من اصلا دخالت نکردم ک ب دخترم بگم بده بهش گناه داره خب دختر منم گناه داره اخه ......
خلاصه مامانش کش مو رو از دخترم گرفت رفت شکلایتی اورد داد دست دخترم اونم داد ب دختر خودش دختر منم گریه اش گرقت منم بلند گفتم مامان این مال تو بود برو بهش بگو بهم بده مال خودمه بعد دخترم ی کم بهونه کرد منم ب صورت اعتراض ک بدونن ناراحت شدم دخترم رو تو بغل گرفتم گفتم برو ازش بگیر گریه نکن برو حقت رو بگیر ....
دخترم رفت جلو ب ی خانمی گفت خاله این کشمو منو گرفته ازش میگیری برام خیلی دلم سوخت اونجا بلند شدم دست دخترم گرفتم رفتم پیششون گفتم خاله این مال تو نیست مال ضحا بوده گفت دوسش دارم گفتم خب ضحا هم کش‌موش رو دوست میخواد مال خودش باشه این کار درستی نیستی وسیله های مرد رو ب زور ازشون بگیری مامانش ازش گرفتش داد دستم منم همون جا دادم دست دخترم و بوسش کردم وسایلام برداشتم رفتم بیرون دیگه مراسم کلاس تموم بود .....
شما بودین چکار میکردین تو این موقعیت گذشت میکردین یا نه حقتون رو میگرفتین؟؟؟؟