سوال های مرتبط

مامان نفس مامان نفس ۶ ماهگی
قسمت 2️⃣9️⃣خلاصه من تو هفته ۳۵ بارداریم بودم و مادرمم ازاونایی نبود که منو ببره پیش خودش و محبت کنه و بهم برسه یه چندروزی بود موقع راه رفتن زیرشکمم قفل میشد درد میگرفت بعد ول میکرد و من چون بلد نبودم نمیدونستم چرا اینجوریم و اوناهم بهم نمیگفتن مادرشوهر و خواهرشوهر که برم دکتر
خلاصه گفتم هفته بعد یکشنبه دکترم میاد بیمارستان و میرم بهش میگم که اینجوری میشم و رفتم و دکتر نبود مریض اورژانسی داشت و رفته بود که جراحی کنه و من به اون پرستارا انترنا گفتم اوناهم گفتن الان ۳۶ هفته هستی و الان زوده زایمان کنی برو یک ماه دیگه بیا که وقتی داشتم میرفتم یکی داد زد صدام زد خانوم برگرد بیا که دوباره رفتم و گفت یه ماما برگشته بزار معاینت کنه گفتم باشه و وقتی معاینم کرد دستاش کلا خون بود گفت دهانه رحمت ۳سانت بازشده و من ترسیده بودم خیلی ترس برم داشته بود خلاصه تمام آزمایشات و سونوگرافی ها رو نوشت و رفتم انجام دادم و حاضرشدم برای زایمان طبیعی خیلی میترسیدم یدفعه اونجوری شدم