۷ پاسخ

بچه که این چیزا رو نمی‌فهمه قطعا با خودش میگه بچه مردم می‌بره منو دوست نداره و نمیخواد بچه رو چجوری قانع کنم خودمو گول بزنم بچه رو چی

عزیزم حتما شوهرت یه چیزی میدونه همه جور ادم میاد آرایشگاه بعضیا مریض جنسین والا من خودم بودم اصن نمیذاشتم بره بفرس کلاس

پسرت ک دیگ بزرگه یعنی واقعا اشک پسر ب این بزرگی رو درمیاره؟؟ 😮😐بگو این بچه بزرگ بشه یادش میاد ک چجور پشتش نبودی و اشکشو در میاوردی بگو ببر جات یاد بگیره یا مثلا اب و جارو کنه براش بعد مشتری موهارو جارو کنه همه جا رو گردگیری کنه پیش بند طرف و ببنده و اینه تمیز کنه وااااا مردا میگن پسر بیاریم افتخارمون بشه الان شوهرت ببرع پیشش کاز یادش بده. افتخار کنه ک پسرش بزرگ شده بهش اعتماد به نفس بده.
حتی میتونه یه غرفه کوچیک باز کنه کنار مغازه و قهوه یا شکلات یا ابمیوه یا هرچی بخواین بفروشه میدونی چقد پسرت اعتماد ب نفس میگیره
تعجب کردم از کار شوهرت و ازاون بدتر ک بابای ببخشیدا نامحترمش گفته خب نبر بچه رو😡

ماشالله بزرگه دیگه بزاره کناره خودش یادش بده
پسرمن ازر۷سالگی با باباش میره سرکار.
باباش روزی چندساعت میاد خونه میخوابه پسرم جاش وایمسته.همسرم تره باری داره

حق داری مگ بچه میخواد چکار کنه اونجا که اتفاقی براش بیوفته؟ کارگاه نداره که ارایشگاه داره ی محیط اروم و بدون خطر. بنظرم حوصله نداره باید تو ذات ادم باشه با بچش وقت بگذرونه وگرنه میبردش یکم باهم صحبت میکردن یکم بهش میگفت بیا نگاه کن یاد بگیر و این چیزا ....همسر من نانوایی داره واقعا کارش مشکله اما با همه اذیتاش دخترام بعضی وقتا میبره......توام بگو حوصلش سرمیره توام ک نمیبریش چندتا کلاس بنویسش

خب خودت روزی یه ساعت ببرش بیرون. بالاخره محل کاره. نمیتونه هم مواظب بچه باشه هم کار کنه و به مشتری برسه.

خدایی راست میگه دیگه‌اون میخواد کار کنه بخواد مراقب بچه باشه اونم دوتا بچه بهم افتادن که نمیشه
حالا هفته ای ی روز بگو ببرش که هم بچه راضی باشه هم اون به کارش برسه
حالا دور از جونش خدای نکرده بره اونجا ی اتفاقی بیفته خودت شاکی میشی ک چرا مواظب بچه نبودی
دیگه محل کار، محل کاره فرقیم نداره که شغل چی باشه

سوال های مرتبط

مامان shahan مامان shahan ۲ سالگی
من یک ماه پسرمو از پوشک گرفتمش پدرمو درآورده میگه جیش دارم میگم بریم میگه نمیخوام دوباره میگه جیش دارم میگه اگه جیش اومد برو دستشویی منم میام میگه ندارم میگه داره پی پی میاد میگم بریم میگه نه نمیاد نمیخوام نریم اینقدر خودشو نگه میداره که شورتش پی پی مالی میشه ولی نمی‌ذاره بیاد بیرون لجبازی می‌کنه میگه بریم پی پی اومد بعد میگه نمیخوام نمیاد برا جیش گریه می‌کنه و میاد ولی بعد که میاد تو دستشویی جیش کرد خوشحال و شاد میگه دیدی جیش داشتم راحت شدم ولی نمیخوام و می‌خنده و آب بازی می‌کنه و زوری باید بیاریش بیرون ولی برا پی پی اصلا نمیشینه در حد ۳۰ثانیه همین که داره میاد بیرون میگه خو بریم تموم شد و پا میشه می‌ره بیرون دیگه مغزم نمی‌کشه
کتاب بردم تو دستشویی ‌اسباب بازی بردم .برچسب براش میزنم .میگم تا ده بشماریم نیومد میریم میگه یه دو تموم شد بریم بیرون بعد پا میشه تو دستشویی بازی می‌کنه فقط میخواد شیطونی کنه و لجبازی منم دیگه کم آوردم راهکار ندارین؟کمکم کنین
مامان دخملی💕 مامان دخملی💕 ۳ سالگی
دخترم هنوز بیداره خدایا من دیگه کم آوردم 😭چن دقیقه پیش شوهرم بچمو کتک زد سر اینکه گفت پرتقال میخام شوهرم آورد باز گفت سیب آورد باز گفت آب میخام اخرم زدش بچم خیلی گریه کرد ...الان چند وقته وضعیت ماهمینه یه خواب درست نداریم ...اصلا خواب به چشمای این بچه نمیاد ازونورم قرص اعصاب میخورم دست چپم قلبم مدام درد میکنه...خدایا کی میخام روی خوش زندگی رو ببینم؟ازهموننن اول که دخترم دنیا اومده فقططط عر زده گریه گرده مارو خون دل داده...قطره ملاتونین برای خوابش بهش دادم همون هفته اول خوب بود دیگه الان اونم روش تاثیری نداره ...توروخدا یه راهی جلو پام بزارین بگین با بچه غرغرو لجبازی که اصلا نمیخوابه باید چیکار کرد..من گو بخورم دیگه بچه بیارم ..خودم هزارتادرد از بعد زایمان گرفتم اینا بکنار....اذیتای این بچه که تمومی نداره به کنار...شوهرمم عاصی شده صبح میره سرکار نصفه شب میاد خونه میگه تو ماشین بخابم بهتر اسایش دارم تا تو این خونه...بخدا که خستم از مادر بودن ..تابحال همچین بچه ای ندیده بودم هیچ لذتی از کودکی بچم نبردم ...هرکی میبینه میگه خدا صبرت بده با این بچه ..تو شانس ماهم ریدن انگار