۱۵ پاسخ

عزیزم کارت درست بوده
برای چی بچه رو بدی به غریبه
هیچ وقت نده
برای منم تو حرم پیش اومد یه دختر نوجوان عرب اومد بااشاره و زبان خودش گفت بچه رو بده بعد من لبخند زدم گفتم نه ممنون دستمم به نشانه رد تکان دادم
حتی اگر دزدی هم نباشه ممکنه ویروسی چیزی داشته باشن خودشون ندونن
کارت خیلی هم درسته
از این به بهد برای اینکه عذاب وجدانم نگیری به یه بهونه بالند شو برو ی جا دیگه

ببین شاید باورت نشه بهتریننننننننننننننن کارو کردی
الکی الکی آدم چیزی به دلش نمیوفته

عذاب وجدان‌نگیر ادم حتی ب فامیل خودشم شاید دلش نخواد بچشا بده آلودگی هست مریضی هست نباید ک هی بچه طفل معصوم دست ب دست بچرخه ب این‌چیزا فکر کن ک‌نمیخوای بچت مریض بشه خدای نکرده

عذاب وجدان نگیر الان یه زمانی شده ادم نمیتونه به کسی اعتمادبکنه

میگم گلم هوا سرده اگه تا برم امام رضا باید با خودم لباس زمستونی ببرم

همیشه به حس هات اعتماد کن.‌ کار خوبی کردی ، شک نکن .

ماهم ماه دیگه قراره بریم مشهد خیلی از این بابت ها نگرانی دارم

منم یه بار تو مطب بودم نگاهای یه خانومه اذیتم میکرد بعد اومد گفت دخترتو میدی بفلم گفتنم نه عزیزم گریه می‌کنه

بنظرم کار خوبی کردی

زیارت قبول، التماس دعا❤️ عذاب وجدان نگیر، تو در مقابل بچه ات مسئولی، کار خوبی کردی

وای چه ترسناک

خیلییییی کار خوبی کردی

سلام عزیزم زیارتت قبول چی بگم والا شاید چون پاکستانی بودن ترسیدی
میدونی ک‌کوچولوهامون انقد نازن همه میخان بغلشون کنن من خودم وقتی میرم حرم بچم و همه میگیرن دست ب دست میچرخه ب نظرم اونا هم فقط یکم ذوق کرده بودن 🙂

والا من دیروز بازار هر کی دختر مو میدید تو مغازه بغلش میکرد منم چیزی نگفتم...حالا گذشته دیگه ناراحت نشو

اگه توحرمی یه دعاواسه مابکن شایدقسمت مابشه ماهم بریم مشهدالان چندماهه میخواهیم بریم قسمت نمیشه🥲

سوال های مرتبط

مامان مَهان💗 مامان مَهان💗 ۶ ماهگی
امروز کلاس آنلاین داشتم
همزمان که کلاس داشتم به بچه شیر میدادم
دخترم هم بد قلق یدفه شیر نخورد گریع میکرد
و فقط هم خودم می‌دونم که چطور ارومش کنم که یذرع شیر بخوره محض رضای خدا
این وسط استاد منو صدا میزد
دخترم گریه میکرد
خواهر شوهرم هم بچه رو از بغلم کشید برد میگف بدش من تا تو درست تمام شه...درسته که دوستش داره
ولی همه ی اطرافیان من می‌دونن که من بدم میاد کسی بچه رو یکدفعه از بغلم همینطور بکشه ببره در صورتی که داشتم تلاش می‌کردم بهش شیر بدم
نزدیک بود دیگه بزنم سیم آخر ی چیزی بگم بش🤦🏻🤦🏻تا شوهرم اومد وسط گفت بچه رو بهش بده فقط خودش بلده ارومش کنه پیش تو نمی‌مونه
جالب هم اینجاس بچم تا میبینشون گریه می‌کنه و می‌ترسه چونکه زیاد همدیگه رو نمی‌بینیم
هنوزم حرص میخورم از دستش..مثلا دماغ بچه رو کشیده فشار داد منم بچه رو برداشتم گذاشتم بغل خودم گفتم لطفا نکن
😐من جدی جدی بهشون میگم با بچم باید درست برخورد کنید اینا خودشونو میزنن کوچه علی چپ