۱۶ پاسخ

خودت هم پیشش میموندی گلم
حداقل هم استراحت میکردی مادرت بچه رو داشت هم پیشش بودی دلتنگ نمیشدی

عزیزم پاشو برو خونشون همونجا بخواب اینحوری تا صبح خوابت نمیبره بیشتر داغون میشی برو همونجا هم خودت استراحت کن هم بچت راحت میخوابه فردا هم اونحا باش استراحت کن بهترشدی برگرد خونتون

خودتم میموندی من اینجور وقتا دوتایی میریم خونه مامانم ولی من حالم بد باشه مامانم بهش میرسه

خودتم اونحا میخوابیدی عزیزم

اگه حالت بده عزیزم شک نکن امشب یکم استراحت کنی و فردا صبح قبل بیدار شدنش بری پیشش حتما حالت بهتر میشه.
منم وقتی ۴ ماهش بود مجبور شدم یه شب بذارم پیش مادرشوهرم چون اصلا توانایی نداشتم بیدارشم شیرش درست کنم و بغلش کنم از شدت بیحالی و مریضی ولی فرداش قبل بیدارشدنش همسرم آوردش خونه همچین پرید بغلم که خودم باورم نمیشد بچم انقدر دلتنگم شده.

خیلی سخته واقعا یه لحظه دوری ازشون😞

مامان ماه درخواست دوستی لطفا🙌🏻❤️

وای خدا واست پیش نیاره من ۳ روز گذاشتمش خونه مادرشوهرم و رفتم بیمارستان جراحی داشتم
مردم از دوریش
بعدم نتونستم چند روز بغلش کنم گف تا ۱۰ روز نمیشه بغل بگیری
خیلی بد بود ، خدا واسه هیشکی نخواد
انشالله حالت سر جاش بیاد فردا بیاد پیشت

حالا چ اشکال داره مادرتم مث خودته یه استراحتی بکن

بگی بخااااب راحت

عزیزم حالا ک گذاشتی پیش مامانت امشبو استراحت کن والا هیچی نمیشه یکم بخودت استراحت بده

من ک حتی شده بمیرم م دخترم و از خودم دور نمیکنم چون خیلی وابسته امه میدونم ضربه بدی میخوره .اگه وابسته نیست اشکال نداره

منی که از روز چهلم گذاشتم پیش مادر شوهرم😀
خواهر خودتو اذیت نکن
اگر برات بیتابی نمیکنه خودتو ازار نده

وقتی مامانتو داری غم نداشته باش

چرا گزاشتی اونجاعزیزم

چرا گذاشتی

سوال های مرتبط

مامان کیان و رایان مامان کیان و رایان ۱۲ ماهگی
سلام خانما من با شوهرم از دیروز تا حالا قهرم شبا خونه نمیاد ظهر اومد خونه ناهار خورد پسر بزرگم ۴ سال و نیم داره گفت میخوام با بابام برم گریه.زاری کرد که میخوام برم منم زنگ زدم باباش اومد دنبالش با خودش بردش میره یه شهر دیگه خونه مامانم اینا هم همونجا هست بعد وقتی میخواست بره خیلی بغض داشت انگار دلش نمی‌خواست بره خیلی گرد بعد رفت بغل باباش با گریه از من خداحافظی کرد رفت اولین باره ازم دور میشه شبی هم نمیاد من الان دلم داره میترکه دارم خودمو خفه میکنم از گریه اولین باره ازم دورشده خودشم خیلی ناراحت بود بهش گفتم بیا پیش خودم بعد از ظهر میبرمت پارک اما مثل اینکه دو دل بود رفت همیشه فکر میکردم اگر با باباش بره من خیلی راحتم دیگه اذیت نمیکنه من میتونم یه کم برای خودم باشم اما الان دارم میترکم نیست انگار دنیا برام سوت و کوره خیلی حالم خرابه کلش نمی‌رفت حالا چکار کنم چطور با خودم کنار بیام تا فردا نترکم
شیر خشک رفلاکس. کولیک.شیر مادر