۲۰ پاسخ

ببرشون گناه داره بنده خدا
اونم دوس داره نوه هاشو ببینه

واقعا کارت اشتباهه، اون بنده خدا به امیدی بچه دار شده ک تو این روزا دورش باشن، حالا ک تو جا افتاده و مریضه تو به این دلیل شاااید بچه ها مریض بشن نمیری ببینشون؟😐

عزیزم حالا من شرایطتتو نمیدونم ولی یکم سخت نمیگیری ؟ حالا یه بار مریض شدن دلیل نمیشه همیشه بشن. حتی پیش مادرتم دیر به دیر میری. من اگه یه ساعت با مادرم راه داشتم هر هفته حتما میرفتم 😁 بعد الان بچه ها بزرگتر شدن مثل نوزادیشون نیست.

اره ببر حتما انققد اشتیاق داره و دل تنگه

راه طولانیه وضعیتت سخت میشه حق داری ولی ببین میتونی جم و جور کنی برو با هواپیما نمیتونی؟؟

عاره کارت اشتباهه ببر گناه داره نوه هاشو ببینه

بنظرم ببرشون چون هم دلتنگه هم مریض هستن برو و دلشون خوشحال کن
هم خودتون روحیه تون عوض میشه
البته بذار هوا که خوب شد برید که اذیت هم نشید

بله کارت خیلی اشتباهه . بنده خدا جا گیر شده حق نداره نوه هاشو ببینه؟
ببر ببینه

خوب با هواپیما برید ..

عزیزم بزار کنی هوا خنک تر بشه بعد برین الان اونجا گرمه بچه هات خیلی اذیت میشن بزار ابان ماه برو
اگه نی تونی هوایی برو که کمتر اذیت کنن بچه هات

هروقت خواهرشوهر و برادر شوهر مجردتم میرن برو که اونا هم کمک کنن
نگران نباش بازی میکنن ببین من سال پیش ۴روز رفتم مشهد انقد دخترام اذیت کردن که نگو
ولی هفته پیش ی هفته اومدم مسافرت شمال با اینکه شلوغی میکردن ولی خیلی بهتر بود نسبت به سال قبل

شرایط خودتون حتما بسنج عزیزم چون راه دو سه ساعته نیستش یه بچه من خودم تا لاهیجان میام اونم با اینکه راهی نیست بازم اذیت میشم شما که ماشالله خدا حفظشون کنه دو قلو هستند

منم دوست دارم ببرم اما واقعا شرایط بردن رو ندارم بچهام آلرژی دارن وقتی مریض میشن من 20روز درگیرشونم واقعا بدون کمکی خیلی سخته مادرشوهرم که تک تنهاس شوهرمم.گفت میام دنبالت میارمت چند ماهی بمون پیشمون قبولش نیس نیس من اگه بچهام حداقل سن 6سال رو داشتنن سالی سه بار میرفتم حتما ..تو این اوضاع سلامتی بچها از همه چیز برام مهم تره واقعا

منم خواهر شوهرم دوقلو داره خونه پدر شوهرش لرستانه خونه بابای خودش خوزستانه و خودش تهران زندگی میکنه بجز دوقلوها یه تک دختر خیلی فضول هم داره ولی با این حال سالی دوبار رو به خونه پدر شوهرش و خونه ی بابای خودش میبره بچه س دیگه اذیتی هم داره قرار نیست ما بخاطر بچه ها از همه چیز بزنیم همین مادر شوهرت اگه دور از جونش چیزیش بشه اولا" خودت عذاب وجدان میگیری بعدم دور از جون اونوقت مجبوری ک حتما" بری چ بهتر الان ببری چشماش به دیدار نوه هاش روشن بشه عزیزم یکم آسون بگیر وقتی ک عروسی کردم مامانم فقط یه نصیحتم کرد گفت اونجوری که دوست داری بعدا"عروس خودت باهات رفتار کنه با خونواده شوهرت رفتار کن

تونمیدونی دنیاچی برات قایم کرده من بودم میبردم

خداییش خیلی بده که راه دور باشه من خودم راهم باخانواده شوهرم دوره سالی یبارو میرم
اخه چه اذیتی داره بچه خب اونجاهم بازی میکنن دیگ
ولی دیگ بخاطر بچم تصمیم گرفتم از این ب بعد تابستونا هم برم شهر شوهرم پیش خانوادش ک بچمو ببینن
شماهم گناه داره ببرید

به نظرم اگه می تونی ببرشون
گناه داره بنده خدا
دلش تنگه نوه هاشه
شاید خدای نکرده تاعید نباشه
البته ان شالله همیشه سالم باشن ولی خوب ادم از فردای خودش هم خبر نداره

