۶ پاسخ

منم دخترم ی مدت صبح ساعت چهاربیدارمیشد جیغ میکشید میگف اقاعه داره میخنده با دست ب ی طرف اشاره میکرد براش دعا گرفتیم بهترشد
شبا موقع خواب ایت الکرسی بخون فوت کن براش

واقعا چرا اینجورین دلوین. از اول بد بود ولی الان ۶۰ روره دیگ از کنترل خارج

اگ میدونی تو خانواده شوهرت یا خانواده خودت یا حتی فامیلاتون کسی اهل رفتن پیشه دعا نویس هست..
پس حتما برو یه نصار واسه خودتون بگیر بذار ک هیچکس نتونه دیگه دعا براتون بنویسه

چهار قول بخون خونتو زیرورو کن بگردم شاید کسی دعای چیزی آورده گذاشته تو خونتون..
بعدشم امشب جاتون بندازین تو حال بخوابین ببین بازهم دختر گریه میکنه یا ن

حتما می‌ترسه تنها بخابه

عزیزم اسم وختر منم دلوین دقیق همینه ک گفتی ما میریم تو کوچهتت اروم شه.

سوال های مرتبط

مامان Sunshine ☀️ مامان Sunshine ☀️ ۱ سالگی
امروز بعد از مدت ها رفتیم حرم همش هم بخاطر اینکه دخترم خیلی اذیت میکنه و یه جورایی من و شوهرم کلا خوف داریم بریم ازبس که باید دنبالش بدوییم حالا مشکل اینجاست امشب وقتی رفتیم فقط تونستیم تو خلوتی موقع نماز جماعت حدود نیم ساعت بشینیم بعدش که شلوغ شد اصلا دخترم قابل کنترل نبود همش وسط دست و پای مردم میرفت بغل ماهم نمیومد جیغ می‌کشید خلاصه ماهم برگشتیم سریعا حتی نشد یه صلوات بفرستیم😂😭همش دنبالش بودیم ☹️ شوهرم میگه دخترمون خیلی اذیت میکنه و اصلا آروم و قرار نداره! میگه توحرم خیلی از بچه های هم اندازه دخترم آروم کنار خانوادشون بودن یا دستشونو گرفته بودن و راه میرفتن ولی دختر من اینکه پاش به زمین برسه از ما فرار میکنه نزدیکش هم بشیم جیغ میزنه شوهرم میگه نکنه این کاراش طبیعی نباشه! بنظرتون طبیعی نیست؟ چون خواهر شوهرم هم پسرش 4 ماه از دختر من بزرگتره ولی خیلی آروم و سر به زیره اما امان از دختر من همینکه از خونه بریم بیرون با من و پدرش عین دشمن خونی برخورد میکنه 😑💔همش فرار و جیغ
تازگی هم شوهرمو میزنه😶گاز میگیره و موهاشو میکشه با اینکه ما اصلا جلوش نه دعوا کردیم نه باهم مشکلی داریم نمیدونم چرا اینجوریه شوهرمم همش میگه این بچه پرخاشگر شده😕😒بچه های شماهم این مدلی ان؟
مامان Andia مامان Andia ۲ سالگی
سلام مامانا دختر من یک سال و نه ماهشه راستی میخواستم راجعه موضوعی ازتون سوال کنم ما هر سه چهار روز مثلا خونه مادرشوهریم اینایم، سه چهار روز هم خونه خودمونیم و این که دختر من خیلی به پدر شوهرم و مادر شوهرم وابستن، اون‌ها هم آدمای خیلی مهربونی هستن از موقعی که بچه هم به دنیا آمد همه شو پیشیمون بودن کمک کردن، نگه‌داری کردن خیلی بهش محبت میکنن من از این موضوع خوشحالم اما مثلا ما هر وقت که میاییم خونشون بچه هم دیگه من و پدرشو اصلا تحویل نمیگیره اصلا پیشمون نمیاد یا بغلمون نمیمونه و توی خونه خودمون به من و پدرش مامان و بابا میگه مثلا ماما، بابا صدا میکنه اینجا هم پدرشوهرم و بابا صدا میکنه و مادرشوهرم و مامان صدا میکنه خوب؟ یعنی دیگه من و پدرشو را اینجا صدا نمیکنه فقط میره پیش اونا و همه کارهایی خوابش و شیر و بازی و همه چیز دیگه با همون هست و من از یه وقت خوشم خیلی بد دلم میگیره ناراحت میشم میگم یعنی چیه الان بچه من؟ میفکر میکنم دو تا مامان و بابا داره اینجوری تقسیم شده مثلا آنها رو بیشتر از ما دوست داره مامان و بابا پیشمون میکنه فکر میکنه آنها هم مامان و باباشن و اینجوری که آنها رو صدا میکنه آنها رو هم صدا میکنه دلم خیلی میگیره