۵ پاسخ

مد جدیده؟اخه هم تختیمم ک ی دکتر عملمون کرده بود دردی مث من نداشت

عه یعنی اون درد طبیعی ک مث پریود یود داشتم برا این بود؟😑من سرم فشار اینا نشنیدم ولی برا اولیم همچین دردی نداشتم...اینبارم فک میکردم شکمم کار نکرده نفخ کرده ک درذ میکنه ولی قشنگ درد پریودی بود

رفتم بیمارستان گفت برو سونو انجام بده
چون خونریزیم کمه

سلام عزیزم منم سز شدم ولی سرم فشار نزدن برام اما خونریزیم هشت روز بود که فقط چند روز اول زیاد بود بعدش دیگه در حد لکه بینی خیلی خیلی کم بود

برا من سرم زدن سرم فشار نیست برا جمع شدن رحم هست سرم فشار رحم رو باز میکنه

سوال های مرتبط

مامان شاهان مامان شاهان ۸ ماهگی
زایمان طبیعی پارت ۲.
میگرفت ول میکرد. منو بردن ی اتاق دستگاه بهم وصل کردن.انقدر میترسیدیم‌ ک بغض کردم تنها بودم هیچکس نبود. دلم گرفته بود دلم میخواست زار بزنم.خلاصه اینا منو از بس شلوغ بود این اتاق ب اون اتاق میکردن. یکی دیگ زایمان ک کرد منو بعدش بردن رو تخت اون. بعدش بهم دستگاه وصل کردن. ساعت شد پنج صبح فقط ی سرم معمولی وصل کردن بهم. تا ساعت پنج همه شیفتا عوض شد. بهم گفت یکم استراحت کن ک سرم فشار بهت می‌زنیم منم از استرس خابم نمی‌برد. ب مامانم گفتم ی کمپوت آناناس برام بخری بعدن بیاری. اونم یادش رفته بود منم از پریشب هیچی نخورده بودم. خلاصه ک یک ماما اومد بهم سرم فشار وصل کردن و دردام دیگ کم کم داشتن شروع میشدن ساعت شش ده نفر اومدن بالا سرم معاینه کردن گفت دوسانتی کیسه ابمو پاره کردن. سرم فشار رو عوض کردن یکی دیگ وصل کردن قوی ترشو. اونم من از بس دستمو تکون میدادم سرعتس زیاد شد دیدم دردام بدتر شدن. یک ماما اومد گفتم اینو درستش کن گفت ولش کن خوبه.اون ک رفت مامای شبفتم اومد زد تو سرش ک چرا آنقدر زیاد شده خطرناکه. خلاصه ک دردام دیگ زیاد شد ماما ها هی می اومدن معاینه میکردن منم داشتم از درد ب خودم می پیچیدم.
مامان علی💙 مامان علی💙 ۲ ماهگی
من نامه داد برای بیمارستان خصوصی صبح ساعت هفت رقنم متأسفانه خیلی اذیتم کردن و گفتن باید اول بستری شی و باتوجه به کم خونی ک داری باید خون تزریق کنی منم قرار بر ذخیره بند ناف نوزادم بود و نمی‌تونستم خون بگیرم
بیمارستان خصوصی خیلی سخت گرفتن و گفتن اگ بمونی سزارین میشی و من اصلا آماده نبودم برای سزارین
ماما خصوصی جدا از بیمارستان خصوصی با دولتی هم کار میکرد و گفت راهی نیست فقط از اینجا فرار کن تا نبردن برای سزارین ساعت ده با رضایت شخصی خودم و همسرم به سختی از بیمارستان خصوصی اومدیم دولتی و ساعت یک ظهر سرم فشار ماما بهم وصل کرد و من یهو قلب بچه با سرم فشار افت کرد سریع قطعش کردن و بهم اکسیژن وصل کردن
خیلی ترسیدم خیلی سریع ماما از ترس گفت برای احتمال اتاق عمل آماده کنید ولی خداروشکر بعد از پنج دقیقه اوکی شد قلب پسرم دوباره سرم وصل کرد و خیلی آهسته سرم حرکت می‌کرد و من دردام شروع شد
خودم دو سانت و نیم بودم و دردام کم کم شروع شد تا چهار سانت و خود ماما کیسه ابم زد
مامان ریحانه 👶🏻💖 مامان ریحانه 👶🏻💖 ۳ ماهگی
تجربه -زایمان
سلام بعد از تقریبا ۱ماه
من ۴۰هفته بدون درد رفتم بیمارستان به خاطر فشار بالا ختم بارداری دادن
بستری شدم و از ساعت ۸شب آمپول فشار رو برام تزریق کردن و درد هام شروع شد درد هام منظم نبود ولی خیلی درد داشتم تا ساعت ۱۲شب درد کشیدم ۲سانت شدم ولی سرم فشار رو قطع کرد درد هامم قطع شد شب خوابیدم و ساعت ۹صبح بهم قرص دادن که دردام منظم شن و دوباره سرمم رو وصل کردن دوباره درد هام شروع شد تا ساعت ۱۲شب درد داشتم دوباره اومدن سرم رو قطع کردن منم هی میگم قطع نکنید دردام زیاد شده که زایمان کنم ولی اونا می گفتن که باید رحمت استراحت کنه
با اینکه سرم رو قطع کرده بود ولی همچنان درد داشتم ورزش های پرشی و اسکات خیلی انجام دادم ولی پیشرفت نکردم ۳سانت قفل شده بود
تا اینکه ساعت ۲ دردم خیلی زیاد شد حالم خیلی بد شد حالت تهوع ، استفراغ شدید گرفتم سر گیجه شدید،چشام کلا تار میدید، یه لرز خیلی عجیبی گرفته بودم که یهو به خودم اومدم دیدم تختم داره تکون می خوره دندونام همینجور بهم میخوردن ماماها اومدن بالا سرم خیلی شلوغ کردن یهو می گفتن فشارش به اوج رسیده داره تشنج میکنه مریض رو سریع بفرستید اتاق عمل دوتا سرم بهم وصل کردن به دستم آمپول زدن سوند وصل کردن بردنم اتاق عمل و سزارین شدم
و دختر قشنگم به دنیا اومد 💖👶🏻
خیلی اذیت شدم ۲روز بخش زایشگاه بودم ۲روز بخش بستری بودم ولی همشون می ارزید به دیدن دخترم
خدایا شکرت بابت وجود دخترم ممنون که منو لایق داشتن یه همچین فرشته ای دونستی 🫀👶🏻❤️