حالا یه بار مریض شدن قرار نیست هر دفه مریض بشن
هوا خنک شد اآبان خوزستان خوبه هوا توی راه هم گرما نمیکشین

ببر عزیزم هم خودت هوات عوض میشه .زمستون برین ک جنوب خنکه

الان مادرشوهرت خوزستان هست یا خواهرشوهرت؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان رایان رادین مامان رایان رادین ۳ سالگی
مامان رایان مامان رایان ۳ سالگی
سلام خانوم ها شب همگی بخیر

من این کتاب رو جمعه برای رایان خریدم اسمش بازی با سایه ها هستش
کتاب خوبیه
چند بار با رایان تمرین کرده بودم ولی وصل نمی‌کردم که چندبار ازش بپرسم
الان دیدم. دختر خواهر شوهرم آورده میگه نسیم جون ببین با رایان وصل کردیم گفتم تو وصل کردنی من میخواستم باهاش کار کنم چندبار میگه نه رایان گفت من خطاشو کشیدم
الان دارم نگاه میکنم ببینم چی به چیه چطوری وصل کردم دیدم چندتاش اشتباهه میگم الیانا آخه اشتباهه میگه هر چی رایان گفته من وصل کردم 😐😐 گفتم خسته نباشی
ولی با این حال خیلی خوبه ۹۰ درصدش درسته
وقتی هم ازش می‌پرسیدم اکثرا درست جواب میداد
خیلی خوبه اینجور کتاب ها حتما برای بچه ها بخرین و حوصله به خرج بدین باهاش کار کنین ،
روتین روزانه تون باشه با بچه ها از این کتاب های فکری کار کنین باهاشون
یه کتاب دیگه هم خریدیم اولین هزار کلمه من ، که دو زبانه هست الان فارسی هاشو باهاش کار میکنم بهش توضیح میدم ، بعدا هم برای آموزش زبان خوبه 😊😊📕📚📖
مامان گوجه سبز مامان گوجه سبز ۲ سالگی
امشب چه شب بدی بود من صبح بعد دو ماه اومدم دوباره شیر گاو تست کنم ببینم بهش شاید بسازه این دفعه ،بهش صبح شیر دادم امشب شوهرم سرکار بود گفتم پاشم تا میاد دو استکان واکتز بزنم واکتز ریختم داخل نلعبکی،گوشیم زنگ خورد لیوان گذاشتم تو همون ظرف که تمیز بشه برم جواب بدم یه دقیقه صحبت کردم رومو برگردونم دیدم دخترم لیوان داخل واکتز کرده دهنش ولی نلعبکی دست نخورده بود سریع از دهنش گرفتم و چیزی تو لیوان نبود ولی همون دقیقه آورد بکم بالا بعد انقدر ترسیدم بهش شیر دادم خودش هم ترسیده بود نمیخورد شیر دهان باز نمیکرد با سرنگ دادم سریع هر چی خورده بود آورد بالا حالا نمیدونم واکتز خورده یا نه یا شاید یه قطره خورده باشه سریه زنگ ز دم اورژانس گفت اگه خون تو استفراغ نباشه یا گریه وجیغ نزنه مشکلی نیست ولی میخوای باز به دکتر نشون بده حالا شوهرم خسته اومد خونه بگذریم که با مادرشوهرم با ترس بهش گفتم خسته بود دیگه گند شد حالا دخترم از اون موقع خیلی خوب بود نه گریه نه هیچی اما نمیدونم ترسیده یا شاید جایش میسوزه شام نخورد شیر خم نخورد شیر میبینه فرار میکنه کیک هم یکم گذاشت دهانش نتونست بخوره به شوهرم گفتم ببریم دکتر گفت نه احتمالا نخورده وگرنه آروم نبود با خودش بازی نمیاد اینم بگم موقع خوابیدن یکم نق نق میکرد حالا نمیدونم از همون شیر که صبح تست کردم یا قضیه شب چون دوماه قبل شیر گاو دادم شبش خیلی اذیت کرد دیگه امشب استا دادم راحت بخوابه اما خیلی میترسم اگه فردا هم این بچه هیچی نخوره یا گریه کنه یا هر چیزی شوهرم پدر درمیاره فقط دارم امام ها صدا میزنم به خیر بگذره هم بچه زجر نکشه هم شوهر احمق دیوانه نشه همیشه حواسم به همه چی بود امروز نمیدونم چرا غافل شدم 😭😭😭😭😭😭