۴ پاسخ

روز اول نیم ساعت بعد واکسن رفتیم خونه بازی سخت نگرفتم

خداروشکر بخیرگذشته الهی برای کوچولو منم آسون باشه

روز دوم یه خورده تب داشت ولی تا غروب خوب شد

سلام عزیزم دختر منم همینجوریه امروز روز دومشه حتما بهش استا بده چون مسکن هست و دردشو کم میکنه جای واکسنش هم پماد دیکلوفناک بزن دردش کم میشه

سوال های مرتبط

مامان نورا خانم مامان نورا خانم ۲ سالگی
تجربه واکسن۱۸ماهگی
دیروز ساعت ۹:۳۰بود رفتم مرکز بهداشت و واکسن نورا رو زدم واکسن که زدم همونجا بهش استامینوفن دادم باهم پیاده رفتیم براش بستنی خریدم و آبنبات چوبی.نزدیک به چهل دقیقه پیاده روی کردیم باهم رفتیم خونه تا ساعت یک بازی کردی بعد نورا خواب رفت چهل دقیقه ای خواب بود وقتی بیدارشد شروع کرد گریه کردن تمیتونست راه بره خیلی گریه میکرد که من ترسیدم و اومدم پیام گذاشتم و سوال پرسیدم که تا کی این درد ادامه داره و.....
حدودا ساعاتای سه یا چهار بود دیدم یهو بلندشد راه افتاد اولش یکم گریه کرد اما راه افتاد و شروع کرد با بچه خواهر بازی کردن شب هم یه سر بردمش خانه بازی اونجا هم بازی کرد ساعتی نه ونیم شب یهو تبش رفت بالا که با شیاف کنترل کردن هر چهار ساعت یکبار پارکید دادمش فقط یبار بروفن و شیافش کردم امروز دیگه قشنگ داره بدی می‌کنه مثل روزای دیگه الان ۲۶ساعت از واکسنش گذشته و هیچ بهونه گیری یا دردی ندارن فقط یکم بدنش داغه ن خیلی زیاد
مامان امیرماهان🌙 مامان امیرماهان🌙 ۲ سالگی
مامانای عزیز
میخواستم تجربه خودم و پسرمو از واکسن هجده ماهگی بگم
انقدر که طرافیانم و مامانای گهواره میگفتن واکسن هجده ماهگی خیلی سخته بچه نمیتونه راه بره بی اشتها میشه و.....
وقتی واکسن پسرمو زدم یه دونه پای چپ زد یه دونه دست راست و چند قطره خوراکی
تا بیست چهارساعت فقط بهش استامینوفن دادم نمیذاشتم تب کنه هر چهار ساعت میدادم که دوبار آخر رو هر شش ساعت دادم
یک روز فقط نتونست راه بره و گریه کرد
روز بعد دستشو گرفتم وگفتم راه بریم آروم بلندشد یکم ترسید گفتم میخوام برم دستشویی نمیای کامل بلند شد دستشو گرفتم و گفتم تا تای بریم گفت باشه
بعدش گفتم صبحونه بخوریم گفت گذا یعنی (غذا)
که دستاشو گرفتم راهش بردم
دیگه خودش شروع کرد به راه رفتن
بنظرم راه برن خیلی بهتره فعالیت میکنن و واکسن پخش میشه
به من میگفتن نباید راه بره ولی من کار خودمو کردم که پسرم خودش بلند شد به راه رفتن و بازی کردن که یادش رفت فقط میخورد جایی میگفت درد یا یه وقتایی موقع بلند شدن اذیت می‌شد
من کمپرس سرد و گرم نداشتم چون پسرم اصلا نمیذاره هرموقع واکسن هم زدیم نذاشتم
انقدر که میگفتن سخته استرس داشتم اینطوری نبود بنظرم خوب بود
خداروشکر این مرحله رو هم گذروندیم
مامان لنا مامان لنا ۱ سالگی
مامان معجزه مامان معجزه ۱ سالگی
خب از واکسن ۱۸ماهگی پسرم بگم براتون مامانا
پسر من خیلی بد واکسنه .یعنی ۴تا واکسن قبلیارو که زدیم بشدت تب میکرد و اذیت بود .و هیچوقت شربت پاراکید تبشو پایین نمیاورد .یا باید شیاف میزاشتم یا پروفن میدادم .دیروز ساعت ۱۰ واکسنشو زدیم اومدیم خونه ی بابام اینا کلی توپ بازی کرد و بدو بدو کرد .ساعت ۲خوابید ولی انگار یکم بی قرار بود ‌ساعت ۴بیدار شد سرش داغ بود ولی از پیشونی و اینا تب نداشت .خیلییییییی پاش درد میکرد .مرتب هر ۴ساعت پاراکید دادم .اصلا نمیزاشت کمپرس سرد براش بزارم
خیلی بی حال بود و بشدت درد داشتو از دیروز ۱۰ صبح هیچی بجز شیرم نخورد .خداروشکر شب تب نکرد شدید و با همون پاراکید کنترل شد .فقط پاش درد داشتم و چون عادت داره تو خواب هی تکون بخوره نمیتونست بخوابه .دیدم خیلی درد داره یه بار بجای پاراکید پروفن دادم .۲ساعت خوابید ۶صبح بیدار شد دهنشو نشون میداد که گشنشه .یکم نون بهش دادم قشنگ خورد ۸بیدار شد و حالش خوب بود .فقط تا الان خیلی بامزه لنگون لنگون راه میره 😂و یکم میترسه زمین بزاره پاشو
خداروشکر تا الان این واکسن برامون مثل قبلیا خیلی سنگین نبوده چون واقعا از شدت استرس این واکسن قلبم درد میکرد