سوال های مرتبط

مامان آوا 🌱 مامان آوا 🌱 ۱ ماهگی
تجربه زایمانم:
من از ۳۵ هفته ورزش و پیاده روی رو شروع کردم و قصدم طبیعی بود از اول، از ۳۷ هفته هرچی معاینه شدم دهانه رحمم بسته و خلف بود و سر بچه فلوت بود. خلاصه ۱۸ تیر روز سه شنبه ۴۰ هفته و یک روز رفتم بیمارستان و بدون درد و هیچ انقباضی با دهانه رحم بسته و خلف بستری شدم، از ۹ صبح تا ۹ شب بهم آمپول فشار وصل کردن اما ۹ شب که معاینه شدم یک سانت هم باز نشده بودم حتی در طول روز یه انقباض و درد هم نداشتم، آمپول فشار و برام قطع کردن و باز ۶ صبح با دوز دوبرابر برام وصل کردن تا یک ظهر معاینه شدم و تازه یک سانت باز شده بودم، اون مدت تو یه اتاق تک و تنها بدون همراه و گوشی و حتی پنجره‌ای که بتونم بیرون رو نگاه کنم بودم و از لحاظ روحی بشدت بهم ریخته بودم، ساعت یک ظهر با یک سانت باز بودن کیسه آبم رو خودشون پاره کردن تا دردام شروع بشه، من از یک ظهر تا ۷ غروب درد کشیدم که باز هم شدید نبود ساعت ۸ شب معاینه شدم توسط دکتر شیفت که شده بودم ۲ سانت، چقدر التماسش کردم که عملم کنه اما نکرد.
(بقیه تو کامنت می‌ذارم.)

بارداری بارداری بارداری
مامان تیام مامان تیام روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان پارت 1
سلام مامانا روز‌‌قشنگ تون بخیر، من امروز 12 روزه که زایمان کردم مرسی از دعای تک تک تون ببخشید که تک به تک نتونستم جواب پیاماتون بدم❤️❤️❤️
تجربه زایمانم رو براتون می‌ذارم، برای مامانای باردار
۲۸ مرداد چهل هفتم تموم شد، سونو روز آخر وزن بچه رو چهارکیلو تخمین زده بود، دکترم بعد از معاینه گفتن شب‌برو بیمارستان بستری شو، هم وزن بچه زیاده هم سرش اصلأ نیومده پایین و احتمالأ نمیتونی طبیعی زایمان کنی، بازم برو بیمارستان بستری شو سوزن فشار بهت بزنن تا فردا اگر طبیعی زایمان کردی چه بهتر اگر نه صبح میام سزارینت می‌کنم، من بدون درد رفتم بیمارستان بستری شدم با دهانه رحم یک سانت، بیمارستان افشار، گفتن چون شبه ما سوزن فشار نمیزنیم بمون تا فردا صبح سوزن فشار میزنیم، دیگه یه سرم معمولی بهم وصل کردن و من روند طبیعی و فیزیولوژیک بدنم برای زایمان طبیعی شروع شد، دردام شروع شد و از ساعت ده شب که بستری شدم تا فرداش ساعت هفت صبح دهانه رحم من به ده سانت رسید، تو این تایم هر وقت درد داشتم با تنفس دردم‌ رو کنترل کردم و سعی کردم راه برم ورزش کنم رو تختم و همش خوابیده نباشم