امروز بعد از مدت ها رفتیم حرم همش هم بخاطر اینکه دخترم خیلی اذیت میکنه و یه جورایی من و شوهرم کلا خوف داریم بریم ازبس که باید دنبالش بدوییم حالا مشکل اینجاست امشب وقتی رفتیم فقط تونستیم تو خلوتی موقع نماز جماعت حدود نیم ساعت بشینیم بعدش که شلوغ شد اصلا دخترم قابل کنترل نبود همش وسط دست و پای مردم میرفت بغل ماهم نمیومد جیغ می‌کشید خلاصه ماهم برگشتیم سریعا حتی نشد یه صلوات بفرستیم😂😭همش دنبالش بودیم ☹️ شوهرم میگه دخترمون خیلی اذیت میکنه و اصلا آروم و قرار نداره! میگه توحرم خیلی از بچه های هم اندازه دخترم آروم کنار خانوادشون بودن یا دستشونو گرفته بودن و راه میرفتن ولی دختر من اینکه پاش به زمین برسه از ما فرار میکنه نزدیکش هم بشیم جیغ میزنه شوهرم میگه نکنه این کاراش طبیعی نباشه! بنظرتون طبیعی نیست؟ چون خواهر شوهرم هم پسرش 4 ماه از دختر من بزرگتره ولی خیلی آروم و سر به زیره اما امان از دختر من همینکه از خونه بریم بیرون با من و پدرش عین دشمن خونی برخورد میکنه 😑💔همش فرار و جیغ
تازگی هم شوهرمو میزنه😶گاز میگیره و موهاشو میکشه با اینکه ما اصلا جلوش نه دعوا کردیم نه باهم مشکلی داریم نمیدونم چرا اینجوریه شوهرمم همش میگه این بچه پرخاشگر شده😕😒بچه های شماهم این مدلی ان؟

۱۱ پاسخ

دقیقادخترم اینجوریه میریم شاه عبدالعظیم عین موشک میدومیخوای بگیریش فرارمیکنه میره ازهمه شیرینی میگیره عین ندیدها ابرومون میبره مردم هم خوششون میادمیبوسنش میترسم گم بشه توخونه عین دخترت باباشم میزنه

پسر منم همینه با این تفاوت که فقط منو می زنه چون من اکثرا بغلش می کنم و جرات نمی کنه باباش بزنه

یکم ازادش میزاشتی
ما هر بار میریم حرم میریم اونجایی که زن و مرد کنار همن دخترم کلی بازی بدو بدو میکنه خلوت ترم هست کلی ام بچه اونجاست

دختر منم همینه رفتیم عروسی ی بچه دیگ هم بود ک دقیقا همسن دخترم بود از اول تا آخرش نشست بغل مامانش ولی دخترم از اولش انگار صاحب مجلس بود اهنگ خاموش میشد میرفت جلو باند داد میزد ک چرا نمیخونه همش میرفت اینور اونور شام ب زور خوردیم یکم و ....🤦🏻‍♀️😅

پسر من با اینکه همش بیرون نمیدونم چرا تا یکی بااش حرف میزنه شدید گریه میکنه

ببین تمام ویژگی هایی که گفتی لحظههههه به لحظه اش دختر منم هست یعنی انگار شرایط مارو گفتی
همین امشب داشتم به همسرم میگفتم چرا ما نمیتونیم مثل بقیه یه قدم راحت تو خیابون بزنیم
تازه دختر من دنبال گربه هام میکنه اسیییییریم از دستش

وای دختر منم اینطوریه بخاطر همین موضوع اصلا دوست ندارم برم بیرون چند روز پیش گفت باید بذارینم زمین گذاشتیم شوهرم دستشو گرفت یکدفعه یجوری دستشو کشید بدو بدو کرد کم مونده بود برسه به خیابون خداشاهده دوتامونم اون روز مردیم دیگه نمیرم بیرون

ن اینجوری میست‌پسرم

گفتم ببرمش پارک هر روز بلکه عادت کنه روز سوم پشیمون شدم 😂😂

هر بچه ای فرق داره بدی هاش اصلا مشکل نداره
پسر من بیرون بریم کلا دستم رو میگیره دو قدم ازش دور بشم گریه میکنم تو شلوغی ولی به جاش از بزرگ تا کوچیک رو میزنه چ فایده

بله دقیقا همینجوری😂🫡

سوال های مرتبط